آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
نیروها را به باتلاق نریزیم
شنبه 3 مهر 1395 ساعت 07:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )

"بنـــــام خالــــق خوبیـــــــها"

ما مصرف کنندگان چندین سال در خواب خرگوشی به سر میبردیم و تنها به مصرف مواد فکر میکردیم.تا اینکه بیدار شدیم و فهمیدیم که راه اشتباهی را رفته ایم و با حضور در کنگره سعی در جبران آن نمودیم.با درست سفر کردن در کنگره و گام نهادن در مسیر صحیح نیروهای خفته،در ما بیدار شدند و تفکرمان تغییر کرد.حال که به اینجا رسیده ایم بایستی ارزش آنرا بدانیم.انسان برای چیزی که تلاش کرده باشد ارزش قائل است و چیزی که مجانی و بی زحمت به دست بیاید؛زود هم از دست میرود و ممکن است تخریب نیز بوجود آورد.

 


ما باید بدانیم که با پایان هر پله،پله ای دیگر شروع میشود و با پایان سفر اول،سفر دوم آغاز می گردد.به عبارتی پایان هر نقطه؛سرآغاز خط دیگریست.آموزش هیچگاه متوقف نمیشود و برای علم هیچ پایانی وجود ندارد و این موضوع در تمام سطوح هستی صدق پیدا میکند.وقتی نقطه ای پایان می یابد و موخواهد آغاز دیگری اتفاق بیافتد،هیچکس غیر از خداوند از آن اطلاعی ندارد،حتی انبیا.مگر اینکه خداوند اذن آن را به آنها بدهد.چیزی که مهم است این است که با کیسه و دستی پر به پیشواز آغاز دوباره برویم.

کسی که در مرحله ای تلاش لازم را نکرده باشد و یا بعبارتی چنته یا کیسه اش پر نباشد در مرحله بالاتر با مشکل مواجه میشود و نمیتواند نتیجه مطلوبی بدست بیاورد.در کنگره یک سفر اولی باید با تلاش و جدیت و دریافت آموزشات،تیپر کردن صحیح و طبق برنامه سفر خود را به پایان برساند تا رهایی برای او معنای واقعی پیدا کند و با کیسه ای پر سفر دیگری را در جهت شناخت خویش آغاز نماید. این همان چیزی است که ارزش بسیاری دارد و باید بهای آنرا دانست و آنرا حفظ نمود و بواسطه آن به محبت رسید؛زیرا آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست.

محبت پیوندی است که درکل کائنات و هستی در جریان است.محبت سطوح مختلف دارد مثل محبت یک مغازه دار نسبت به مشتری اش زیرا به او سود و منفعت میرساند.زمانی که انسان به مرحله بالایی از دانایی برسد و پی به نظم و اصول و قوانین هستی و کائنات ببرد و هستی را درک کند؛نیروی محبت و عشق در او به اوج میرسد و آنگاه به تمام انسانهای دیگر و همه موجودات بی واسطه محبت میکند.در پرتو نور و قدرت الله بودن است که محبت را در شخص بوجود می آورد.

یک مسافر سفر دوم که سفر اول خوبی داشته است،در طول سفر اول شهر وجودی یا جسم خودش را که تبدیل به ویرانه ای شده بوده را مرمت نموده و حال اگر میخواهد این شهر یا جسم تازه ترمیم شده،دوباره دچار ویرانی و زلزله نگردد بایستی به حرفهای راهنمای خود به خوبی گوش کند و آنها را جدی بگیرد.باید از نیروهای جسمی و روانی بدست آمده که تازه بیدار شده اند،در راه درست استفاده کنیم و طبق فرامین الهی عمل نماییم؛در غیر اینصورت جسم ما دوباره دچار زلزله و ویرانی میگردد.ما ازتاریکی ها که باعث ترس،حقارت و جهالت ما شده بود،جدا شده ایم و باید حواسمان به خودمان باشد و خوب بدانیم چه اعمالی را انجام بدهیم و چه اعمالی را انجام ندهیم و از نیروهای درونی خود بعنوان سپاهی بزرگ و نیرومند برای انجام کارهای خوب و سازنده استفاده نماییم و این نیروها را به هیچ و پوچ هدر ندهیم و به باتلاق نریزیم.

برگرفته از سی دی"نیروها را به باتلاق نریزیم"جناب آقای مهندس حسین دژاکام.

"پایان"

نویسنده مقاله:مسافر داود افشار

لژیون:آقای بهنام نوری

نگارنده:مسافر سجاد عراقی

 تنظیم:همسفرمیلادعیدی

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
جواد سلطانخواه شنبه 3 مهر 1395 21:42


پرنده‌ی آزاد
می‌وزد
بر گُرده‌ی باد
شناور بر معبر رود
تا سرمنزل همواره‌اش
موج می‌خورد بال‌هایش در تُرنجه‌ی آفتاب و
بی‌هراس
آسمان را از‌آن خود می‌داند. ــ

پرنده‌ی دیگر اما
قفسیِ حصر تنگ وُ تارش
هیچ نمی‌بیند جز مات میله‌ها
بال‌هایش را چیده‌
بسته پاهایش را‌‌
از این روست که گلوْش می‌گشاید به آواز.

می‌خواند
پرنده‌ی اسیر
آوازش هراسان، از آن‌چه نشناخته.
همه آرزوست اما
می‌شود آواز دورش را
از روی آن ماهور شنید
زیرا که او
آزادی را به آواز می‌خواند.


پرنده‌ی آزاد در اندیشه‌ی نسیمی دیگر است
در اندیشه‌ی بادهای شرطه‌ که از راه آهِ درختان می‌وزند
و کرم‌های چلّه که در روشنای مرغزارانِ سپیده منتظرند
آسمان را
به نام خود می‌خواند او. ــ

پرنده‌ی اسیر اما بر مزار آرزو‌ها می‌ماند
سایه‌اش نعره‌ی کابوس‌ را فریاد می‌کند
بال‌هایش را چیده‌،
بسته پاهایش را‌‌
از این روست که حنجره‌ می‌گشاید به آواز.

می‌خواند
پرنده‌ی اسیر
آوازش هراسان، از آن‌چه نشناخته.
همه آرزوست اما
می‌شود آواز دورش را
از روی آن ماهور شنید
زیرا که او
به آواز می‌خواند آزادی
‌‌‌‌‌

مسافر جواد سلطان خواه
از سایت نمایندگی قزوین
همسفر میلاد شنبه 3 مهر 1395 16:12
باعرض سلام و خداقوت خدمت آقایان داوود و سجاد عزیز عالی بود
مسافر بهزاد شنبه 3 مهر 1395 15:02
سلام و خدا قوت خدمت آقا داود،سجاد ومیلاد عزیز.خلاصه بسیار مفید و آموزنده بود ممنون.
همسفر صدیقه نمایندگی بوشهر شنبه 3 مهر 1395 13:02
با سلام و خداقوت به خدمتگزاران کنگره 60 نمایندگی اراک.مقاله زیبایی بود.با تشکر از مسافر داود عزیز.خوشحال میشم از وبلاگ نمایندگی بوشهر دیدن کنید و نظر بدید.نظرات شما مایه دلگرمی ماست
همسفرژاله شنبه 3 مهر 1395 11:44
باسلام وخداقوت خدمت آقاداود چه خلاصه ی دلنشینی .ممنون از شما وآقایان سجاد و میلادعزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو