آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
دلنوشته:صحنه های زندگی من
یکشنبه 5 دی 1395 ساعت 06:00 | نوشته شده به دست لژیون سوم | ( نظرات )
"به نام پدید آورنده ی قلب های پاک"


نمیدونم چرا هروقت به این دستور جلسه می رسیم،حالم عوض میشه.نمیدونم چرا یه بغضی توی گلوم گیر کرده که فقط های های گریه آرومم میکنه!شاید بخاطر یه حس مادرانه است که اینجوری میشم.من یه مادرم و میخوام امروز از دنیای یه مادر به این دستور جلسه نگاه کنم.


خیلی حرف های نگفته توی دلم هست.یه نگاه به گذشته می کنم.لازم نیست خیلی به خودم زحمت بدم.همه ی خاطرات مثل صحنه های فیلم از جلوی چشمام رد میشن.من مادر دو فرزند معتاد هستم.وای که چقدر این کلمه حالمو خراب میکنه حتی با گذشتن چندین سال...
توی یه نقطه از خاطره هام میخکوب شدم،انگار زمان متوقف شده.می گفتن بچه هام دردی دارن که درمان نداره.من هم با تمام وجودم باورش کرده بودم.
صحنه ی بعد اتهام،محاکمه،دادگاه...
و من تنها متهم و مجرم این محاکمه.
جرمم تربیت غلط،مجازاتم بار سنگین و کمر شکن گناه...
صحنه ی بعد قاتل فرزندانم شیشه،هروئین و حشیش.انگار همشون بهم دهن کجی میکردن.
صحنه عوض شد.التماس،زجه،فریاد،دعا،نذر،نیاز...
صحنه ی بعد نا امیدی،افسردگی،گوشه گیری،دست به دامن دیگران شدن و کمک خواستن...
سکوت....سکوت و مرگ خاموش خودم.خدایا کمک کن.خدایا به دادم برس.
صحنه ی بعد تهرانم و کنگره ی آکادمی.هنوزم بعد از سالها به آنجا که میرسم  قلبم تند تند میزنه.نفسم به سختی در میاد.به صحنه های حرکت و تلاش و امید میرسم.
انگار توی ذهنم صحنه ها با هم درگیر شدن و میخوان از هم سبقت بگیرن.
لحظه ی مشاوره،صحنه روشنه روشنه.دیوار باورهای غلط گذشته فرو میریزه.
اعتیاد درد بی درمان نیست و بچه هام درمان میشن.یه راهی یه روشی هست به اسم DST.
من دیگر مادر فرزندان معتاد نیستم.فرزندان مصرف کننده و مسافر هستند.من دیگه اولین و آخرین متهم نیستم.من فقط نمیدونستم و آگاهی نداشتم.انگار تا حدودی تبرئه شدم.مجازاتم کم شد،سبک شدم.صحنه ی بعد حضورم در کنگره شعبه ی اراک...
نا امیدی رفت و امید اومد.من در آغوش همدردانم هستم .دارم آموزش میگیرم و مسافرانم سفر میکنن.
دوباره توی یه لحظه میخکوب شدم.دلم نمیخواد این لحظه عوض بشه.صحنه ی رهایی و پایان سفر اول به یک گل خیره شدم،چقدر این تصویر رو توی ذهنم بازسازی کرده بودم.اما حالا واقعی بود.خواب و رؤیا نبود.من بیدار بیدار بودم.انگار تازه متولد شده بودم.مهندس با اون نگاه نافذ و گرمش تمام یخ های وجودم رو  آب کرد.
صحنه های بعد تند تند پشت سر هم ردیف شدن...
اصفهان،امتحان کمک راهنمایی،صدای همسفرا توی گوشم میپیچه.برام کلی آرزوهای قشنگ داشتن...
همه جا نورانیه،همه ساکت هستن.من دارم پیمان میبندم .دستام میلرزه.وجودم پر از عشقه...
یه شال قشنگ و مقدس دور گردنم هست که بهم یاد آوری میکنه خوب حواست رو جمع کن،مبادا عهد و پیمانت رو فراموش کنی...
یه مرحله ی دیگه آغاز میشه.بعد زمان به سرعت طی میشه.
صحنه ی بعدی رفتن برای اولین رهایی لژیون.چقدر این صحنه رو دوست داوم.چقدر حالم خوبه.عجب حس قشنگیه کمک به دیگران.دنیا جای خوبیه،تاریک و سرد نیست،مهربونی هست،عشق هست،امید هست.
دلم میخواد فریاد بزنم خدایا شکرت که منو دیدی،باورم کردی.خدایا شکرت که مهندس هست،خانواده ی عزیزش هست.
همسفران و مسافران هستن.خدایا شکرت که مسافرانم در کنارم هستند.
خدایا شکرت که از گذرگاه های سخت عبورم دادی و آخرین صحنه....لحظه ی دعا.دستانم در دستان همسفران دیگر
ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمی دانیم از هستی و نیستی.خداوندا تاریکی ها را تجربه نموده ایم.مارا با روشنائی ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم.آمین.....

نویسنده:کمک راهنما همسفر نسرین خوشدل
تنظیم:همسفر صبا شهرستمی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر نیکی یکشنبه 15 مهر 1397 12:51
درود و خدا قوت به شما.خدا را شکر بابت احساس قشنگتون.
بهنام شنبه 28 بهمن 1396 14:42
سلام به شما و همه مادر ها. نه مادرم نه! شما مقصر نبوده نیستی و نخواهید بود. خجالت دادید مادر با این حرفها یاد شعر ایرج میرزا افتادم... . مادر مادر مادر و دیگر هیچ.
همسفر زهرا تقی زاده دوشنبه 6 دی 1395 22:51
باسلام خدمت راهنمای عزیز وبزرگوارم آرامش امروزم رومدیون شماهستم که باچهره دلنشین وآرامتون به ما آرامش میدین ,تشکر از صبای عزیز
مسافر حبیب دوشنبه 6 دی 1395 16:14
با سلام وخداقوت خدمت شما خانم خوشدل مرسی استفاده کردم عالی بود
همسفرعباسی دوشنبه 6 دی 1395 12:59
سلام خدمت خانم نسرین عزیزم که با تمام وجودم دوستشان دارم ودنیای از صبر وارامش رادر وجود ایشان مبینم خانم نسرین احساس درونیتون قابل تحسین ودلنشین بود وخدا قوت میگم به شما مادر مهربان وصبور ونمونه وقابل احترام وممنون از صبای عزیزم
جودکی یکشنبه 5 دی 1395 19:21
سلام خدارو شکر خانم نسرین عزیزم خوشحالم که حالت خوبه وخوشحالی موفق باشی
همسفر صبا یکشنبه 5 دی 1395 19:20
با سلام خدمت خانم خوشدل عزیزم.مادرانه های شما قابل تحسین و ستایشه.خداروشکر که چنین مادر مهربون و همسفر فداکاری در شعبه داریم.با خوندن دلنوشتتون،امیدم چند برابر شد برای تلاش و رسیدن به مقصد.ممنونم از شما بابت بیان این احساسات خالصانه
همسفر اکرم یکشنبه 5 دی 1395 17:34
باسلام وخداقوت خدمت خانم نسرین خوشدل بسیاربسیارلذت بردم.صبرشماباعث میشه به ما امیدواری بده.اگردرمقابل مشکلات صبروتلاش باآگاهی بکنیم موفق میشویم.درتمام مراحل زندگی تون پیروز وسربلندباشید
همسفر مهری یکشنبه 5 دی 1395 16:17
با سلام به خانوم نسرین عزیزم ، مثل همیشه با احساس و دلنشین ... قلمتون مثل حرفاتون به دل میشینه ، کسی که کلامش نافذه یعنی از مطلبی حرف میزنه که با همه ی وجود درکش کرده و ازش گذشته ، خدارو شکر که نگاه مادرانتون پر از افتخار و سربلندیه بخاطر همینه که میگیم کنگره فقط اعتیاد و درمان نمیکنه ، کنگره تمام خوبیها و خوب بودن ها رو اموزش میده ، اگر بفهمیم .
همسفر الهام یکشنبه 5 دی 1395 14:54
خداقوت میگم خدمت خانم خوشدل عزیز واقعا از احساس قشنگتون لذت بردم.از صمیم قلبم آرزوی سلامتی و تندرستی براتون دارم سپاس
همسفرنسرین یکشنبه 5 دی 1395 14:28
باسلام وخداقوت خدمت راهنمای بسیارخوبم سركارخانم خوشدل خیلی لذت بردم بردستان شمابوسه می زنم وخداراهزاران هزاربارشكرمی كنم كه مسیركنگره رابرای مانمایان ساخت شكرشكرشكر
همسفر میلاد یکشنبه 5 دی 1395 10:42
با عرض سلام و خداقوت خدمت سرکار خانم خوشدل بسیار بسیار بسیار زیبا بود واقعا لذت بردم خدارو شکر که ماها جایی مثل کنگره رو داریم
از خانم صبا هم تشکر می کنم
همسفرژاله یکشنبه 5 دی 1395 10:39
سلام و عرض ارادتی خالصانه حضور شما خانم بسیار بسیار خوشدل...
واقعا لذت بردم از حس قشنگتون،قلم خوبتون ودنیای پراحساستون.خدا رو هزاران بار شکر برای بودن شماهایی که باعث انگیزه میشین برای باور امید و حرکت.
ممنون از صبای عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: