آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
گفت و گو با بنیانگذار جمعیت احیای انسانی کنگره 60
سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 00:56 | نوشته شده به دست بهمن مشفق | ( نظرات )

'بسم تعالی'



در محضر آقای مهندس دژاکام، بنیانگذار جمعیت احیای انسانی کنگرۀ 60 هستم. اینجانب رحمت فیضی به عنوان یکی ازاعضای جمعیت احیای انسانی کنگرۀ 60 برای مطرح نمودن سوالاتی چند، در ارتباط با کار و فعالیت ایشان در  این مجموعه، به حضورشان رسیدم.

فیضی: آقای مهندس، ضمن عرض سلام و ادب، لطفا خودتان را به طور مختصر معرفی بفرمایید:

دژاکام: اسم من حسین و نام فامیلی­ام دژاکام است؛ متولد کرمان و 68 ساله هستم و مهندس برق از دانشگاه علم و صنعت ایران.

 

فیضی: لطفاً بفرمایید که کنگرۀ 60 در چه سالی تأسیس شده است؟

دژاکام: کنگرۀ 60 کارش را در سال 1378 شروع کرد؛ ولی در سال 1383 موفق شد که مجوز رسمی فعالیت خود را از وزارت کشور دریافت کند.



فیضی: اگر ممکن است بفرمایید ایده تأسیس کنگرۀ 60 چگونه شکل گرفت و شیوه فعالیت آن از کجا آغاز شد؟

دژاکام: بنیانگذاری کنگرۀ 60 و شروع فعالیت های من، هیچکدام طبق پیش بینی و برنامه ریزی قبلی نبود که من بخواهم آن را طبق برنامۀ از پیش تعیین شده شروع کنم؛ یعنی اینطور باشد که من در صدد ایجاد و تأسیس یک انجیو باشم؛ من اصلاً نمی دانستم انجیو چیست!

من نزدیک به هفده-هجده سال مصرف کنندۀ مواد مخدر بودم که دوازده سال از آن را به دنبال خارج شدن از جهان اعتیاد بودم؛ ولی راه عقلانی و منطقی پیدا نمی کردم و هر دفعه که اقدام به ترک مواد می­کردم، با شکست مواجه می­شدم؛ یعنی در حقیقت 12 سال من خواهان رهایی از جهان اعتیاد بودم؛ ولی این امر، امکان پذیر نبود.

اما به هر حال، تقدیر بر این قرار گرفت که من در ماه مبارک رمضان، یک روزۀ نیم بندی را بگیرم؛ یعنی هم روزه بودم و هم مواد مصرف میکردم؛ این قضیه آغاز گر این مطلب شد که من نظم و ترتیب مصرف مواد را از ماه مبارک رمضان بیاموزم.

در طول ماه مبارک رمضان، متوجه شدم که یک وعده­ام را سحر مصرف می­کنم،یک وعده بعد از افطار و یک وعده هم ساعت 11 شب، در نتیجه با چند وعده مصرف در خلال روزه گرفتن؛ هم زمان مصرفم مشخص شد و هم میزان مصرف!

بدین ترتیب پس از پایان ماه مبارک رمضان، این باعث شد که من به این روش ادامه بدهم و کاهش مواد مصرفی خودم را با برنامۀ خاصی شروع کنم که مشروح آن در کتاب «عبور از منطقۀ 60 درجه زیر صفر» نوشته شده است. در نهایت به درمان رسیدم و وقتی به درمان رسیدم، تصمیم گرفتم که این اطلاعات، تجربه و آگاهی را که در مسیر درمان خودم، کسب کرده بودم، به دیگران انتقال بدهم و چون مشاهده کردم شیوۀ درمانی را که من انجام داده ام،با تمام روش های ترک موجود که دیگران انجام میدهند، کاملاً متفاوت است و در ادامة آن، وسوسه نیست و ماندگاری­اش نیز بسیار قابل توجه است؛ بنابراین سعی کردم تا افراد را دور هم جمع کنم تا این اطلاعات را به آنها منتقل کنم که همین کار، ذره ذره منجر به این شد که  یک انجیو بوجود بیاید.

در ابتدا که شروع به کار کردیم، مجموعة ما مثل هیئتها بود، اما آرام آرام تبدیل به یک انجیو شد. درحقیقت، عاملی که باعث شد تا من برای ایجاد و تأسیس کنگرۀ 60 اقدام کنم؛ نخست، تجربة مصرف خودم در حوزۀ اعتیاد بود و دوم، خواستِ انتقال دانش و اطلاعات به سایر انسانهای دربند و گرفتار بیماری اعتیاد.     

 

فیضی: اینجانب به عنوان یکی از اعضای کنگرۀ 60 و در جایگاه یکی از درمان شدگان کنگره که حدود دوازده سال است در این مجموعه مشغول فعالیت و خدمت هستم، اذعان دارم قطعاً آن چیزی که در جامعه ما بسیار اهمیت دارد و امروز به عنوان یک درمان قطعی و یک روش پیشرفته و پاسخگو مطرح شده، روش درمان تدریجی و یاDST (تدریجی) است.

خواهش می­کنم با توجه به مبانی آموزشی کنگرۀ 60 و صورت مسئلة به طور خلاصه برای کسانی که صحبت های شما را می­خوانند بفرمایید که روش درمان DST چیست و تا چه اندازه موفق بوده است و اصولاً بنیانهای اصلی فعالیت شما چیست؟

دژاکام: ظاهراً شما یک سؤال پرسیدید؛ اما در همین یک سؤال، چند سؤال مطرح شده است.

اولین مطلبی که در حوزۀ اعتیاد مطرح بوده و من بر روی آن بسیار تفکر کردم و باید به دنبال آن می­گشتم؛ صورت مسئلۀ اعتیاد بود که می­بایست آن را مشخص می­کردم که هم اکنون برای جهانیان، صورت مسئلۀ اعتیاد، هنوز هم روشن نیست! تنها نکته ای که در جهان امروز در مورد صورت مسئلۀ اعتیاد روشن است، این است که یک فردی مصرف کننده است و می­خواهند کاری کنند که مصرف نکند.

من در شرح صورت مسئلۀ اعتیاد بیان کردم که اعتیاد شامل سه بخش است: نخست جسم که شامل فیزیولوژی میشود، دوم روان و سوم چهان بینی که در حقیقت اینجا در ادامة تشریح صورت مسئلۀ اعتیاد، مثلث اعتیاد بر اساس همین سه مؤلفه؛ یعنی جسم، روان و جهان بینی ترسیم شد که باید در هر قسمت آن، کار لازم بر روی فرد مصرف کننده انجام بگیرد.

در مورد جسم، متد DST کاملاً جواب می دهد، درست است که DST برای درمان اعتیاد است، ولی اصولاً در جهان روانپزشکی و یا در جهان اعتیاد یک مشکلی وجود دارد و آن مشکل این است که وقتی برای شخصی، یک داروی عادت آور را تجویز می­کنند و او طولانی مدت آن را مصرف می­کند، دیگر نمی­توانند آن دارو را از شخص بگیرند. در حقیقتDST روشی است که می تواند دارو را از فرد پس بگیرد.

اگر به فردی، مدت یک سال داروهایی مثل دیازپام یا کلونازپام یا فلوکستین بدهند دیگر نمی­­توانند آن دارو را از او پس بگیرند؛ مگر آن که داروی دیگری را جایگزین داروی قبلی کنند.

به همین ترتیب وقتی در اعتیاد، به بیمار مصرف کننده متادون میدهند، اگر طولانی مدت استفاده کند بسیار سخت و دشوار است که متادون را از او پس بگیرند؛ بنابراین به این روش، تئوری نگهدارند می­گویند. پسDSTروشی است برای پس گرفتن دارو از فرد مصرف کننده یا پس گرفتن مواد از فرد مصرف کننده که؛

 D= Dezhakam مخفف دژاکام و نماد ضریب 0/8 برای افزایش و کاهش دارو؛

S= Step نماد پله های 21 روزه؛

T= Time نماد مدت زمان درمان که به این روش حداقل 10 ماه است.

در حقیقت این روش را به صورت یک فرمول ریاضی درآوردم که برای فهم همة انسانها قابل هضم و حل باشد و در طول مدت درمان با این متد، آن دارو یا مداد یا الکل از شخص گرفته می­شود که این می­شود فیزیولوژی.

در قدم بعد، تفکر یک فرد مصرف کننده هم باید تغییر کند؛ چون تفکر او یک تفکر افیونی است و برای تغییرِ تفکر او، نیاز است که از نظر معنوی به او کمک کنیم که در این قسمت هم ، چهارده وادی را به رشته تحریر درآوردم که این چهارده وادی را سالک یا رهجو یا مصرف کننده طیِ طریق می­کند.

این طی طریق در عرفان ما هم بوده است؛ مثلاً عطار، که هفت وادی دارد یا شیخ عبدالرحمن جامی، که هشت مرحله یا وادی دارد. من وادی­ها را به صورت امروزی نوشتم؛ چون آن مطالبی که در گذشته با آن شیوه مطرح شده است، مثل مرحله طلب یا مرحله تهذیب اخلاق است ویا مرحله سکر و حیرت است، شوق و اضطراب است، فنای فی الله و بقای بالله و توحید است، و درک و رسیدن به اینگونه مسائل برای بشر امروزی کمی ثقیل است؛ این است که من چهارده وادی را در کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» به نگارش درآوردم که برای انسانِ امروزی قابل فهم­تر است که نخستین وادی آن، تفکر است؛ «با تفکر ساختارها آغاز می­گردد، بدون تفکر آنچه هست، رو به زوال میرود»؛ و رهجو طیِ طریق می­کند تا به وادی چهاردهم که وادی «محبت» است می­رسد که به این شیوه باید جهان بینی فرد هم تغییر کند.

 

فیضی: امروز و در دی ماه سال 96، کنگرۀ 60 در بیست­و­چهار استان، بیش از 55 شعبه یا نمایندگی دارد و تا امروز بیش از بیست هزار نفر، با این روش به درمان قطعی رسیده­اند و خانوادۀ کنگرۀ 60 نزدیک به شصت هزار نفر جمعیت دارد.

شما موفقیت خودتان و کنگرۀ 60 را در چه عواملی می بینید و تا کجا می­خواهید پیش بروید و آیندۀ کنگره 60 را چگونه می­بینید؟

دژاکام: اینکه کنگرۀ 60 به کجا می­خواهد برسد، باید بگویم به قول شیخ اجل، سعدی: «رسد آدمی به جائی، که به جز خدا نبیند».

همانطور که اشاره کردید بیش از 50 مرکز در استانهای مختلف، مشغول فعالیت هستند که این حرکت در سطح ملی است. تعداد اعضای ما به 56000 نفر رسیده­اند و همانطور که گفتید درمان شدگانِ قطعی، بیش از 20000 نفر هستند. هدف نهایی و غایی من این است که یک «آکادمی» برای اعتیاد درست شود، چون اعتیاد از علومی است که با وجود اینکه همه راجع به آن ابراز اطلاعات و آگاهی می­کنند، اما به اعتقاد من در سطح جهانی خیلی کم، از آن آگاهی دارند؛ بنابراین، اعتقاد و نهایت تفکر من این است که یک آکادمی برای اعتیاد و علوم انسانی ایجاد شود و این خواستۀ من است.

من معتقد هستم که روش صحیح درمان اعتیاد با این شیوه و هدف؛ قطعاً از مرزهای ایران بیرون خواهد رفت و باید بیرون برود و بدون تردید، راه حل صحیح درمان اعتیاد را به جهانیان معرفی خواهد کرد.

هم اکنون هم، این اطلاعات و آگاهی از مرزهای کشور عبور کرده است، خصوصاً در کشور آمریکا در حال استفاده کردن از این روش و اطلاعات هستند. در این مقوله، آمریکا از ما عقبتر است و ما می­توانیم به آنها کمک کنیم.

فیضی: با توجه به موفقیت‌هایی که از سال‌های گذشته تا به امروز داشته­اید و بنا به این‌که حضرتعالی در این زمینه پیش‌قدم بوده و پیشکسوت هستید و مردم و مسئولین، شما را به‌خوبی می‌شناسند و امروز کنگرۀ 60 به‌خوبی شناخته‌شده است، چه توصیه‌ای برای بهره‌وریِ بهتر انجیوها دارید؟

دژاکام: من یکی از سؤالات قبلی شما را پاسخ ندادم و آن سؤال این بود که علّت موفقیت کنگرۀ 60 چیست؟

علت اصلی موفقیت کنگرۀ 60 در یک کلام این است که؛ چاهی را که ما کندیم به آب رسیده است!

وقتی‌که شما چاهی را می‌کنید و به آب می‌رسید؛ می‌توانید مراتع زیادی را آبیاری کنید، کشت و زرع کنید، درخت بکارید، باغات درست کنید، گندم بکارید، همه کار می‌توانید بکنید.

چاهی که به آب رسید؛ یعنی اینکه روش و متدی را که کنگرۀ 60 برای درمان اعتیاد انجام داد، به نتیجه رسید. اعتیاد پرونده‌ای است که هیچ‌کس آن را قبول نمی­کند؛ آن وکیل مدافع‌هایی هم که این پرونده را قبول کردند، همه شکست خوردند و هیچ‌کدام موفق نشدند از این پرونده به‌ خوبی دفاع کنند، یعنی یک معتاد را درمان کنند و چون در کنگرۀ 60 افراد معتاد به‌طور صحیح، با روش درست، انسانی و عقلائی به درمان می‌رسند و همین‌طور اعضای خانوادۀ آنها هم آموزش‌های لازم را می‌بینند، حکم همان چاهی را دارد که به آب رسیده است.

بنابراین چون افراد به درمان واقعی می‌رسند، آماده خدمتگزاری در تمام سطوح هستند؛ این علت موفقیت ماست و علت دوم این است که تمام سرویس‌های کنگرة 60 رایگان و خودکفاست و کمک‌های اقتصادیِ آن از داخل خودش است و از بیرون کمکی نپذیرفته است و نگاهی به بیرون ندارد.

و امّا سؤال بعد؛ به اعتقاد من انجیوها برای موفقیت، چند کار را باید انجام بدهند.

انجیو باید دارای سه ویژگی باشد؛ اگر این سه ویژگی را داشته باشد، انجیو موفق خواهد شد و اگر هرکدام از آن‌ها را نداشته باشد، دچار اشکال خواهد شد.

ویژگی اول: « باید دانش آن کار را داشته باشد » اگر در زمینۀ فضای سبز فعالیت می­کند، باید دانش فضای سبز را داشته باشد، اگر مربوط به کمک به سرطانی­ها است، باید دانش سرطان را داشته باشد، اگر در ارتباط با اعتیاد است، باید دانش اعتیاد را داشته باشد.

شما فرض کنید چهارتا آدم می‌نشینند و می­گویند فردا برویم و انجیو بزنیم! خوب چه انجیویی بزنیم؟

آن ‌یکی می­گوید فضای سبز بزنیم، آن دیگری می‌گوید نه، بهتر است انجیوی اعتیاد بزنیم و دیگری می‌گوید انجیوی سیاسی بزنیم! مثل کسی که می‌خواهد برای درس خواندن به دانشگاه برود، می‌گوید کدام رشته درآمدش بیشتر است؟ این‌گونه می‌خواهند انجیو بزنند! مثلاً می‌گویند برویم و انجیوی فضای سبز بزنیم، چون اروپایی‌ها هم کمک می‌کنند! این‌ها همه با شکست مواجه می‌شوند.

انجیو باید با ساختار درست و از دل مردم بیرون بیاید؛ بنابراین باید دانش و تخصص آن کار را داشته باشد.

الآن ما انجیوی اعتیاد هستیم و در مجموعۀ ما تمام استادکاران و متخصصان، مهندسان و علمای ما، مصرف‌کنندة مواد مخدر بوده­اند! یعنی دانش این کار را دارند؛ هم تجربی و هم علمی.

ویژگی دوم: « باید نیروی متخصص داشته باشند » ما دانش درختکاری را داریم، نیرویی هم باید داشته باشیم که عملاً درخت را بشناسد که چگونه آبیاری کند، چگونه هرس کند و چگونه بکارد. ما نیرویی می‌خواهیم که متخصص باشد. داشتن دانش که نیروی متخصص نمی‌آورد! ما دانش را داریم، باید آن را به انسان‌ها آموزش بدهیم که متخصص بشوند. ما دانش خلبانی داریم، باید افراد را بیاوریم و به آن‌ها آموزش بدهیم تا خلبان بشوند؛ پس دومین شاخص، نیروی متخصص است که انجیو باید داشته باشد.

ویژگی سوم: « مسئله پول است. » شاید پول قبل از دو عامل دیگر باشد؛ نمی‌توانم بگویم که کدامیک بایستی اولین باشد؛ درست است که من مطرح کردم: 1- دانش 2- نیروی متخصص 3- پول؛ ولی من این ترتیب را گفتم چون باید یکی را ابتدا می‌گفتم؛ اما ممکن است اول نیروی متخصص باشد، دوم دانش باشد، سوم پول باشد یا با یک‌ ترتیب دیگر، اما این سه عامل را می‌خواهد.

 

فیضی: یعنی درهرحال امور مالی قوی‌ داشته باشد ...؟

دژاکام: امور مالی نه! منابع مالی، یعنی «پول» داشته باشد. هرکدام از این‌ها را نداشته باشد، بی‌مایه فتیر است؛ بنابراین، همان‌قدر که دانشِ کار لازم است، پول لازم است و باید این پول از درون خودش دربیاید و به اعتقاد من، نباید از بیرون کمک بگیرد.

ممکن است در این راستا بعضی انجیوها به بعضی دیگر کمک کنند؛ امّا اینکه بگویم من یک انجیو هستم و دولت بیاید و به من پول بدهد تا من کارکنم، این درست نیست! مگر دولت خودش ناتوان است؟! خودش کلی نیرو دارد و از آن‌ها استفاده می‌کند. پس این نیست که انجیو بزنند و از دولت پول بگیرند که بخواهند کار کنند. دولت می‌گوید من خودم کلی نان‌خور دارم و شما را لازم ندارم!

 

فیضی: یعنی باید خودکفا باشد؟

دژاکام: بله، باید خودکفا باشد. با این روش هم که راه بیفتند و از این آدم خَیّر و آن آدم خَیّر پول بگیرند، به نظر من کار درستی نیست. شاید در یک مواردی لازم باشد که بعضی انجیوها از خَیّرین هم استفاده کنند، این هم برای خودش یک کاری است.

یک موضوع دیگر اینکه به اعتقاد من، برای یک انجیو، یک سری از کارها مشروع است و یک سری کارها برایش حرام است!

 

فیضی: اگر ممکن است در همین خصوص توضیح بدهید؟

دژاکام: چیزی که برای انجیو حلال است، فقط کار خودش است و بقیة کارها برایش حرام است!

ما انجیویی هستیم که در پیشگیری، مهار، آموزش و درمان اعتیاد کار می‌کنیم؛ اگر ما بخواهیم برویم و برای معتادین کار پیدا کنیم، برای ما حرام است!

اگر ما بخواهیم به مصرف‌کنندگان مواد مخدر کمک مالی کنیم، به عقیدۀ من حرام است. اگر ما بخواهیم برایشان زن بگیریم، به عقیده من برای ما حرام است. اگر ما بخواهیم برایشان خانه بگیریم، به عقیده من برای ما حرام است!

چون باید نیروی ما بر روی کار اصلی خودمان متمرکز باشد و این کاری است که من از روز اول، انجام داده­ام.

برای نمونه؛ از ادارۀ بهزیستی به من گفتند، به شما بن می‌دهیم که بدهید به افراد، من هم گفتم: نمی‌پذیرم، زیرا کار من نیست و برای من مشکل درست می‌کند؛ چون بن را به یکی می‌دهم و به یکی دیگر نمی‌دهم و در نتیجه، سیستم به هم می‌ریزد. کار من فقط پیشگیری، مهار، آموزش و درمان در زمینۀ اعتیاد است. برای این موضوع، باید یک انجیوی دیگری باشد که کارش کاریابی باشد و من به افراد بگویم اگر می‌خواهی کارکنی برو پیش آن شخص. مسکن نداری، برو پیش فلان انجیو. این گونه نیست که من همه کاری بکنم! معتاد بیاید برایش کار پیدا کنم، به او خوابگاه بدهم، زن برایش بگیرم، پول به او بدهم و... نه اصلاً! به عقیدۀ من، همۀ این‌ها حرام است، کار مشروعی نیست؛ ولی ظاهرش خیلی خوب و فریبنده است! این‌ها حاشیه‌هایی است که کار را خراب می‌کند. من از روز اول وارد این قضایا نشدم.

مسئلۀ بعدی اینکه، انجیو نمی‌تواند برای کسب درآمد، دست به اقدامات دیگری بزند.

مثلاً ما بگوییم که اگر برنج بخریم و بفروشیم، کلی پول درمی‌آوریم و درجهت کار انجیو هزینه می­کنیم!

به عقیدۀ من این کار هم حرام است؛ چون فردا می‌بینیم همۀ ما به‌جای اینکه معتادان را پذیرش کنیم، داریم چرتکه می‌­اندازیم، من هم گوشی را گرفته‌ام که آقا دو تُن برنج بفرست برای فلانی، برو رشت ازآنجا 50 تُن برنج بگیر و ...! و در نتیجه می‌بینیم که کار اصلی کنگره رها شده و ما در حال تجارت برنج هستیم.

ما نمی‌توانیم تیرآهن بخریم و بفروشیم؛ ما نمی‌توانیم ساختمان بخریم و بفروشیم؛ ما نمی‌توانیم ملک بخریم و بفروشیم؛ به عقیدۀ من، این کارها برای یک انجیو حرام است و با این کار از هدف اصلی دور می‌شود.

پس تجربه نشان داده است با این روش که به بهانۀ اینکه بخواهیم کسب درآمد کنیم، برویم یک کارخانه بزنیم و از پول آن بیاییم به مصرف‌کنندگان مواد مخدر یا به سرطانی‌ها کمک کنیم! این، جواب نمی‌دهد.

انجیو باید کارش فقط همان باشد که دانش و تخصص آنرا دارد.

اگر کار من انجیوی فضای سبز است، فقط باید در حیطۀ فضای سبز کار کنم. اگر کار من اعتیاد است، فقط باید در حوزۀ اعتیاد باشم .این حاشیه‌ها ضرر بزرگی به انجیو می‌زند.

پس جان کلام این شد که یک انجیو باید پول، دانش و نیروی متخصص داشته باشد و خودکفا باشد؛ و آگاه باشد که بعضی کارها برایش مشروع است و بعضی کارها غیر مشروع!

فیضی: سؤال پایانی این که گروه‌های هدف که موردنظر شما هستند و در اینجا به درمان می‌رسند، چگونه شما را پیدا می‌کنند؟

دژاکام: ما اکنون نزدیک به 20 سال است که مشغول فعالیت هستیم و اگر بخواهیم طول مدت این 20 سال را اجمالاً بررسی کنیم، می­بینیم انجیویی که تاکنون در ایران بیشترین تماس را با مطبوعات گرفته و در مطبوعات مقاله داشته و در تلویزیون و رادیو برنامه گذاشته، کنگرۀ 60 بوده است.

در طی این 20 سال، ما با مطبوعات و با تلویزیون خوب کار کرده‌ایم. ما با کار کردن و ارتباط با مطبوعات در حوزه‌های ورزشی، رادیو و تلویزیون و همچنین در فضای مجازی، فعالیت گسترده ای داریم.

شما اگر فضای مجازی و یا اینستاگرام و یا تلگرام را مشاهده کنید، تصور نمی‌کنم هیچ NGO یا مجموعه­ای به ‌اندازة کنگرۀ 60 در این دو فضا حضور داشته باشد.

سایت کنگرۀ 60 به زبان انگلیسی و فارسی، هر هفته از شنبه تا چهارشنبه، روزانه بیش از سی هزار بازدید کننده دارد و فقط در دو روز پنج‌شنبه و جمعه بیش از بیست‌وپنج هزار نفر از سایت ما بازدید می­کنند.

پس سوژه‌های ما از طریق فضای مجازی، خودشان ما را پیدا می‌کنند. شما در فضای مجازی، اعتیاد را جستجو کنید، سایت کنگرۀ 60 می‌آید؛ می‌زنید هروئین و تریاک، سایت کنگرۀ 60 می‌آید، ولی بزرگترین جذب ما بر مبنای جاذبه افرادی است که درمان شده اند.

 

فیضی: اگر سخن یا مطلبی دارید که خودتان مایل هستید برای مخاطبین مطرح کنید، لطفاً بفرمایید؟

دژاکام: یکی از مسائل مهمی که به آن اشاره نشد، مسئلۀ ورزش در کنگرة 60 است. کنگرۀ 60 یک باشگاه ورزشی برای خود دارد که دارای  مجوز رسمی است و در پانزده رشتۀ ورزشی فعالیت می‌کند.

کنگرۀ 60 در قسمت ورزش در سال 1395 جزو باشگاه‌های ورزشی برتر کشور شد. می دانید که در تهران 7500 باشگاه ورزشی وجود دارد و از این تعداد، بیست باشگاه، جزو باشگاههای برتر هستند و کنگرۀ 60 هم جزو باشگاه‌های برتر تهران شده است.

تیم‌های راگبی کنگرۀ 60 همیشه در مسابقات، مقام اول و دوم یا سوم کشور را بدست می­آورند. تیم تیراندازی با کمان ما خیلی خوب و ورزیده است و ورزش کشتی ما نیز بسیار پیشرفت کرده است.

ما در سیستم ورزشی در سطح قهرمانی، حرفهای زیادی برای گفتن داریم؛ در کنگرۀ 60 مصرف کنندگان مواد مخدرِ دیروز، ورزشکاران و قهرمانان امروز هستند!

مسئلۀ مهم دیگر این است که کنگرۀ 60 ارتباط خود را با مراکز پزشکی، دانشگاه‌ها ، وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با مواد مخدر، همیشه حفظ کرده است. کنگرۀ 60 ارتباط خود را همیشه با وزارت کشور حفظ کرده است؛ چون مجوزش را از وزارت کشور دریافت کرده است و در همین­جا من از مسئولین وزارت کشور و ادارۀ سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن‌ها) تشکر و قدردانی می‌کنم؛ چون هر وقت برای ما مشکل و مسئله‌ای پیش آمد، فوراً برای ما حل کردند. اگر در یک شهرستان مشکلی برای ما پیش آمد، به دفتر مربوطه وزارت کشور در تهران گفتیم، فوراً زنگ زدند و مشکل ما را برطرف کردند؛ آنها همیشه همکاری لازم را کرده­اند.

کنگرۀ 60 ارتباط خیلی خوبی با تمام نهادها و سیستم‌ها دارد؛ با ستاد، وزارت بهداشت، وزارت رفاه، وزارت کشور  و همچنین با مردم و مطبوعات نیز ارتباط بسیار خوبی دارد.

خوشبختانه کنگرۀ 60 بعضی را فدای بعضی دیگر نکرده است؛ چون امروز گویی رسم است که اگر به طرف یک گروه می روی، گاهی اوقات با مردم باید بد شوی و اگر به طرف مردم می­روی، گویی با دولت باید بد شوی!

ما، هم دولت را داریم و هم مردم را. امیدوارم که بتوانیم به کار خودمان ادامه بدهیم.

 

فیضی: آقای مهندس دو سؤال شخصی دارم و اگر اجازه بدهید بپرسم. «خسته که نشده اید؟!»

دژاکام: خیر

فیضی: آیا از کارتان راضی هستید؟

دژاکام: بله

فیضی: با توجه به اینکه با افرادی سر و کار دارید که معمولاً حال خوشی ندارند، به‌ هم ‌ریخته‌اند و حال بیماری دارند، آیا شده که از این افراد عصبانی شوید، به هم بریزید، خیلی ناراحت شوید و عصبانیت خودتان را به‌گونه‌ای خالی کرده باشید؟

دژاکام: وقتی‌که من شروع به کار کردم، از همان اول پیه همه‌چیز را به تنم مالیدم و خودم را برای همه‌چیز آماده کردم. مشکلاتِ خیلی زیادی در سر راه ما پیش آمد! آمدند و ریختند اینجا و کنگره را جمع کردند، در را پلمپ کردند و مرا به بازداشتگاه و سپس به دادگاه جنایی و دادگاه انقلاب بردند که البته این قضیه مربوط به دولت نبود و مربوط به بخش خصوصی بود؛ حتی این‌ اتفاقات هم مرا ناراحت نکرد.

همیشه گفته­ام که این‌ها چیزی نیست، ما بزرگ‌تر از این‌ها را منتظر هستیم که اتفاق بیفتد و واقعاً از روز اول هم، همین عقیده‌ام بود. این حوزه، حوزه­ای جُرم­خیز است؛ من 20 سال پیش که خواستم کارم را شروع کنم، مسئله موضوع مواد مخدر خیلی وحشتناک بود؛ یک‌ذره تریاک را می‌ گرفتند، پدر آدم را درمی‌آوردند! بازداشتگاه و جزیره و اعدام بود؛ فشار خیلی وحشتناکی بود! در همان زمان هم، من می‌گفتم افراد، تریاک مصرف کنند، اما کم مصرف کنند!؟ می­خواستم با تریاک، تریاک را درمان کنم.

دو عامل باعث می‌شود که من هیچ ‌وقت ناراحت نشوم: نخست این که انسان را نسبتاً خوب می‌شناسم که چگونه موجودی است! وقتی انسان را بشناسی، ناراحت نمی‌شوی و دیگری اینکه اصلاً سیستم پیشرفت کار، همین است. هیچ‌کس تضمین نکرده است برای هر کاری که شما می‌خواهید انجام بدهید، همه‌ چیز مرتَب و منظم باشد. بنابراین، اصلاً خسته نشده‌ام و الآن هم خسته نیستم و باور کنید که همیشه با تمام این تفاسیر، از کارم لذت برده‌ام.

صبح که از خانه بیرون می‌آیم، تصورم بر این است که همه ‌چیز درست است و خیال می‌کنم که همه دارند کارشان را درست انجام می‌دهند و وظیفه ‌شان را انجام می‌دهند و با روحیه­ای شاد و با این دیدگاه بیرون می‌آیم و با روحیة شاد هم می‌روم و می‌خوابم. برای همین است که در طول این 20 سال، نه خسته شده ام و نه ملال آورده­ام، نه طلبکارم و نه بر گردن کسی حقی دارم و تا جایی که بتوانم به کارم ادامه می‌دهم و حسابم با همه صفر است!

شما در مجموعة کاری ما، با فردی طرف هستید که مصرف‌کننده است، شوخی نیست! فردی که یک طایفه را از پا درمی‌آورد. گاهی شما با کارمند یک اداره برخورد می‌کنید که بندة خدا یک حقوق بخور و نمیری می‌گیرد، یک مسئولیت هم دارد، کار را هم تشخیص نمی‌دهد؛ چه توقعی از او دارید؟! گاهی اوقات انتظارات ما زیادتر از حد معمول است؛ اگر عقلمان را قاضی کنیم، به همه حق می‌دهیم.

 

فیضی: آقای مهندس بسیار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید.

انشاءالله که خداوند به شما توفیق بدهد که باعث آرامش خانواده‌ها شده­اید. از جمله خود بنده و همة ‌کسانی که درد بی‌درمانی را با خودشان یدک می‌کشیدند و راه به‌جایی نداشتند و خدا را شکر که به کنگره می‌آیند و آرامش می‌گیرند.

همة این‌ها را از وجود شما و دوستانی که با شما همکاری می‌کنند داریم.

از شما بسیار سپاسگزارم



تهیه کننده : بهمن مشفق




 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی، گفتگو، اخبار و اطلاعیه ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرمجتبی ازشعبه سمنان جمعه 4 اسفند 1396 00:37
بسیارعالی واموزنده بود بسیارلذت بردم وان شالاه همگی درپناه یزدان پاک باشیدوسایه اقای مهندس سالیان سال برسرماباشدان شالاه
مسافر علیرضا پنجشنبه 3 اسفند 1396 09:20
عرض سلام و خدا قوت خدمت جناب آقای مهندس و آقای فیضی خیلی گزارش خوبی بود و یك خدا قوت هم به آقا بهمن عزیز میگم. خدا قوت .
همسفر لیلا چهارشنبه 2 اسفند 1396 16:38
با سلام . برای جناب آقای مهندس و تمامی کسانی که در راه اهداف والای کنگره تلاش میکنند آرزوی سلامتی و سعادت را دارم .
همسفر الهام سه شنبه 1 اسفند 1396 13:38
سلام و خداقوت به آفای فیضی و آقای مهندس عزیز عالی بود ممنون بابت گزارش خوبتون.
تشکر و سپاس فراوان ازآقا بهمن عزیز که باز هم تلاش میکنن و خدمت میکنن ممنونم بابت تلاشتون تو سایت و کانال تلگرام
همسفرسارا سه شنبه 1 اسفند 1396 13:35
خداقوت خیلی عالی بود ممنون از زحمت شما
همسفر مهری سه شنبه 1 اسفند 1396 12:00
با سلام و تشکر ... عاااالی بود
چققققدر انرژی توی این حرفا بود ، ممنونم
همسفر میلاد سه شنبه 1 اسفند 1396 07:48
با سلام و آرزوی توفیق روزافزون برای جناب آقای مهندس دژاکام عزیز و مجموعه کنگره 60
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: