آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
کارگاه آموزشی سه شنبه+مراسم تقدیر از ایجنت و مرزبانان
چهارشنبه 21 شهریور 1397 ساعت 13:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )
"به نام قدرت مطلق الله"
پنجمین جلسه از دوره سی و هفتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60،نمایندگی پروین اعتصامی اراک،ویژه مسافران،با  استادی ایجنت محترم جناب آقای منصور غفاری، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر محمد و با دستورجلسه "هفته ایجنت،اسیستانت و مرزبان،جشن" در روز سه شنبه،مورخ 1397/06/20 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

سلام دوستان منصور هستم یک مسافر؛

خداوند را شکر می‌کنم که امروز توفیق حاصل شده است به بهانه جشن ایجنت،اسیستانت و مرزبان گرد هم آمده‌ایم و امروز را جشن می‌گیریم.

در جایگاهی که بنده در مقابل شما نشسته‌ام امروز جلسه‌مان متفاوت است و بنده راجع به دستورجلسه و همچنین بعضی از مسائل نمایندگی هم نکاتی را که لازم می‌دانستم مطرح می‌کنم.

امروز روز پایانی دستورجلسه ما است دستور جلسات ما مهم‌ترین منبع آموزشی در کنگره هستند شما فکر کنید اگر دستور جلسات هفتگی نداشتیم ما چه چیزی را می‌خواستیم یاد بگیریم؟!فقط اگر لژیون بود لژیون درست است که مدت زمان آن یک ساعت و نیم است ولی همه منابع آموزشی را ما در این یک ساعت و نیم آیا می‌توانیم فرابگیریم؟!پس این دستور جلسات بسیار مهم است یکی از نکاتی مهمی که ما باید رعایت کنیم این مسئله است که به‌موقع در این کارگاه‌های آموزشی شرکت کنیم.

امروز روز پایانی این دستور جلسه است ما از این دستورجلسه چه چیزی را یاد گرفتیم؟!اگر در کارگاه‌های آموزشی حضور نداشته باشیم ما چه چیزی می‌خواهیم از این هفته یاد بگیریم؟!شما ایجنت را می‌بینید ولی نمی‌دانید که جایگاه آن چه هست!مرزبان را می‌بینید در طول جلسات ولی نمی‌دانید که جایگاه آن چه است کارش چه است؟!وظیفه آن چه است اسیستانت را در روزهای پنجشنبه در گروه همسفران می‌بینید ولی متوجه نمی‌شوید که کار او چه است چه وظیفه‌ای دارد این‌ها چه کار می‌کنند! یک بخشی از این دستورجلسه این هست که ما با ساختار کنگره آشنا بشویم یک بخش مهمی از ساختار کنگره اگر کنگره را ما شبیه یک درخت تصور کنیم تصویرش را بسازیم ریشه آن بنیان کنگره آقای مهندس است برعکس ساختار های دیگر است ساختار های دیگر ساختار های مدیریتی سازمان های مردم نهاد دستگاه‌های اجرایی مقام عالی آن سیستم بالاترین مقام آن سیستم در قسمت بالا قرار می‌گیرد ولی در کنگره برعکس است در قسمت پایین است آن ریشه است!هر چه هست از ریشه است و بعد به بالا می‌رسد ریشه بنیان کنگره است بعد از ریشه به تنه می‌رسیم چه چیزی این تنه را نگه می‌دارد؟!ریشه است ولی چه ریشه‌ای؟!آیا مشاهده کرده‌اید که درخت در دل خاک ریشه می‌دواند و تنومند و چند ساله است و ریشه‌اش تا چه قسمتی فرو می‌رود کنگره بیست سال است ریشه آن دوانده شده است تنه آن یک یخش بزرگی از آن دیده‌بانان هستند بعدازآن بخشی از آن تنه ایجنت ها و اسیستانت ها و مرزبانان هستند که در دل هم هستند مرزبان‌ها یک مقدار بالاتر هستند آن شاخه‌ها هستند یعنی تنه و شاخه در دل هم تنیده می‌شوند راهنمایان سر شاخه‌ها هستند بچه‌های سفر اول شکوفه‌های این درخت هستند سفر دومی‌ها میوه‌های این درخت هستند درخت به این زیبایی دیده‌اید؟!شجره طیبه!حالا ما همه به یکدیگر وصل هستیم ما جدا از هم نیستیم آیا می‌شود شکوفه از سر شاخه‌ها جدا باشد؟!سر شاخه‌ها از شاخه‌ها جدا باشند تنه هم یک طرف باشد ریشه هم یک طرف باشد آیا همچین چیزی می‌شود؟!ما همه مثل زنجیر به یکدیگر متصل هستیم برای چه؟!برای این که ما در پی هم روان شده‌ایم همه ما در پی یکدیگر هستیم همه ما تلاش می‌کنیم یک نفر در این سیستم به درمان برسد در این درخت ما چه وظیفه‌ای داریم؟!باید از آن حفاظت کنیم نگهداری کنیم مراقبت کنیم تمام این سیستم برای این است که آن شکوفه‌ها تبدیل به میوه بشوند تمام این سیستم دارند کار می‌کنند تا این درخت بار بدهد ثمر بدهد درخت غیر مثمر ارزشی ندارد کنگره درختش این است باید ثمره داشته باشد از دل شماها باید راهنماهای زیادی بیرون بزند مرزبان های زیادی بیرون بزند از دل شماها ایجنت باید بیرون بزند این درخت باید روزبه‌روز قوی بشود به خاطر این است که دارد روزبه‌روز قوی تر می‌شود از روز اول یک نهال بود آقای مهندس بودند و چهار نفر دیگر اولین لژیونی که تشکیل دادند شعبه‌ای اصلاً وجود نداشت کم‌کم این لژیون شعاع پیدا کرد یک شعبه در میدان انقلاب ایجاد شد الآن بالای 52 شعبه در سطح کشور داریم اگر آقای مهندس می‌خواستند الآن ما هزارتا شعبه داشتیم ولی ما درختی می‌خواهیم که کیفیت داشته باشد نه این که کمیت داشته باشد وگرنه برای آقای مهندس تأسیس شعبه هیچ کاری ندارد ولی ایشان می‌فرمایند که ما کیفیت را فدای کمیت نمی‌کنیم.با این ساختار باید ما خیلی آشنا بشویم این ساختار بسیار قدرتمند است خیلی منسجم و حساب‌شده طراحی شده است به کار من کسی هست که رسیدگی بکند همان‌طور که به کار مرزبان‌ها رسیدگی می‌کنند مراقبت می‌کنند نگهبانی می‌کنند نظارت می‌کنند ما در کنگره چیزی نداریم که بخواهیم بازخواست پس بدهیم این‌گونه نیست ناظر بر اعمال من هستند ناظر بر اعمال مرزبانان کسان دیگر هستند ناظر بر اعمال شماها هستند ناظر بر اعمال راهنماها هم هستند این سیستم همین گونه نظارت آن این قدر دقیق و مستمر و حساب شده است ولی با یک حساب و کتاب دیگری که هیچ کجا نیست مرزبان ها نظم را میخواهند رعایت کنند باید رعایت کنند قانون هم باید رعایت کنند و اجرا کنند و کار آن ها اجرایی است اداره شعبه با مرزبانان است ببینید حالا باید در این جایگاه خدمتی چه هنری را به خرج بدهند هم باید نظم و مقرارات  و اصول و قوانین و حرمت را رعایت و اجرا کنند و هم از آن طرف همراه با محبت و عقل و ایمان و عشق باشد آیا این ها را میشود کنار هم گذاشت؟!خیلی هنر میخواهد.پدر میخواهد پسرش را کتک بزند چگونه میزند؟!مادر که میخواهد بزند چگونه کتک میزند؟!دیده بان خود بنیان کنگره که بحث آن جدا است آن ریشه ریشه است دیده بانان ایجنت ها اسیستانت ها مرزبان ها راهنماها همه این هنر را دارند به خرج میدهند یک شمشیر را دست یک مرزبان میدهند دست یک راهنما میدهند دست یک ایجنت میدهند یک شمشیر به او میدهند دو تا لبه دارد در کنگره این‌گونه است دوتا لبه دارد به او هم این اختیار را میدهند و به او میگویند از هرکدام که دوست داری استفاده کن ولی بلد باش کجا استفاده کنی یک طرف آن حریر است و یک طرف آن تیغ است و میبرد ولی در این سیستم هیچ کس از آن تیغ استفاده نمیکند اکثرا از آن حریر استفاده می‌کنند ولی به جایش  از آن تیغ هم استفاده می‌کنند  ولی این جور نیست که با پنبه سر ببرند

 چه چیزی در قلب ما می‌تواند رسوخ پیدا کند؟!در قلب یک مصرف‌کننده نفوذ پیدا کند؟!چه چیزی می‌تواند؟!چه چیزی می‌تواند ما را از این تاریکی خارج کند؟سینه ما را باز کند چه چیزی می‌تواند؟!یک نسخه‌ای برای ما بپیچند ما وقتی دکتر می‌رویم دکتر اصلاً سرش را بالا نمی‌گیرد؛بنده خدا فرصت ندارد نگاه ما این باشد اصلاً دکتر وقت ندارد الآن هم کلاً سیستم پزشکی مکانیزه و الکترونیکی شده است از داخل سیستم پرونده شما را نگاه می‌کند و بعد برای شما دارو تجویز می‌کند در کنگره برای اعضا چگونه نسخه می‌پیچند؟!نسخه می‌پیچند و با عشق این کار را می‌کنند ولی حساب‌شده می‌پیچند میگویند این وعده تو است سه روز اول سه تا یک سی‌سی بعد از سه روز سه تا دو سی‌سی می‌شود ولی چگونه به شما میگویند که می‌روید و این کار را انجام می‌دهید؟!اگر یک نفر بیرون این برنامه را  به شما بدهد اصلاً محال است که انجام بدهید!بزرگ‌ترین سلاح ما همان عقل عشق و ایمان است ولی چیزی که مهم است ما اندازه‌ها را رعایت می‌کنیم و به نتیجه رسیده‌ایم در کنگره هر چیزی یک اندازه‌ای دارد قدری دارد وزنی دارد قدی دارد و اگر به من بیش از حد محبت بشود مثل بارانی می‌ماند که تبدیل به سیل می‌شود اگر کمتر از آن اندازه هم به من محبت بورزند خشک‌سالی و قحطی ایجاد می‌شود راهنماها این اندازه را می‌دانند که چقدر باید محبت بشود همان جوری هم اندازه دوز مصرفی شما را دارد می‌دهد پله به پله شما را بالا می‌برد یک‌مرتبه شما را بالا نمی‌برد ظرف ما را به تدریج پر می‌کنند نقطه تحمل ما را به تدریج بالا می‌برند

 چیزی که خیلی مهم است ما امروز باید با ساختار کنگره آشنا بشویم ببینیم که اگر ایجنت نماینده کنگره دیده‌بانان و C14 است اگر نماینده دیده‌بان امور شعب است اگر مهندس می‌گوید ایجنتی اسیستانتی یا مرزبانی یک مترسک را در یک جایی گذاشتند شال زرد گردن آن انداختند و گفتند این مترسک مرزبان است همه باید از آن تمکین کنند حتی اگر یک مترسک گذاشتند این مثال‌ها را آقای مهندس می‌زنند که من متوجه بشوم این‌ها تصویرسازی می‌شود و من هیچ‌وقت دیگر یادم نمی‌رود اگر یک جور دیگر می‌گفتند که مرزبان‌ها این طوری هستند آن طوری هستند دیکته می‌خواستند بگویند املایی بگویند من متوجه نمی‌شدم و به همین خاطر است که آقای مهندس به جایگاه خیلی اهمیت می‌دهد به جایگاه‌های کنگره آقای مهندس خیلی اهمیت می‌دهند برای چه جشن می‌گیریم به خاطر این که از این عزیزان قدردانی کنیم تشکر کنیم سپاسگزاری کنیم چرا؟!باید بدانیم برای چه قدردانی می‌کنیم اگر ما امروز از ایجنت از مرزبانان و راهنماها و خدمت‌گزاران دیگر از این عزیزان تقدیر و تشکر نکنیم فردا کسی نمی‌آید ایجنت بشود تا بگویند ایجنت بشود می‌گوید من معذور هستم فردا کسی مرزبان نمی‌شود فردا کسی دیگر راهنما نمی‌شود نه به خاطر این که می‌خواهید یک پاکت بدهید به خاطر این که آن جایگاه باید محترم شمرده بشود و ما قدردان باشیم در این دنیایی که ما زندگی می‌کنیم میگویند عصا را از دست کور می‌دزدند و واقعاً هم از این مسائل بالاتر رفته است حالا چه کسی میاید بلاعوض به کسی خدمت کند؟!!این به خاطر این است ما را از این تاریکی نجات دادند کسانی بودند که خدمت کرده‌اند و هنوز هم دارند خدمت می‌کنند ولی فراموش نکنید کاری که کنگره با ما کرده است با کاری که من نوعی دارم انجام می‌دهم بالاتر است یا این کاری که من دارم انجام می‌دهم؟!مسلماً کاری که کنگره برای من کرده است بسیار بالاتر است ولی برای چه برای کار ما در جایگاه‌های خدمتی ارزش می‌گذارند؟!قدر می‌گذارند به خاطر این که این جایگاه حفظ بشود و محترم شمرده بشود یک کلام میگویید راهنما و تمام شد؟!یک کلام میگویید مرزبان و تمام شد؟!من خوابم آن‌ها بیدار هستند من دنبال کار و زندگی می‌روم آن‌ها در حال کار و خدمت هستند در قبل مرزبان‌ها از ساعت 9 صبح تا ساعت 9 شب میامدند الآن از ساعت یک عصر میایند تا 9 شب یک مرزبان با شعبه‌اش زندگی می‌کند شک نداشته باشید در حال برنامه‌ریزی است هر جلسه که میایند برنامه‌ریزی می‌کنند از قبل تصویر آن را می‌سازند شما راهنمایتان نامه‌هایتان را می‌نویسد شما فکر می‌کنید چه کار می‌کند؟!شش دانگ حواس او در نامه است یک دهم آن جا به جا بشود بازندگی شما بازی می‌کند جایگاه‌های خدمتی دیگر هم همین طور است افرادی هستند که هزاران کیلومتر رفت و آمد می‌کنند شعبات دیگر خدمت می‌کنند و دستگیری می‌کنند

ایجنت رابط شعبه با کنگره دیده‌بانان دفتر مرکزی تهران است وظایفی هم بر عهده ایجنت می‌باشد ناظر بر عملکرد مرزبان‌ها است و رعایت اصول قوانین و مقرراتی که از تهران ابلاغ می‌شود و این قوانین به مرزبان‌ها ابلاغ می‌شود مهم‌ترین وظیفه ایجنت همین مسئله است ولی یک وظیفه مهم دیگر ایجنت وظیفه آکادمیک و اجرایی و صور آشکار این است حالا صور پنهانش چه است؟!ایجنت را به عنوان یک بزرگ‌تر انتخاب می‌کنند آن شعبه را همدیگر را به هم وصل کند نه این که قطع کند کار ایجنت این است و آقای مهندس می‌فرمایند خدا نکند هیچ قومی بزرگ‌تر نداشته باشد ایجنت را می‌گذارند به عنوان بزرگ‌تر شعبه راهنمای مرزبانان است چرخ شعبه بچرخد و در هر شعبه یک نماینده وجود دارد و ایجنت هم مرتب باید با دفتر مرکزی در ارتباط باشد و آنجا حضور داشته باشد و عملکرد شعبه را بدهیم و خیلی از عملکردها و مسئولیت های دیگری که هست اسیستانت هم تقریباً مشابه ایجنت است اسیستانت هم نماینده دیده‌بان همسفران در کنگره60 است و رابط شعبه با دیده‌بان گروه خانواده است و گزارش‌ها و عملکرد های مخصوص خودشان را هم ایشان به تهران ابلاغ می‌کنند آن هم گروه خانواده را بزرگی می‌کند ریش‌سفید بزرگ خانواده است و بر کار مرزبان های گروه خانواده هم نظارت می‌کند بر کار راهنما هم نظارت دارد کار بزرگ ایجنت این است که همه را به هم وصل کند دل‌هایمان یکی باشد ایجنت نگذاشته‌اند که شعبه را به هم بپیچاند ما اصلاً چنین چیزی را نداریم ولی خوب اجازه هم می‌دهند میگویند شاید اشتباه بکند فرصت هم به او می‌دهند اصلاً دیکته ننوشته که غلط ندارد ولی مسیر آن را مشخص می‌کنند جایگاه و وظیفه آن را تعریف کرده‌اند و ایجنت پایش را در کفش دیده‌بانان نمی‌کند حریم آن هم مشخص است.

مرزبان‌هایی که شما می‌بینید اداره هر شعبه‌ای دست مرزبان‌ها است عملکرد هر شعبه‌ای دست مرزبان‌ها است خیلی مسئولیت های بزرگی دارند نگاه نکنید همین جوری مرتب باید کار کنند مرزبانی من مثال می‌زنم دیگر بهتر از این من پیدا نکردم یک کاری را باید کرد یعنی باید کار انجام بشود مثلاً حالا بگوییم نانوایی نانوایی کاری نیست که به هر کس بگوییم تو جای من بایست نمی‌تواند شاطر باشد یا خمیر گیر باشد اگر مرزبان‌ها نیایند در کنگره را باز کنند به کار شما رسیدگی کنند خوب شما پشت در بمانید خوب آیا همچین چیزی می‌شود؟!که سیصد نفر آدم را بلاتکلیف نگه‌دارید؟! نمی‌شود که این تازه بخش کوچکی از کار است مسئولیت کیفیت آموزش سطح علمی شعبه همه زیردست مرزبان‌ها است عملکرد یک شعبه بالا باشد دست مرزبان‌ها است پایین باشد دست مرزبان‌ها است نقش دارند مرزبان‌ها می‌توانند کاری کنند که راهنماها اصلاً طرف هم نروند می‌توانند کاری کنند که راهنماها به یکدیگر چفت بشوند یک شعبه را تا آسمان هفتم ببرند می‌توانند یک شعبه را هم تا هفت‌طبقه زیرزمین ببرند همدلی را چه کسی ایجاد می‌کند؟!مرزبان‌ها راهنماها ایجنت ها این کار را می‌کنند بعد در بین اعضا که می‌رسیم خوب  شما از چه کسی یاد می‌گیرید؟!از چه کسی الگوبرداری می‌کنید؟از ما الگوبرداری می‌کنید ما از بزرگان الگوبرداری می‌کنیم

کارهای دیگری که مرزبان‌ها انجام می‌دهند تقسیم وظایف شده است برای آن‌ها؛همه چیز تعریف شده است هیچ سیستمی به این منظمی ما نداریم می‌شود پنج نفر آدم سر یک سفره بنشینند و پایشان را در کفش هم نکنند؟!آیا می‌شود همچین چیزی ؟!پنج نفر در یک جمعی بنشینند و بخواهند تصمیم بگیرند راجع به سیصد نفر آدم راجع به دویست نفر آدم یا هیئت‌مدیره آیا در کنار هم چهار روز دوام میاورند ؟!هر کدام میگویند رئیس من هستم و مدام باهم درگیری دارند و می‌بینیم که بر سر جایگاه و مقام سیستمشان متلاشی می‌شود خوب حالا سیستم ما را با این‌ها مقایسه کنید ولی در کنگره وظایف مرزبان‌ها کاملاً مشخص است و هر سه ماه یک بار وظایف آن‌ها می‌چرخد یک مرزبان به عنوان نگهبان مرزبان‌ها است بر کار آن چهار مرزبان و خودش نظارت می‌کند حالا ببینید در جز هم که می‌رویم باز این وظایف تقسیم می‌شود یکی هم ناظر بر کار آن‌ها است و ایجنت اگر کاری با مرزبان‌ها داشته باشد با نگهبان مرزبان‌ها مطرح می‌کند این سلسله مراتبی که در کنگره وجود دارد در هیچ کجای دیگر نیست حتی از نظام ارتش هم بالاتر است آیا شما تابه‌حال دیده‌اید که جلسه ساعت پنج و ده دقیقه شروع بشود؟!آیا دیده‌اید که جلسه ساعت چهار و نیم شروع بشود؟!سر ساعت مقرر برگزار می‌شود و سر ساعت مقرر هم تمام می‌شود نظم و انضباط در همه جای کنگره هست مرزبان مالی داریم مرزبان سایت داریم مرزبان جبران خسارت داریم انضباطی داریم مرزبان خدمت داریم مرزبان نگهبان جلسات داریم مرزبان ایمنی داریم مرزبان فرم ها و نوشتارها داریم مرزبان بایگانی داریم تمام کارهای این سیستم که انجام می‌شود هر کدام مرزبان‌ها وظایف خاص خودشان را دارند اگر هر مشکلی در مورد سایت پیش بیاید مرزبان آن مشخص است آن شخص باید پاسخگو باشد دیگر مرزبان مالی نمی آید پاسخگو باشد وظایف همه مشخص است هر سه ماه یک بار در دوره چهارده ماه از این پنج نفر وظایفشان چرخشی تغییر می‌کند این‌ها وظایف اجرایی مرزبان‌ها است ولی در صور پنهان چه؟!مرزبان‌ها ایجنت راهنماها هر که بامش بیش برفش بیشتر مرتب در حال تزکیه و پالایش هستند مرتب در درون خودشان تزکیه پالایش می‌کنند پخته می‌شوند راهنما برای من یازده ماه زحمت می‌کشد پله آخر که می‌رسد من غیبم میزند مثال می‌زنم می‌گوید آقا من را اصلاً تهران نیر من نمی‌خواهم در جایگاه قرار بگیرم و اعلام رهایی کنم باشد اشکال ندارد راهنما می‌رود گل رهایی می‌گیرد و از همان جلوی درب آکادمی او می‌گوید خداحافظ تو را به خیر و ما را به سلامت آیا داریم یک همچین چیزی یازده ماه زحمت بکشید داشتیم همچین چیزی که گفته است من نمی‌خواهم تهران بیایم مرزبان دارد زحمت می‌کشد از ساعت یک عصر تا نه شب یکی هم که می‌خواهد برود یک چیزی به او می‌گوید که مثلاً آقا این چه جلسه‌ای بود که شما برگزار کردید؟!آقا این چرا به من این جوری گفت؟!تو چه کاره هستی که با من این‌گونه حرف زدی؟!طلبکار و مدعی هستند این پای برهنه روی گداخته‌های آهن یعنی همین!باید پخته بشود باید صیقل داده بشود عشق بلاعوض یعنی همین؛اصلاً نیاز ندارد که کسی بیاید بگوید دست شما درد نکند خدا قوت بگوییم که خیلی عالی است ولی همیشه این‌گونه نیست مصرف‌کننده از در وارد می‌شود هر کس که روز اول وارد بشود می‌گوید مرزبان مردم‌داری‌اش باید بیست باشد دیپلماسی‌اش باید بیست باشد فن بیانش باید بیست باشد رفتارش کردارش گفتارش باید بیست باشد تازه‌وارد اول پیش مرزبان می‌رود بعد وارد لژیون می‌شود همه وجودش باید عشق و محبت باشد مرزبان مرتب باید در حال آموزش باشد اگر آموزش نگیرد نمی‌تواند موفق نیست مهندس می‌گوید من به شما آموزش می‌دهم تا قیامت هم این کار را می‌کنم ولی مردم‌داری‌تان پای خودتان است پای من دیگر نیست.آقا این چه برخوردی است میگویم بابا مسلمان مردم‌داری‌اش پای خودش است ولی مرزبان مرتب در حال تزکیه و پالایش است مرتب این کار صورت می‌گیرد بارها و بارها پیش میاید مقام بالاترش جایگاه بالاترش الآن این جشن را برگزار می‌کنند میگویند آقا این چه جشنی بود برگزار کردید از نظر من این استاندارد نبود چشم ایراد کار ما کجا بود؟!می‌گوید چشم حالا یک هفته تدارک دیده‌اند و من میگویم آقا از نظر من این جشن استاندارد نبود و غیراصولی بود این هم خداقوت ایجنت شعبه مثلاً این طوری نیست همه چیز هم برای یادگیری است اگر هر چیزی هم به شما میگویند برای یادگیری است برای مچ گیری نیست این را مطمئن باشید هر اصولی و قانونی که در کنگره هست و دارند اجرا می‌کنند بدانید برای خودتان است برای یادگیری است جبران خسارت میگویند بدهید باید بگویید چشم؛بپرسید برای چه این جبران خسارت را باید بدهیم برای چه این پول را از من می‌گیرید؟!به جای این که چکش کنید بگویید چرا این پول را از من می‌گیرید؟سؤال کنید تا برای شما توضیح بدهند،یک بار به ما فرصت داده‌اند تا پانزده میلیون تومان همین صندلی‌ها هزینه دارد انصافاً چه چیزی از ما گرفته‌اند؟!برای یک بار این اجازه را به ما می‌دهند ولی برای بار بعدی باید تاوان آن را بدهیم تا متوجه بشویم ارزش درمانمان چقدر است ایجنت ملزم به اجرای قانون است می‌خواهند از او مرزبان هم اجرای قانون را باید انجام بدهد راهنما کارش آموزش دادن است اگر از ایجنت فرمان نبریم اگر ایجنت از دیده‌بان فرمان نبرد دیده‌بانان از بنیان کنگره فرمان نبرند مرزبان از ایجنت فرمان نبرد راهنما این‌طور و شما از راهنما و اعضا کلاً از هم فرمان نبرند تکلیف چه می‌شود؟!نظم جای خودش را به نظمی می‌دهد پس به این جایگاه‌ها باید ما احترام بگذاریم اهمیت بدهیم ارزش قائل بشویم قدر آن‌ها را بدانیم امروز روز قدردانی از این عزیزان است روز شکرگزاری و روز سپاسگزاری است وظیفه ما است.

ما در کنگره یک مثلث داریم که بالای همه مثلث‌ها است قبل از این شناسنامه کنگره یعنی اول مثلث معرف،عمل سالم و عدالت است و بعدازآن مثلثی است که یک ضلع آن آموزش است شما آموزش را از کنگره بردارید هیچ‌چیز از آن باقی نمی‌ماند اگر آموزش نباشد خوب ما آن وقت کجا باید برویم؟!آموزش درمان را چه کسی می‌خواهد به ما یاد بدهد؟!یک ضلع آن آموزش است این همه تاکید می‌کنند قبل از جلسه حضورداشته باشید به خاطر این است اگر آموزش نگیریم ما نمی‌توانیم اعتیادمان را درمان کنیم غیرممکن است اگر هم انجام بدهیم به درد نمی‌خورد دوام زیادی ندارد چون نفهمیده‌ایم که چه کارکرده‌ایم نامه‌مان را بیاییم بگیریم و برویم به جایی نمی‌رسیم فن آن را شاید یاد بگیریم ولی فوت آن را یاد نمی‌گیریم فوت آن دست راهنما است دست ایجنت است دست مرزبان است دست آقای مهندس است دست دیده‌بان ها است دست من دیگر نیست یک ضلع آموزش است ضلع دیگر نظم و انضباط است نظم و انضباط هم از کنگره برداریم ببینیم که چه می‌شود؟!یک مقدار فکر کنید که اگر نظم و انضباط در کنگره نبود چه اتفاقی رخ می‌داد؟!می‌خواهید یک نمونه برای شما مثال بزنم مثلاً فرض کنید که یک نفر همین الآن از در وارد می‌شد یک مأمور هم همراهش است و می‌گوید آقای ایجنت تشریف بیاور پایین چک شما برگه خورده است و این آقا از شما طلبکار است این آقا چه کسی است؟این آقا رهجو کنگره است!دادوستد برای چه نداریم؟!رفت‌وآمد برای چه نداریم؟!ارتباط بیرونی برای چه نداریم؟!فاصله‌هایمان را برای چه رعایت می‌کنیم؟!سنگ روی سنگ بند نمی‌شد!مثلاً یک نفر بیست تومان از کسی پول قرض گرفته است و دیگر نمی آید و بیچاره سفرش برای بیست تومان خراب می‌شود برای چه حق نداریم به یکدیگر دارو قرض بدهیم؟!برای چه حق نداریم در کلینیک حتی برای یک هزارتومانی من لنگ مانده باشم همه دارو را به من می‌دهد ولی هزار تومان کم دارم می‌گوید هزار تومان قرض بده من اجازه ندارم این کار را بکنم!به‌هیچ‌عنوان اجازه ندارم این نظم و انضباط اگر از کنگره بردارند هیچ‌چیز آن باقی نمی‌ماند و این قاعده اصل داستان است که قدردانی و سپاسگزاری است آموزش می‌دهند نظم و انضباط اجرا می‌شود ولی اگر قدردانی و سپاسگزاری در آن نباشد که هیچ‌چیز آن نمی‌ماند از این نعمتی که در اختیار ما قرار داده‌اند اگر ما قدرش را ندانیم ناسپاسی کرده‌ایم و آن را از ما می‌گیرند شک نداشته باشید که آن را از ما می‌گیرند!پس ما باید قدر هر چیزی را بدانیم ارزشش را باید بدانیم سپاس‌گزار باشیم ناشکر نباشیم خدا را شکر کنیم این سیستم با این فضا در سراسر کشور و شعبات دیگر خدمت‌گزارهایی که هستند همه داریم به هم خدمت می‌کنیم قدر آن را باید بدانیم این ارزش دارد امروز به خاطر این مسئله است که جشن می‌گیریم بگوییم آقای مرزبان ما شما را دیدیم از شما تشکر می‌کنیم آقای راهنما من شما را می‌بینم حواسم به شما هست و جایگاه‌های خدمتی دیگر هم همین است که بگوییم ما شما را می‌بینیم و قدردان شما هستیم همه ما یک خانواده هستیم باید بگوییم که همدیگر را داریم می‌بینیم خوشحال باشیم کار ایجنت و مرزبان این‌گونه است همه را به هم وصل می‌کند.

هر شعبه‌ای که ایجنت آن راهنماهایش و مرزبانانش باهم چفت بشوند آن شعبه به اوج می‌رسد همه چیزش روی حساب‌وکتاب است روی رونق است ما کار بزرگی که باید انجام بدهیم وارد این صحبت هم بشوم ما باید باهم همدل بشویم یکی باید بشویم این منیت باید کنار برود من باید کنار برود این مطالب را من از استاد خودم آقای حکیمی فراگرفته‌ام هر شعبه‌ای که من داخلش باشد به درد نمی‌خورد به نتیجه نمی‌رسد در شعبه باید ما باشیم،من به عنوان یک راهنما لژیون کنار دست من لژیون های این شعبه لژیون های شعبات دیگر در کل کشور چهارشنبه‌ها که تهران می‌رویم برای چه همه خوشحال می‌شوند؟ذوق می‌کنند ؟مست مست می‌شوند؟! برای این که رهایی برده‌ایم برای چه جشن می‌گیرند؟!یک نفر در این شعبه رها بشود  همه ما باید خوشحال بشویم اگر من خوشحال نشوم یک چیزی کم دارم باید ما کاری کنیم که رهایی‌هایمان اضافه بشود باید کاری کنیم که خدمت‌گزار های ما بیشتر بشود باید کاری کنیم که استاد پرورش بدهیم خدمت‌گزار پرورش بدهیم به قول آقای حکیمی مونتاژکار نباشیم ما باید تولید کنیم ما در شعبه به این سمت حرکت کرده‌ایم و هم اکنون هم در حال حرکت هستیم ولی سرعت آن را باید زیاد کنیم همه ما داریم خدمت می‌کنیم و در کار فردی ما موفق هستیم ولی در کار گروهی‌مان باید بیشتر موفق باشیم این مهم است ما باید پارکمان را تقویت کنیم از دل پارک است که یک شعبه دیگر در اراک به وجود میاید این یعنی چه؟!راهنما دارد به پارک میاید ولی رهجوهایش نمی آیند خوب باید این کار را ما انجام بدهیم باید از رهجوها بخواهیم ما نمی‌خواهیم سخت بگیریم اگر سخت بگیریم دیگر کسی اینجا نمی‌ماند ولی چگونه این کار را انجام می‌دهیم؟!با چه سلاحی این کار را انجام می‌دهیم؟!با عشق است بامحبت است روزهای جمعه همه خواب هستند بعدازظهرها همه خمار هستند دیده‌اید که میگویند جمعه‌ها چقدر سرد و کسل کننده است حوصله‌مان سر رفت چون خمار هستند و خودشان نمی‌دانند،چرا خمار هستند؟!چون تا ظهر خواب بوده‌اند ولی ما چرا خمار نمی‌شویم به خاطر این که صبح زود بیدار می‌شویم و در کنار هم در پارک صبحانه می‌خوریم و ورزش می‌کنیم کار گروهی ما باید بیشتر بشود.جشن داریم مناسبت داریم دستور جلسات است این‌ها همه باید تقویت بشود باید شور و حال  و حس خوبی در شعبه باشد این‌ها را باید ما تقویت کنیم همه چیز خوب است نه این که بد باشد ولی باید بیشترش کنیم جلسات ما نباید با بیست نفر شروع بشود!ما باید اولویت‌ها را در نظر بگیریم اولویت اول ما چه است؟!ما اگر بدانیم این کنگره چه هست چه کار داریم می‌کنیم و چه کارهایی دارند برای ما انجام می‌دهند به جای ساعت چهار ساعت دو به کنگره می‌آییم!باور کنید.اگر متوجه بشوید در کل کشور تنها جایی که دارند داروی اوتی می‌دهند به کنگره60 دارند می‌دهند هیچ‌وقت محال است که غیبت کنید باید این را متوجه بشوند در کنگره فقط اوتی می‌دهند به افراد بالای پنجاه سال می‌دهند چگونه می‌دهند؟!چه برنامه ای‌ به آن‌ها می‌دهند؟!عاقبتش چه می‌شود؟چرا فقط پنجاه سال به بالا؟!زیر پنجاه سال اجازه نفس کشیدن ندارند؟!چند سال است که دارید سی‌سی چهارصد تومان دارو را می‌خرید؟!این‌ها را اگر ما بدانیم بعد ما غیبت می‌کنیم ؟!اگر بدانید چقدر آدم‌ها زحمت‌کشیده‌اند تا ما به این جا رسیده‌ایم شما فکر می‌کنید راهنما نامه می‌نویسد همین جوری چشمش به نامه است دلش یک جای دیگر است؟!نه این راهنما تمام وجودش در این نامه است!بعد می‌آیید این جا در کنگره کلی نیرو و خدمت‌گزار باید این نامه‌ها را وارد کنند ثبت کنند و بنویسند و نیروهای دیگر پاکت کنند و مهر کنند و به دست من بدهند و بعد حالا من عشقم بکشد بروم یا نروم یک دهم این دارو یک مصرف‌کننده را نجات می‌دهد این‌ها را ما باید در کنگره قدر بدانیم ارزشش را بدانیم جلساتمان را پربار برگزار کنیم حضور همیشگی داشته باشیم

 مسئله بعدی این است که در کنگره هیچ کس رئیس نیست همه خدمت‌گزار هستند باید قدر این خدمت‌گزارها را بدانیم همه برای خودمان است از آن ریشه درخت بگیرید تا به شکوفه‌ها برسد ببینید که چقدر خون دل‌ها خورده می‌شود تا یک نفر به رهایی برسد و شکوفه تبدیل به میوه بشود ما باید میوه‌هایمان را زیاد کنیم گردانندگان شعبه خودمان هستیم کسی دیگر نیست پایه‌های مالی شعبه را تقویت کنیم،کنگره و شعبه‌مان را حمایت کنیم چشممان به امروز نباشد چشم به هم بزنیم قراردادمان سال به سال تمام می‌شود باید دنبال این باشیم که از خودمان زمینی داشته باشیم بسازیم و مستقل بشویم و ما پی گیر کارهای زمین شعبه هستیم و ما نباید به امید این بنشینیم که بله فلانی هست کار را انجام می‌دهد و خدا بزرگ است نه همه ما سهیم هستیم همه ما جزئی از این سیستم هستیم جدا نیستیم به هم وصل هستیم همین طور عزیزانی که دارند به ما خدمت می‌کنند ما هم می‌بایست خدمت‌گزار باشیم سفر دومی‌ها حضور بیشتری داشته باشند جایگاه خدمتی برای همه پیدا می‌شود این جور نیست که نباشد جهش باید پیدا کنیم در کنگره جایگاه خدمتی زیاد است وقتی که درمان می‌شوید نگذارید و بروید کنگره هم اصراری ندارد ولی یکی از مهم‌ترین وظایف رهجو این است که بعد از درمانش ثمره داشته باشد همه ما کار می‌کنیم،خدمت می‌کنیم انجام وظیفه می‌کنیم به خاطر این که کنگره چگونه باید چرخش بچرخد؟!چگونه شعاع می‌خواهد اضافه بکند؟!از بیرون که ما کسی را نداریم همه خودمان هستیم همه سیستم تلاش می‌کند تا شماها به بار بنشینید و میوه بدهید ثمره بدهید سایه‌بان‌هایتان برافراشته بشود چهار نفر بیایند زیر سایه شما بنشینند شاخ و برگتان از دیوار باغ کنگره بیرون بزند ما در این مسیر باید قدم برداریم اسیر مسائل جزئی نشویم همه ما باید باهم همدل بشویم این شعبه را دست خودمان سپرده‌اند به من ایجنت کاری نداشته باشید این شعبه را تشخیص داده‌اند و دست خودمان داده‌اند این وظیفه تک‌تک ما است که ما این سیستم را حفظش کنیم بعد هم از این بیشتر بسازیمش فردا روز دوره من تمام می‌شود و نوبت خودتان است شک نداشته باشید!اراک خدا را شکر به این پتانسیل رسیده است دوره من چهارده ماه است.باید بسازیم،ایجنت باید تولید کنیم، مرزبان باید تولید کنیم،سفر اولی‌ها سفر دومی بشوند،سیستم بچرخد و روی این چرخش ما باید کارکنیم در کارهای گروهی بیشتر باید سهیم باشیم.پارک را تقویت کنیم استخر را تقویت کنیم در کارهای گروهی و همایش‌ها شرکت کنیم هر جا که به ما نیاز است حضور پیدا کنیم ما سفیر کنگره هستیم رونمایی کتاب داریم مراسم بازدید نوروزی داریم مناسبت های دیگر را داریم همه باید سهیم باشیم و شرکت کنیم کار ما گروهی است درمان ما هم گروهی است ما کار انفرادی‌مان را خوب انجام می‌دهیم ولی کار گروهی‌مان را باید بیشتر رویش کارکنیم.چهارشنبه‌ها بیاییم برای دل خودمان تهران برویم!به کسی کار نداشته باشیم برای دل خودمان تهران برویم چرا اراک نباید این کارها را انجام بدهد؟!چهارشنبه یک اتوبوس بگیریم برویم تهران ببینیم در آکادمی چه خبر است!از نزدیک با آقای مهندس آشنا بشویم ببینیم که ایشان راجع به چه چیزی صحبت می‌کنند دیده‌بان ها را ببینیم رهایی داریم خوب ما هم برویم یا ورزشکارها تهران می‌روند آن‌ها را حمایت کنید،چرا این کارها را ما انجام ندهیم؟!این کارها را باید انجام بدهیم به هم وصل بشویم ما چیز جدا از هم نداریم نه تیم والیبال جدا داریم نه تیم فوتبال جدا داریم نه تیم راگبی جدا داریم همه ما یکی هستیم.افتخار شعبه‌مان است چه اشکال دارد!ما نباید بدانیم که روز جمعه‌اتیم فوتبالمان بازی دارد!؟ نباید بدانیم تیم والیبال همسفران مسابقه دارد؟!چه کار کردند و به کجا رسیدند؟!چگونه رفت‌وآمد می‌کنند؟!حالا به این مسائل کاری نداریم ولی جمعه‌ها به پارک بیایید وظیفه تک‌تک ما هست که به پارک برویم ورزش کنیم ،ورزش مکمل درمان است باید در آن جا یک رشته ورزشی انتخاب کنیم شعبه این‌گونه جان می‌گیرد محبت و پیوند ما این‌گونه بیشتر می‌شود نباید فاصله ایجاد کنیم البته ما این چیزها را نداریم ولی می‌خواهیم منسجم بشویم کار ایجنت و مرزبان همین‌ها است انشالله بتوانیم چیزی که از ما خواستند تحقق پیدا کند و در پایان بنده این هفته را به آقای مهندس تبریک عرض می‌کنم به خانواده محترم ایشان تبریک عرض می‌کنم به جناب آقای حکیمی تبریک عرض می‌کنم و آقای حکیمی واقعاً عاشقانه و خالصانه از جانشان هم مایه گذاشتند،امانتی را تحویل ما دادند و امیدوارم که ما هم بتوانیم امانت‌دار خوبی باشیم و شعبه را روزبه‌روز بهتر و بهتر کنیم و در نهایت به ایجنت بعد واگذار کنیم و این شعبه بیش از این‌ها پتانسیل دارد و ما از نظر قدمت دومین شعبه در سطح کشور هستیم قدمت طولانی داریم و می‌بایست بیشتر از این‌ها رشد کنیم و از مرزبان های عزیز بابت خدماتشان و مدیریتشان تشکر می‌کنم از راهنماها به سهم خودم تشکر می‌کنم از شما عزیزان و مسئول واحد اوتی مسئول نشریات و جایگاه‌های خدمتی دیگر از تک‌تک اعضا همسفر ها اسیستانت گروه خانواده راهنماها و مرزبان های گروه خانواده تشکر می‌کنم و این هفته را تبریک میگوییم و انشاالله دست به دست هم بدهیم و تا می‌توانیم خدمت کنیم آموزش بگیریم و بنده خودم را همیشه در حال آموزش دیدن می‌بینم جدا آموزش نمی‌بینم وظیفه‌ای که بر عهده من است سعی می‌کنم به نحو احسن انجام بدهم و خواسته من هم این است دست به دست هم بدهیم همدل باشیم در کنار هم باشیم رضایت فردی از هم داشته باشیم همدیگر را بپذیریم همدیگر را قبول داشته باشیم که ما قبول داریم ولی این‌ها را من یادآوری می‌کنم همه باید همدیگر را بپذیریم و قبول داشته باشیم و ما چیزی جدای از هم نداریم کار ما یکی است هدف ما یکی است نقاط مشترکمان یکی است رهایی و آزادی است و پرورش استاد برای شعبه است.انشالله همگی موفق و سربلند باشند

مرزبان کشیک آقای علی راهزانی

 

کمک راهنمایانی که لژیونشان ظرفیت پذیرش رهجو دارد

 

خدمت گزاران جلسه


 

تقدیر گروه مرزبانی از ایجنت نمایندگی

 

تقدیر ایجنت از مرزبانان

 

در پایان اعضا از خدمات ایجنت و گروه مرزبانی تقدیر و تشکر به عمل آوردند

 

 

تایپ:مسافر مصطفی امینی

عکاسان:مسافران احمد کاظمی و عادل صادقی

تنظیم:همسفر میلاد عیدی                                                                                            

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شهاب شنبه 24 شهریور 1397 19:23
خداقوت خدمت ایجنت محترم و مرزبانان عزیز نمایندگی اراک و تشکر از زحماتی که برای نمایندگی و مسافران متحمل می شوند.
مسافر رضا پنجشنبه 22 شهریور 1397 14:50
این هفته زیبا رو به تک تک مرزبانهای شعبه و ایجنت عزیز تبریک میگم
محمد حیدری پنجشنبه 22 شهریور 1397 14:41
باعرض سلام وتقدیروتشکرفراوان ازهمه عزیزان وتبریک به ایجنت ومرزبانان وهمهااعضای محترم واسیستانت ومرزبانان گروه خانواده وهمسفران محترم باارزوی موفقییت روز افزون
چهارشنبه 21 شهریور 1397 22:07
ضمن عرض تبریک به مناسبت هفنه ایجنت ومرزبان وخسته نباشی به گروه مرزبانی و ایجنت واسیستانت محترم
محمد جافری چهارشنبه 21 شهریور 1397 20:49
باسلام و تشکر وسپاس از تمامی دوستان وعزیزانی که در این روز زیبا تمامی مرزبانان را مورد لطف وعنایت خود قرار دادن به امید رهایی تمامی دوستان سفر اول وسلامتی سفر دومیهای عزیز مرسی
مسعودشعبانی چهارشنبه 21 شهریور 1397 19:42
باسلام خداقوت به همه عزیزان در مرزبانی شعبه اراک باشد که در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشید و همینطور جادارد از ایجنت شعبه جناب غفاری تشکر کنم که شرایط فعلی شعبه مدیون زحمات ایشان بوده از عزیزان سایت هم تشکر میکنم که این مراسم را پوشش دادن
مسافر حبیب چهارشنبه 21 شهریور 1397 19:02
با سلام و خداقوت خدمت استاد و نگهبان و دبیر عزیز خداقوت خدمت ایجنت مخترم آقامنصور ممنون از فرمایشات شما استفاده کردم. خداقوت خدمت آقا مصطفی و آقا میلاد و آقا احمد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: