آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
برداشتی از وادی اول
یکشنبه 5 مهر 1394 ساعت 12:26 | نوشته شده به دست لژیون همسفر میرزایی | ( نظرات )

به نام خالقی که اندیشید ونخستین اندیشه اش انسان بود

با تفکر ساختارها آغاز می شود و بدون تفکر هر آن چه که هست رو به زوال می رود

آیا می دانیم چرا نقطه ی آغازین صعود در آموزش های کنگره ی 60 به تفکر اختصاص داده شده است؟آیا برای شروع سفری هزار فرسنگی می توان قدم اولی جز تفکر در نظر گرفت؟آیا می توان برای حرکت از نقطه ی بسیار تاریک و ظلمانی موجود به سمت نور جرقه ای به روشنگری تفکر یافت؟


"تفکر" حرکتی درونی که منجر به پیدا شدن و خلق می گردد،قدرت شگفت انگیزی که انسان را از سایر موجودات متمایز گردانیده و او را یاری می کند تا در کارگاه آموزشی حیات به کسب معلومات و مهارت های جدید پرداخته و شناخت بیشتری نسبت به خود و سایر مخلوقات و خالق کل هستی پیدا کند،همان معرفتی که می تواند او را به تکامل مادی و معنوی برساند، "اندیشه" ای که او را شایسته ی مقام جانشینی و مسئولیت امانت داری نموده و ابزار معراج او در تمام طول حیاتش خواهد بود.

تمامی "پیدایش ها وزایش ها" در حیات ما انسان ها،دستاورد لحظه لحظه ی اندیشه های ماست و این طرز تفکر و نوع نگاه و نگرش ماست که واقعیت های زندگی ما را خلق خواهد کرد.

در متن وادی اول گفته شده که: "همه ی انسان ها برای پیدا شدن لازم است که تفکر نمایند." آیا  تاکنون از خود پرسیده ام که گم گشته ی من چیست و من  به عنوان یک انسان برای یافتن چه چیزی لازم است تفکر کنم؟ در بین این همه هیاهو ودغدغه های زندگی به دنبال چه هستم؟ پول،مقام،مادیات،هوس،عشق،قدرت،انسانیت،لذت،آسایش،آرامش،خدا،.......وخودم

"خودم" خودی که با دست یافتن به آن می شود تمام گم گشته ها را یافت،خودی که با شناخت نیرو های راستین درونی اش می توان به قدرت کن فیکون دست پیدا کرد و به آرامش پایدار درونی رسید.

اولین و مهم ترین گم گشته ای را که باید پیدا کنم "خودم" هستم،خودم را گم کرده ام!!خودم را از دست داده ام!!شخصیت ،حیثیت،شرف و مقام انسانی خودم را در زیر خاکستر های متعفن"ضد ارزش ها" مدفون کرده ام.

"خودم" به دام اهریمنی اسیرم که جزئی از وجود خودم است و مانند موریانه ای مرا از درون می جود!آری من با دستان خودم و با خواسته ی خودم درب های شهر وجودی ام را به روی شیاطین پنهانی گشوده ام و آنها بیرحمانه به شهرم یورش آورده و شهرم راتسخیر کرده و به نابودی و ویرانی کشیده اند و این تنها خود من هستم که بایستی با تفکر واندیشه و ترسیم نقشه ای بدون بازگشت و با عملکرد صحیح خودم شهرم را به سمت سازندگی و آبادانی هدایت کنم.

من با تفکر سالم می توانم پاسخ های روشن و عاقلانه ای برای سوالات خود بیابم ،پاسخ هایی که بتوانند مرا در مسیر "یافتن خودم" یاری دهند.آیا به روشنی می دانم بایستی از کجا و چگونه حرکت کنم؟آیا خواستار ریزش این اهریمن هولناک هستم؟آیا بذر رویش و زایش را در خود بوجود آورده ام؟آیا برای وصل شدن به بند الله،حاضر به گسستن بندهایی که تار و پود وجودم را به نادرستی به هم متصل نموده ،هستم ؟وآیا درد و رنج و مشقت این جدا سازی را با جان و دل می پذیرم؟!

من،تا چه حد برای خلق ساختارها وترسیم خطوط جدید در زندگی خود اندیشیده ام؟

من،تا چه اندازه ساختارهای منفی پر قدرتی را که در درونم ریشه دوانیده و دائم از نیروهای درونی من تغذیه کرده و همچون دراکولای خون آشامی درونم را به خاک و خون کشیده اند،می شناسم؟

آیا می دانم در این دریای متلاطم و طوفانی و در این مسیر پر نشیب و فراز،همیشه بایستی با نیرو های عظیم بازدارنده که گاهی حتی در هیبت یک "انسان از نوع خودم" ظاهر شده و مطالب ویرانگر خود را القا می کنند،دست به گریبان باشم؟

آیا به "احیا شدن "خودم فکر می کنم؟آیا تاکنون اندیشیده ام که از دانه ی گندمی که در دل تاریکی قرار می گیرد و از "درون پوسته ی خود را می شکافد" و خود را از دل تاریکی بیرون کشانده و جوانه می زند و هزاران دانه ی گندم تولید میکند ،رویش و زایش را الهام بگیرم ،مگر من از یک دانه ی کوچک گندم عاجزتر و ناتوان تر هستم؟!  و با تفکر در می یابم که من انسان هم قابل احیا شدن هستم و می توانم خودم را از یک مصرف کننده ی بی مصرف و مخرب به مرحله ی تولید و زایش برسانم.

 من،به سکون و رکود و سقوط فکر می کنم یا به تحرک و صعود؟آیا به قابلیت تغییر و دگر گونی خودم و نوع دیگر شدن و نوع دیگر نگاه کردن،فکر می کنم؟ آیا با خودم صادق هستم؟! آیا در مسیر روشن خود به درستی حرکت می کنم یا با وجود روشن کردن راهنمای سمت راست به چپ گردش می کنم؟!

آیا فضای تاریک درونم را حس می کنم؟ مگر می شود دل سیاه باشد و عشق و امید و باور را حس کند؟مگر دلی که سیاه است می تواند نیروی مافوق و حمایت و یاری او را حس نموده و حضور او را به عنوان یک تکیه گاه محکم و مطمئن در یابد! آیا زنگارتیره ی ضد ارزش ها را از آیینه ی دلم زدوده ام تا زیبایی ، روشنی بخشی و گرمای دل افروز مسیر جدید زندگی ام را با جان و دل خود حس کنم؟

دیدن حقیقت چشم دل می خواهد و تنها راه باز شدن چشم دل تزکیه و پالایش است و اولین قدم در مسیر تزکیه و پالایش یک تفکر سالم است و چه جرقه ای  می تواند روشنگر فضای تاریک درونم باشد جز "تفکر"

کمی تفکر کن

استاد نقاش،چه نقشی از خود بر صفحه ی  زندگی ترسیم نموده ای؟!

استاد نوازنده،چه سمفونی را برای زندگی خود خلق کرده ای؟!

زیبا و مثبت اندیشه کن ،تا کائنات هم با نت های زیبای تو،زیبا بنوازند و سمفونی زندگی تو زیبا خلق شود.

وکلام آخربخشی از یکی از پیام های زیبای کنگره است

"آن هایی که باید بفهمند می فهمند و آن هایی که همیشه در تمام دوران ها آمدند و رفتند ونفهمیدند باز هم نخواهند فهمید"

باسپاس از بنیان کنگره ی 60 جناب مهندس دزاکام

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسه هفتگی از دیدگاه یک همسفر،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر نسرین جمعه 17 مهر 1394 22:13
با سلام وخدا قوت
خانم سهیلای عزیزم بسیار عالی بود.در پناه خداوند باشید.همسفر پرتلاش.
همسفرسعیده پنجشنبه 16 مهر 1394 19:41
خانم میرزایی خیلی عالی بود
همسفر آتنا چهارشنبه 15 مهر 1394 21:38
خدا قوت خانم سهیلا مثل همیشه عااااااااااالی
همسفر مهری سه شنبه 7 مهر 1394 17:44
با سلام و خدا قوت بسیاااااار عاااالی بود. ممنون از لژیون خانم میرزایی
همسفر فرزانه یکشنبه 5 مهر 1394 18:54
باعرض سلام و خداقوت خدمت لژیون خانم میرزایی عزیز.بسیار زیبا و تاثیر گذار بود.ممنونم
مسافر رضا یکشنبه 5 مهر 1394 17:12
با سلام وخدا قوت خدمت لژیون خانم میرزایی،بسیار عالی بود.
یکشنبه 5 مهر 1394 15:34
باسلام وخداقوت خدمت خانم میرزایی عالی بود
همسفر میلاد یکشنبه 5 مهر 1394 14:19
با عرض سلام و خدا قوت خدمت لژیون سرکار خانم میرزایی برداشت بسیار زیبا و عمیقی بود
همسفراکرم یکشنبه 5 مهر 1394 13:05
با تشکرازلژیون همسفرمیرزایی خداقوت بسیارمطالب خوبی بود
مسافر علی یکشنبه 5 مهر 1394 12:55
باسلام متن زیبایی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: