آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
گارگاه آموزشی پنج شنبه + تولد آزادمردی آقای مسعود توکلی
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 05:00 | نوشته شده به دست سجاد عراقی | ( نظرات )

 «بنام قدرت مطلق الله»

یازدهمین جلسه از دور سی و دوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و هم‌سفران، روزهای پنج‌شنبه؛ با استادی آقای مسعود ابراهیمی ، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر داوود و با دستور جلسه «از سایت کنگره 60 چگونه استفاده می‌کنم؟(مقاله‌نویسی) » در تاریخ 1396/05/05 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

همچنین در این جلسه تولد پنجمین سال رهایی و آزادمردی کمک راهنمای محترم ، آقای مسعود توکلی را در نمایندگی پروین اعتصامی اراک با شور فراوان  جشن گرفتیم.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، مسعود هستم یک مسافر

خداراشکر می‌کنم که یک‌بار دیگر این جایگاه رو تجربه می‌کنم.امروز دستور جلسه سایت کنگره است و همچنین آزادمردی مسعود عزیز را هم جشن می‌گیریم. الآن درمانی که به این شکل زیبا در کنگره دارد اتفاق می‌افتد، در صورتی است که هنوز خیلی‌ها در دنیا اعتقادی به درمان ندارند .شکل خیلی خوب این درمان یک پیگیری مداوم از مثلث، لژیون،کارگاه آموزشی و سایت است.

من حدود11سال پیش که با کنگره آشنا شدم نه کامپیوتر داشتم و نه بلد بودم با کامپیوتر کارکنم به‌مرورزمان که آمدم آموزش‌ها را گرفتم متوجه شدم که یکسری خلأ دارم جستجو کردم و با سایت کنگره آشنا شدم و از تصاویر و نوشته‌های اساتید استفاده کردم و متوجه شدم که بهترین اساتید همیشه در دسترس هستند و سایت خیلی به من کمک کرده و ارتباط خوبی با سایت دارم به‌گونه‌ای که هرروز یک سری به سایت کنگره می‌زنم و از آموزش‌ها استفاده می‌کنم ؛ و الآن چند سال است که وبلاگ دارم و تمام سی‌دی‌های هفته از آقای مهندس رو می‌نویسم و در وبلاگم قرار می‌دهم که خیلی به من کمک کرده است.

 

صحبت‌های استاد جلسه در مورد آقای مسعود توکلی:

اما قسمت دوم دستور جلسه جشن آزادمردی مسعود؛ در ابتدا تبریک به بنیان کنگره و خانواده محترم آقای مهندس ، تبریک به دیده‌بان محترم جناب آقای حکیمی و هم‌سفران بسیار خوب مسعود و خود مسعود. مسعود هم مثل همه مصرف‌کنندگان با ناامیدی کامل وارد کنگره شد  و در لژیون قرار گرفت چند ماه سفر کرد سفر خوبی نداشت از کنگره رفت و به گفته خودش که براثر یک اتفاق در کمپ ترک اعتیاد افتاده بود آنجا متوجه شد که کنگره چقدر جای خوبی است دوباره آمد کنگره با خواست خیلی بهتری به گونه که حدود یک سال هم هفته‌ای سه بار به نمایندگی خمین آمد به نتیجه خیلی خوبی رسید.

در ادامه قدر آموزش‌های کنگره را دانست در آزمون کمک راهنمایی شرکت کرد قبول شد و حدود چهار سال است که یکی از راهنماهای موفق هستند .خیلی بهش تبریک می‌گویم به همه‌کسانی که به مسعود کمک کردند تبریک می‌گویم و برایش آرزوی موفقیت در زندگی رو از خداوند خواستارم.

ممنونم.

آرزوی آقا مسعود:

آرزوی من مثل همیشه این است که شما به آرزوهایتان برسید.

اعلام سفر آقا مسعود:

 آنتی ایکس مصرف هروئین، کراک، شیشه، حشیش؛ مدت سفر 11 ماه و 7 روز با روش DST  ، باراهنمایی آقای مسعود ابراهیمی، رهایی 5 سال و 8 روز.

صحبت‌های آقای مسعود توکلی:

سلام دوستان، مسعود هستم یک مسافر

خداراشکر می‌کنم و خیلی خوشحالم که برای سومین بار در این جایگاه قرار گرفتم. در رأس از جناب آقای مهندس دژاکام تشکر می‌کنم که اگر نبودند مشخص نبود که الآن ما کجا بودیم و زندگی تک‌تک ما چگونه رقم خورده بود.من در تولدهای گذشته از خودم گفته‌ام ولی امروز هم یک مقدمه کوچک میگویم و ربطش می‌دهم به امروز و دو پیام‌دارم، یکی برای عزیزانی که در سفر اول هستند و یکی برای عزیزان سفر دوم.

من روزی که وارد کنگره شدم شرایطم به‌گونه‌ای بود اصلاً امیدی به خودم نداشتم و فکر نمی‌کردم بتوانم این کار را انجام بدهم. گاهی ما توانایی در خودمان می‌بینیم و باوجودآن توانایی به سمت کاری می‌رویم، من از آن دسته از آدم‌ها بودم که می‌دانستم که هیچ توانایی در من نیست و درمان و رهایی از اعتیاد ازنظر من یک امر غیرممکن بود و به همین خاطر همیشه خودم را سرکوفت می‌کردم. من یک سال می‌آمدم و می‌رفتم تا جایی که به کمپ رفتم و بیرون آمدم و از آن به بعد توانستم خوب سفر بکنم و توانستم به رهایی برسم.چیزی که امروز برای من جالب است این است که در امروز همه اعداد پنج جمع شده است، روز پنج‌شنبه مصادف با 05/05، تولد پنج‌سالگی و خودم هم که لژیون پنجم هستم و ماندم که این 96 کجاست، فکر که کردم متوجه شدم شش سال پیش در یک هم‌چین روزی یعنی دقیقه دو ساعت دیگر من را می‌گیرند و به کمپ می‌برند. خیلی جالب بود که همه‌چیز دست‌به‌دست هم داد.

من خیلی راحت توانستم سفر کنم و به درمان برسم ولی خب سختی‌های خاص خودش را هم داشت. اما در سفر دوم سؤالی داشتم و بودن من در کنگره فقط برای گرفتن جواب این سؤال بود؛ که چه اتفاقی افتاد من که همان آدم بودم چه شد که من توانستم؟ می‌دانستم اگر به این جواب برسم به درد خیلی از افراد دیگر هم می‌خورد چون خیلی افراد در لژیون من آمدند و می‌خواستند که به درمان برسند ولی نتوانستند. چهار سال زمان برد تا من به جواب برسم، پارسال در لژیون دستور جلسه لنگر کشتی بود و من در آن پیام جواب خودم را گرفتم که می‌گفت: طوفآن‌همچنان ادامه دارد، ولی انسان باید از نیروهای درون خودش قدرت و قوت بگیرد، بعد از خواندن آن یک آن مکث کردم و مثل چراغی بود که همه‌چیز را برای من روشن کرد و متوجه شدم این‌که توانستم سفر بکنم و به رهایی برسم همان قدرت و نیروی درونی خودم بود که میدانم در وجود تک‌تک آدم‌ها وجود دارد و شاید من از یک درصد آن‌هم استفاده نکرده باشد. من در کمپ که بودم به خودم گفتم می‌توانم و همان تا جایی به من نیرو داد که به درمان رسیدم.

من دلم برای کنگره در روزهای تعطیل تنگ می‌شد و نمی‌توانستم یک روز در میان صبر بکنم تا اینکه شعبه خمین راه‌اندازی شد و نزدیک 9 ماه در سفر اول و 6 ماه در سفر دوم به خمین می‌رفتم و تمام این‌ها به من کمک کرد تا بتوانم به رهایی و درمان برسم.

پیام من برای سفر اولی‌ها و مسانی که تازه‌وارد کنگره شده‌اند و نسبت به خودشان هیچ امیدی ندارند که بتوانند به درمان برسند این است که اگر یک درصد نیروی درونی خودمان را باور کنیم می‌توانیم به هدرمان و جایگاه‌هایی که دوست داریم برسیم و پیام من برای سفر دومی‌ها این است که من واقعاً چهار سال آمدم تا متوجه شدم که چه اتفاقی افتاد و چه شد که یک فردی که هروئین و شیشه مصرف می‌کرد و دست‌وپا می‌زد که رها شود ولی نمی‌توانست چه اتفاقی افتاد که توانست به رهایی برسد، که همان نیروی درونی‌ام بود و مشکلی که امروز در شعبه ما هست اینکه خیلی از عزیزان که به رهایی می‌رسند و می‌روند بقول آقای ابراهیمی ما از 60 درجه زیر صفر حرکت می‌کنم و به صفر درجه می‌رسیم باید بازهم حرکت بکنیم و به مناطق خوش آب و هواتری برسیم. این‌طور نباشد که به کنگره بیاییم و وقتی به قطع مصرف رسیدیم به سراغ زندگی خودمان برویم. من متوجه شدم مشکل از مواد مخدر و هروئین و شیشه نبود مشکل خود من بودم، مشکل فرد مصرف‌کننده خودش است. عزیزانی که در سفر دوم هستند حتماً حضورداشته باشند و خدمت بکنند تا یک سری مسائل برای خودشان روشن بشود و برای خودشان مثمر ثمر باشند. اگر می‌خواهیم به درمان قطعی برسیم سفر دوم بسیار مهم است و به‌مراتب از سفر اول مهم‌تر است و بسیار احتیاج به آموزش داریم.

من تشکر می‌کنم از آقای مسعود ابراهیمی که واقعاً برای من زحمت کشید تا توانستم به این جایگاه برسم. از سرکار خانم جودکی تشکر می‌کنم که خیلی برای هم‌سفرم زحمت کشیدند، از هم‌سفرم تشکر می‌کنم، از محسن و خانواده‌ام تشکر می‌کنم و از همه شما که امروز آمدید و در این جشن  شرکت کردید.

ممنونم.

صحبت‌های کمک راهنمای خانواده، سرکار خانم جودکی:

سلام دوستان، محبوبه هستم یک همسفر

خداراشکر می‌کنم که یک‌بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم. پنجمین سال رهایی آقا مسعود را به خودشان، آقای ابراهیمی، خانم خوشدل و آقای محسن تبریک میگویم و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم. خوشحالم که امسال آقا محسن هم به‌عنوان سفر دومی در کنار ما قرار گرفتند. امیدوارم که پنجمین سال رهایی آقا محسن را هم جشن بگیریم.

اگر خانم نسرین امروز در این جایگاه قرار گرفتند و پنجمین سال رهایی فرزند عزیزشان را جشن گرفتند، فقط برای این است که صبر کردند، تلاش کردند و هیچ‌وقت کوتاه نیامدند و ناامید نشدند. وقتی‌که یک همسفر مصرف‌کننده‌ای دارد که فرزندش هست مسلماً کارش سخت‌تر می‌شود چون نگرانی‌ها چندین برابر می‌شود و حس مادری وسط است. یک مادر همیشه خودش را در تربیت فرزندش سهیم و مؤثر می‌داند. خانم نسرین هم علاوه بر تلاش و کوشش خودشان را مقصر می‌دانستند که نکند کم گذاشته‌ام و وظیفه مادری خود را به نحو احسنت انجام نداده‌ام. مسلماً همه می‌دانند کهِ مادرها چقدر مهربان و فداکار هستند و دوست دارند که یک فرزند خوب را تحویل جامعه بدهند و این باعث می‌شود که مادرها تلاش خود را بیشتر کنند و ناامید نشوند. واقعاً ایشان ‌همت و تلاش را داشت تند تا آقا مسعود به رهایی برسند. وقتی آقا مسعود هم مدتی به کنگره نمی‌آمد خانم نسرین به کنگره می‌آمد و تلاش و کوشش کرد و نتیجه گرفت. خانم نسرین علاوه بر آقا مسعود، آقا محسن را هم در خانه داشتند که مصرف‌کننده بود و من خودم وقتی آقا مسعود به رهایی رسیدند آن حس خوشحالی را درونشان نمی‌دیدم چون یک فرزند دیگر مصرف‌کننده داشت و نگرانی‌هایی داشت و آن‌قدر که باید خوشحال نیست. ولی آقا محسن رها شدند این خوشحالی چند برابر شد.

رهایی‌های دیروز را تبریک میگویم و به تمام مسافران و هم‌سفرانی که در آزمون کمک راهنمایی قبول‌شده‌اند تبریک میگویم.

ممنونم

صحبت‌های همسفر محترم، سرکار خانم خوشدل:

سلام دوستان، نسرین هستم یک همسفر

من هم خدا را شکر می‌کنم که‌ام روز در جشن شما عزیزان هستم و تولدمان را جشن می‌گیریم. تولد امسال با تولدهای دیگر برای من فرق اساسی دارد، امسال خیلی خوشحالم چون محسن عزیزم در این جشن وجود دارد. ما به‌واسطه محسن وارد کنگره شدیم از این بابت از او ممنونم که باعث شد در این جمع باشم. امروز می‌خواهم بگویم که اعتیاد از من چه چیزهایی را گرفت و به‌واسطه همین اعتیاد کنگره به من چه چیزهایی را داد. اعتیاد اولین چیزی که از گرفت بچه‌ها و سرمایه‌های زندگی‌ام و امیدم بود و حاصل تمام سال‌های زندگی‌ام را از من گرفت و من شدم مادر معتادها و این مرا خیلی اذیت می‌کرد و عذابم می‌داد. اعتیاد امید و اعتمادم را گرفت، نشاط، شادابی و سرزندگی‌ام را گرفت. می‌ترسیدم از خانه بیرون بیایم و تبدیل‌شده بودم به یک آدم افسرده. متهم اصلی من بودم  و جرمم هم این بود که مادر خوبی نبودم و هر شب جدال و درگیری مرا اذیت می‌کرد. اعتیاد خانواده‌ام را از من گرفت.

زمان گذشت و من به کنگره آمدم. کنگره از من لقب مادر مسافر را گرفت و به من گفت یک همسفر. امیدم و خانواده‌ام را به من برگرداند و به من خانواده و ریشه داد. آقای مهندس ریشه همه ما هستند امروز من یک خانواده بزرگ دارم و هیچ جای ایران احساس دل‌تنگی و غریبی نمی‌کنم. کنگره به من هویت داد، شخصیت داد و علم داد. ما در کنگره بهترین و درست‌ترین و به‌روزترین اطلاعات را در اختیارداریم و گاهی اوقات بازهم کوتاهی می‌کنیم و از آن درست استفاده نمی‌کنیم و از بستر ایجادشده استفاده نمی‌کنیم.

من از آقای ابراهیمی صمیمانه سپاس گذارم خیلی برای مسافر من زحمت کشیدند و پیگیر کارهای او بودند، از خدا می‌خواهم همیشه سالم و در کنگره باشند. به مسافر خودم تبریک میگویم که خواست و تلاش خودش بود  که باعث شد من امروز را ببینم. راهنمای عزیز خودم همیشه کنارم بود و روزهای خیلی سختی بود و من خیلی تنها بودم و احساس گناه می‌کردم ولی ایشان سوای بحث آموزش همیشه در کنار من بودند  و این برای من قابل‌تقدیر است. خیلی دوستشان دارم و از خدا برایشان سلامتی آرزو می‌کنم. دلم می‌خواهد سال دیگر تولد یک‌سالگی محسن را جشن بگیریم. کنگره منبع بزرگی از عشق و محبت به من داد. همه شمارا دوست دارم و از شما انرژی می‌گیرم. برای همه شما آرزو می‌کنم که رهایی مسافرانتان را ببینید و صبوری و تحمل‌کنید تا به نتیجه برسید. اعتیاد ترمز زندگی من بود، باعث شد بایستم و مکث کنم و نگاهی کنم و اگر نبود نمی‌دانم واقعاً کجا می‌رفتم و نمی‌فهمیدم انسانی است چیست. اعتیاد باعث شد من ترمز کنم و اطرافم را ببینم و دنیا را با چشمی دیگر ببینم. برایتان آرزوی بهترین‌ها را دارم.

ممنونم


صحبت‌های برادر آقا مسعود، همسفر محسن:

سلام دوستان، محسن هستم مسافر

تشکر می‌کنم از همه که تشریف دارند که اگر شما نبودید ماهم نبودیم. از آقای ابراهیمی تشکر می‌کنم و یک تشکر ویژه دارم از خانم کودکی عزیز که از آن زمانی که ما ایشان را می‌شناسیم جز انرژی و محبت چیز دیگری ندیده‌ایم. این دو عزیز مثل مروارید هستند کنگره به این افراد بسیار نیازمند است. من و خانواده‌ام خیلی از آن‌ها یاد گرفتیم و به من کمک کردند.

من در خانواده بااینکه برادر کوچک‌تر بودم از سن خیلی پایین به سمت اعتیاد کشیده شدم و حتی مسعود به امن جنگ‌ودعوا داشت و می‌گفت که راه را اشتباه می‌روی. من همیشه خودم را در رابطه با مسعود مقصر می‌دانستم و به خودم سرکوفت می‌زدم و می‌گفتم خدایا مسعود به خاطر من مصرف‌کننده شد و گرفتار شد. بااینکه کوچک‌تر بودم تعصب خیلی خاصی روی مسعود داشتم و دارم. بدترین روز زندگی من روزی بود که زنگ زدم و مسعود را به کمپ بردند چون طوری شده بود که هم برای خودش خطرناک شده بود و هم برای دیگران. جلوی چشم مادر من دو پسر مصرف‌کننده که هرروز آب می‌شوند و شاید جفت ما روی‌هم هفتاد کیلو نمی‌شدیم و همه‌جا از دور معلوم بود که ما مصرف‌کننده‌ایم. زندگی در شرایط بد و جنگ‌ودعواهای بسیار داشتیم. امروز دلم برای مادرم می‌سوزد که چه بلاهایی من و مسعودم سرش آوردیم. من همیشه وقتی دعا می‌خواندم می‌گفتم فقط مسعود رها شود حتی اگر من رها نشوم و خیلی ناراحتش بودم.

خدا را شکر الآن بخش افتخار می‌کنم و خیلی برای مسعود و مادرم خوشحالم.خدا را شکر گذشت و مسعود هم خواست و کاری کرد که من هم دوباره کنگره بیایم و تلنگری به من زد. از همه ممنونم که شرکت کردید، انشا الله جبران کنم و به سفر اولی‌ها و هم‌سفرها میگویم که نگران نباشند. مادر من نه در کار من دخالت کرد در سفر و نه در کار مسعود و یک همسفر واقعی بود. امیدوارم شما هم همین‌طور باشید. امیدواریم مسافران عزیز باقدرت به راهشان ادامه بدهند و ما در اینجا جشن آن‌ها را جشن بگیریم.

ممنونم.



 در ادامه توسط اعضا تقدیر به عمل آمد:

 



ادامه تصاویر این روز زیبا:



 مرزبانان کشیک: آقای محمد حیدری و خانم نسیم فراهانی

 



کمک راهنمایانی که لژیون آن‌ها ظرفیت پذیرش رهجو را دارد:

 



خدمتگزاران جلسه:

 

 


تهیه، عکس، تایپ و تنظیم گزارش: مسافر سجاد عراقی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر میلاد دوشنبه 9 مرداد 1396 23:34
باعرض سلام و خداقوت خدمت استاد،نگهبان و دبیر عزیز پنجمین سال رهایی و آزادمردی جناب آقای مسعود توکلی را خدمت خودشان و همسفر محترمشان سرکار خانم خوشدل تبریک و شادباش عرض می کنم و برایشان بهترین ها را خواستارم
علیرضا لژیون همدان یکشنبه 8 مرداد 1396 14:56
باعرض سلام وخداقوت به همه زحمتکشان شعبه ارک تبریک میگویم وتبریک ویژه خدمت مسعود عزیز وراهنمای عزیزشان جناب ابراهیمی ،تابادچنین بادا .بسیارلذت بردم ،این شادی وموفقیت رابه خانواده های شما عزیزان تبریک میگویم
همسفرویانا یکشنبه 8 مرداد 1396 14:24
باسلام وخداقوت فراوان خدمت آقای ابراهیمی وخانم جودکی عزیز.وتبریک فراوان به آقای توکلی وخانم نسرین.تولد آزادمردی آقا مسعود رو به خودشون وهمسفر گرانقدرشون صمیمانه تبریک میگوییم.خیلی خوشحال میشوم وقتی خوشحالی شمارو حتی از طریق سایت میبینم.وبازهم تبریک فراوان خدمت راهنماهای محترمتون .امیدوارم همیشه شاهد تولدهای همه مسافران باشیم.از همه عزیزانی که در سایت کنگره هم فعالیت فراوان ودلسوزانه ای دارند بسیاربسیار تشکر وقدردانی میکنم.کسانی که مثل من شرایطی دارن که نمیتوانند به کنگره بیایند ،لااقل از طریق سایت پیگیرکنگره هسنتند.تا شاهد خوشحالی عزیزان باشین سپاسگزاری میکنم.
حمید وحیدیان یکشنبه 8 مرداد 1396 13:48
باعرض سلام و خداقوت خدمت استاد ارجمند ونگهبان و دبیر عزیز . منم به نوبه خود این روز خوب را به آقا مسعود عزیز و خانواده محترمشان و راهنماهای عزیزشان آقای ابراهیمی و خانم جودکی و خانواده بزرگ کنگره60 صمیمانه تبریک عرض میکنم
به خدمتگذاران عزیز که شرایط تشکیل این جشن قشنگ را فراهم نمودن کمال تشکر را دارم و از آقا سجاد هم بابت تهیه عکس و گزارش یه تشکر و سپاس ویژه عرض میکنم
همسفر مهدیه یکشنبه 8 مرداد 1396 13:17
با سلام و خدا قوت به همه عزیزان تبریک تبریک به خانم نسرین عزیز و آقا مسعود و راهنماهای گرامیشان
خانم نسرین خیلی خوشحالم که امروز شما را خوشحال میبینم صبر شما همیشه برای من بینظیر هست من هم خدا رو شکر میکنم که به واسطه اعتیاد مسافرم با افرادی همچین شما آشنا شدم تا در ادامه زندگیم از شما درس بگیرم و در زندگی ام کاربردیش کنم .امیدوارم هر روز شاهد موفقیت روز افزون مسافرهایتان باشید.
مسافر صابر یکشنبه 8 مرداد 1396 12:49
با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد ارجمند آقای ابراهیمی و نگهبان عزیز و دبیر محترم . تولد و آزادمردی آقای توکلی را به خانواده بزرگ کنگره 60 تبریک عرض میکنم و از خدمتگزاران جلسه هم سپاسگزارم . همچنین به سهم خودم این هفته را به عزیزان مسافر و همسفر خدمتگزار در سایت تبریک عرض میکنم و از زحمات این عزیزان سپاسگزارم ، موفق و پیروز باشید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: