آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
نیستان و هستان
پنجشنبه 13 مهر 1396 ساعت 06:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )
به نام حضرت دوست

"نیستان وهستان"

 

تفکروخیال و خواست ما همیشه آن چیزی نیست که می‌خواهیم و می‌بینیم٬ بلکه درست چیزی است که نمی‌خواهیم ونمی بینیم.

 

زیرا حال برای ما واقعی است اما حقیقت جای دیگری است٬ وقتی که می‌گوید؛ تفکر و خیال و خواسته ما همیشه ٬اینجا کلمه همیشه یعنی همیشه این طوری نیست٬ همیشه آن چیزی نیست که اتفاق می‌افتد٬چون ممکن است بعضی افراد باشند که٬ دقیقاً تفکروخیال و خواسته‌شان همان چیزی است که وجود دارد و می‌خواهند و می‌بینند.این‌ها کسانی هستند که در صراط مستقیم‌اند٬ولی بعضی انسان‌ها تفکر و خیال و خواسته‌شان آن چیزی است که نمی‌خواهند آن را نمی‌بینند.

 


این برداشت من از این جمله است و من نمی‌گویم که حتماً همین است٬برای اینکه بخواهیم بیشتر به این قضیه پی ببریم باید بگردیم مثال‌های عینی پیدا بکنیم. یک قسمت این پیام ممکن است مربوط به صور پنهان انسان باشد و یک قسمت ممکن است مربوط به صور آشکار باشد.

 

اگر ربطش بدهیم به صور پنهان انسان٬مثلاً در نظر بگیرید که شما از اینجا حرکت می‌کنید، می‌خواهید بروید مشهد و مشهد یک زیارتی انجام بدهید٬ بعد یک ملک پدری به شما به ارث رسیده می‌خواهید اراضی را هم بگیرید٬ این تفکر و خیال شماست که شما می‌خواهید بروید به مشهد٬که می‌توانیم این رفتن به مشهد را ارتباط بدهیم به خواسته و خیال ما این بود که ما به کره زمین می‌آمدیم ٬به این دنیا پا گذاشته‌ایم دنبال یک هدف و یک موضوع و یک مسئله خاصی بودیم٬

 

حالا این را می‌رویم روی مسئله رفتن به مشهد٬ پس شما حرکت می‌کنید، وقتی به شمال می‌رسید یک مسئله٬ آن سبزی دشت و جنگل را می‌بینید٬حالا یک دختر خانم و یا یک آقا پسر در آنجا هم می‌بینید و چشمتان می‌گیرد٬آنجا می‌بینید که با خودتان پول کم آوردید٬شروع می‌کنید به کارگری و رعیتی٬ یک اتاق هم کرایه می‌کنید و آن کسی را که آنجا پیداکرده‌اید شروع می‌کنی با او به زندگی کردن و خودتان را آنجا مشغول می‌کنید، ولی در حقیقت خواسته و تفکر و خیال شما این نبوده، این را نمی‌خواستید، باید می‌رفتید به آنجا می‌رسیدید٬ به آن مسائل می‌رسیدید که از قبل برنامه‌ریزی‌شده٬تا به یک آرامش، به یک آسایش یا به یک خواسته برسید٬پس می‌بینید اینجا درست چیزی است که در اثر فراموشی اتفاق می‌افتد.

 

این بحثی ست برای صور پنهان.می‌آیی وارد هستی می‌شوی ولی برای انجام یکسری خواسته‌هایی که داشتی و یکسری کارهایی که باید انجام می‌دادی و به آن نتایج می‌رسیدی ولی می‌آیی اینجا سرگرم می‌شوی٬سرگرم جمع کردن پول می‌شوی یا سرگرم مسائل دیگر می‌شوی و آن چیزی را که می‌خواستی و در نظر و خیالت بود که باید به انجام می‌رساندی اصلاً نه می بینی و نه دیگران را می‌خواهی.

 

ولی افرادی که به آن صراط مستقیم، کاملاً رسیده‌اند٬به آن آگاهی رسیده‌اند٬اگر چیزی را می‌خواهند دقیقاً همان را می‌خواهند و دقیقاً همان را می‌بینند.اینجا می‌آید روی مسئله درون و بیرون٬انسان‌هایی که در صراط مستقیم می‌روند به آن ارزش‌ها و به آن هدفی که خداوند تعین کرده٬به‌فرمان عقل ذره‌ذره نزدیک می‌شوند.این‌ها قسمت‌های درونشان با قسمت‌های بیرونشان ذره‌ذره روی هم می‌افتد و یکی می‌شود. ولی بعضی انسان‌ها هنوز در مرحله پایین این قضیه قرار دارند.صور پنهانشان با صور آشکارشان هزار فرسنگ سال نوری باهم فاصله‌دارند٬تا این‌ها ذره‌ذره باهم منطبق بشود.این قسمت عمده‌اش مربوط به صور پنهان است.

 

حالا ممکن است گاهی اوقات در صور آشکار هم باشد٬یک نفر می‌آید در اثر یکسری مسائل دچار یکسری مسائل ضد ارزشی می‌شود٬مثلاً درگیر هروئین می‌شود٬ هروئین را می‌خواهد و هروئین را می‌بیند٬از خماری می‌خواهد مصرفش بکند ولی در اصل او در تفکر درونش این را نمی‌خواهد٬این مواد را نمی‌خواهد ولی از روی آن جبری که پشت سرش هست و آن فشار خماری که پشت سرش هست٬دقیقاً آن هروئین را می‌خواهد و استفاده هم می‌کند٬ ولی نمی‌تواند آن رهایی و آزادی را رؤیتش بکند.این هم در صور آشکار.

 

در این قسمت پیام می‌گوید؛ زیرا حال برای ما واقعی است٬اما حقیقت جای دیگری است،می‌گوید زمان واقعه‌ای است که؛ کاملاً در حال، اتفاق می‌افتد،یک رخداد است، که میگوییم حقیقت آن چیزی است که؛ باید بوده و خواهد بود٬و این رخداد وجود دارد و آن رخداد می‌تواند خوب باشد ومیتواند بد باشد. ولی حقیقت جای دیگری است٬ حقیقت آن فرد٬حقیقتی که دنبالش بود، در مشهد بود که باید می‌رفت وآنرا می‌گرفت٬ولی در شمال آن واقعه‌ای بود که رخ داده بود ودرآنجا درگیرش شد. تا تکان می‌خورد، کلی مسائل برایش به وجود می‌آمد.

 

بعد یکم رتبه که موقع مرگش فرامی‌رسد٬گویی که یک‌مرتبه یادش می‌افتد که‌ای داد بیداد٬من قرار بود به مشهد بروم و من اصلاً این را نمی‌خواستم٬من باید آنجا می‌رفتم٬من برنامه و هدف دیگری داشتم٬ولی می‌بیند دیگر وقت تمام‌شده و دیگر مهلتی داده نمیشودوهمین قضیه انسان‌ها را زیاد سرگردان می‌کند وانسانهارا از مسئله عروجشان وا می‌دارد...

 

اندک‌اندک جمع مستان می‌رسند،هستان رفتند و نیستان می‌رسند.

این شعر یکی از شعرهای مولاناست.هستان رفتن یعنی؛آن‌هایی که وجود دارند می‌روند٬آدم‌هایی که هستند می میرندوازاینجا می‌روند. نیستان می‌رسند٬

 

بچه‌هایی که متولد می‌شوند٬گویی از نیستی پا به هستی گذاشته‌اند٬ولی نکته بسیار حائز اهمیتی در این قضیه نهفته است.هیچ‌وقت به آن فکر نکرده‌اند٬این نیستان می‌رسند٬این نیستان٬چه کسانی هستند؟ کجا قرار دارند؟ برداشت اول اینکه؛ در گروه ما نیستند ولی خواهند آمد٬یا اینکه؛ می‌توانیم بگوییم، توی گروه خودمان یکسری هستان بوده‌اند که از گروه بیرون رفتن و یکسری تازه‌واردها که نیستند، این‌ها وارد گروه می‌شوند.برداشت اصلی که بیشتر هم درست است،باید همین باشد،برداشت دوم است که می‌گوید؛که این نیستان اکنون در نیستی‌اند،می‌گوید؛این نیستانی که ما میگوییم الآن در نیستی‌اند، نیستی در کجاست؟ در لامکان است،یعنی مکانی نمی‌توانیم برایش نشان بدهیم، در ناکجاآباد جایی که نمی‌توانیم ببینیم و هنوز به جهان مادی پا نگذاشته‌اند و قرار هست که بیایند.حالا به خاطر این قضیه نیستی و هستی، سری می‌زنیم به کتب آسمانی،در اینجا کتاب شریف سوره سجده آیه پنج،وقتی از تدبیر همه کارها از آسمان تا به زمین، و سپس همه چیز به بالا می‌رود و به سوی او در روزی که باشد اندازه آن هزار سال از آنچه می‌شمارید.

 

خوب تدبیرِ همهٔ کارها می‌کند از آسمان، در آسمان کیست؟ این نیستی کیست که می‌نشیند و تدبیر می‌کند؟ اینجا نیستی به مفهوم اینکه، اصلاً وجود ندارد٬ به‌هیچ‌عنوان نیست. یک کسانی آنجا هستند که تدبیر می‌کنند از آسمان٬ یعنی تمام برنامه‌ریزی زمین در آسمان انجام می‌گیرد٬ از آسمان می‌آید در زمین انجام می‌گیرد،آزمایش و تحقیق می‌شود. چون زمین علاوه بر این که مهد است،محل آموزش و محل زندگی است،گویی یک آزمایشگاه هم هست، وقتی انجام شد دو مرتبه همه چیز برمی‌گردد بالا.

 

 در انجیل متی باب هجده می‌گوید؛ هرآینه به شما میگویم آنچه در زمین ببندید در آسمان بسته شد و آنکه در زمین گشاید در آسمان گشوده باشد، یعنی هرچه در زمین انجام بدهید،گویی در آسمان هم بسته‌شده. قبلاً گفتیم ما فکر آن چیزهایی هستیم که کسب کرده‌ایم،آنچه اینجا کسب کرده‌ایم در آسمان هم کسب کرده‌ایم. اگر اینجا یک علمی را فرابگیریم در آسمان هم آن علم را داریم، یعنی این دوتا کاملاً به هم بسته‌اند، برای همین ما میگوییم در این آزمایشگاه هر چیزی را که انجام بدهیم، پیمان ببندیم، بگشاییم، فرابگیریم، در آسمان هم گویی بسته‌شده، در آنجا هم مالک آن مطالب هستیم. یادرانجیل یوحنا باب شانزدهم می‌گوید؛

 

 ولیکن او چون روح راستی آید و شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد، زیرا که از خود تکلم نمی‌کند. در اینجا حضرت عیسی از خودش می‌تواند نوید فرد بعدی را بدهد، که این فرد می‌تواند رسول خدا باشد. می‌گوید؛ وقتی که او می‌آید شما را به تمام راستی و درستی هدایت خواهد کرد، زیرا از خودش صحبت نمی‌کند. هیچ‌کدام از این پیامبران از خودشان صحبت نکرده‌اند. و یا در کتاب شریف سوره ص آیه بیست‌ونه می‌گوید؛ کتابی است که فرو فرستاد به سوی تو،برکت داده شد، تا تأمل کنند در نشانه‌هایش، تا پند گیرند صاحبان خرد. می‌گوید؛ کتاب شریف کتابی است که فرستاده‌شده به سوی تو تا در نشانه‌هایش آن پایه‌ها تأمل کنید، مثلاً می‌گوید؛ قله و الله احد، بگو که خداوند یکی است، یک نشانه است. یا لآیات لقوم یتفکرون نشانه‌ها مال خردمندان است! تا پند گیرند صاحبان خرد. این کتاب را خردمندان می‌فهمند، آن‌هایی که صاحب خرد و دانایی هستند.

 

نیامده روی جمع صحبت کند، آمده روی تعقل،تفکر و خرد صحبت کرده و هزاران هزار نشانه و صحبت و مطلب در مورد نیستی و لامکان آمده و ما باید برسی‌اش کنیم، تفکر کنیم، آن‌ها را ذره دره بشکافیم، وقتی شکافتیم، پرده از روی مسائل زیادی برداشته می‌شود تا بتوانیم به آن مرکز هستی دست پیدا بکنیم و ببینیم چگونه است،تازه اگر آن را بشکافیم و آنجا برسیم آن موقع پاسخ خیلی از سؤالات داده می‌شود. جبر و نادانی و پوچ‌گرایی به حداقل ممکن خواهد رسید. یعنی الآن حداکثراست، ولی نمی‌گوید آن موقع کاملآ از بین می‌رود،وقتی به آنجا رسیدیم فرق بین سنگ براق و سنگ قیمتی مشخص می‌شود. چون الماس و شیشه از نظر ظاهر هیچ تفاوتی ندارند و باید متخصص باشی تا بتوانی فرق بین الماس و شیشه را بدهی و این کار هرکسی نیست.تشخیص حق از باطل مثل همان سنگ الماس و شیشه است و این تشخیص را کی می‌توانیم انجام بدهیم؟ زمانی که به آن دانایی برسیم....

استاد می‌گوید؛ مادر همه موارد با حس انجام عمل مین مائیم، یعنی حضور را میگوییم. خوب است کمی درباره حس بگوییم. قبلآ داشتیم که حس اولین شروع بکار گیری قوه عقل است،مانند کتاب که حس نام آن، و عقل مطلب آن است. ما برای فکر کردن، تعقل کردن یکسری گیرنده داریم،این گیرنده‌ها مجموعه دریافت‌های ماست، حالا در صورآشکارپنج حس ظاهراست ودرصور پنهان حواس بیرون است. طبق این خاصیت بود که هر موجودی پا به هستی گذاشت، توانست ادامه حیات بدهد. احتیاج به یکسری ابزارودستگاه داشتند تا بتوانند جهان پیرامون خودشان را تشخیص بدهند، برای همین به این‌ها یکسری حواس خاصی داده شد،که طبق آن حواس ما می‌توانیم حیات را ادامه بدهیم و ارتباط برقرار کنیم و می توانیم جان خودمان را حفظ کنیم.

 

می‌توانید چیزهایی که خوب هست استفاده شود و چیزهایی که از نظر خوراکی فاسد است استفاده نشود. حس لامسه در جای خودش استفاده خاص خودش را دارد، به هر حال این مجموعه اطلاعات همه باید بیاید یکجا و آنجا پردازش شود. ما وقتی که بوی یک گلی را می‌شنویم، وقتی این بو به مشام ما می‌خورد بلافاصله از طریق سلول‌های بینی به حس مرکزی می‌رود و بعد عقل هم روی آن پردازش می‌کند. آنجا می‌گوید این بوی گل سرخ یا این فرم،اندازهٔ شکلِ تمام مشخصات آنجا وجود دارد، مثل حس که نام کتاب است، مثلآ فقط آمده عقاب سفید، این فقط اسمش است ولی بقیه مطالب مال عقل است که آن را آنالیز و پردازش می‌کند. چشم، بینی و گوش، زبان و لامسه ابزار حس‌اند ولی خود حس کجاست؟ حس تقریباً بیگانه و خارج از جسم قرار دارد که اقیانوس مانند می‌باشد....

 

پایان مطلب مسافر احمد خادمی

منبع:وبلاگ لژیون آقای احمدخادمی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر میلاد شنبه 15 مهر 1396 13:53
با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد عزیزم جناب آقای احمد خادمی خیلی عالی بود
مسافر صابر شنبه 15 مهر 1396 09:33
با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد ارجمند جناب آقای خادمی . خیلی عالی بود ، استفاده کردم ، سپاسگزارم .
مسافرمحسن جمعه 14 مهر 1396 19:48
سلام خسته نباشی ازمطالب عالی واموزنده شما تشکرمی کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: