آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
کارگاه آموزشی یک شنبه
دوشنبه 23 مهر 1397 ساعت 14:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )

"به نام قدرت مطلق الله”

دوازدهمین جلسه از دور سی و ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران ، روزهای یکشنبه با استادی  آقای رضا خندابی،نگهبانی مسافر مسعود و دبیری مسافر میلاد و با دستورجلسه "از فرمان‌برداری تا فرماندهی"در تاریخ1397/07/22  رأس ساعت 17:00 شروع بکار نمود

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر

من در شروع از آقای مسعود نگهبان جلسه تشکر می‌کنم که فرصت این خدمت گذاری را به بنده دادند و همچنین از لژیون محترم مرزبانی تشکر می‌کنم و از راهنمای خودم آقای بهنام که این جایگاه‌ها را مدیون ایشان هستم و همچنین بردتیم فوتبال شعبه را هم به همه تبریک می‌گویم و امیدوارم در ادامه راه هم موفق و پیروز باشند.

دستورجلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی به نظر بنده این دستورجلسه یک صور آشکار دارد و یک صور پنهان.

در صور آشکار وقتی صحبت از فرماندهی یا فرمان‌برداری می‌کنیم در ذهن آدم بیشتر جنبه رئیس و کارمند و یا فرمانده و سرباز متصور می‌شود. در خدمت سربازی جایگاه‌ها درجه‌بندی شده است و هر کدام از این درجه‌ها یک تعداد افراد را زیر نظر دارند و سرپرستی می‌کنند و هر چه درجه بیشتر باشد افراد زیر نظر بیشتر و مسئولیت بیشتر را دارند و مهم این است که این افراد چگونه به آن درجه رسیده‌اند ، این جوری نبوده که یک‌دفعه سرگرد یا سرهنگ یا ژنرال بشوند قطعاً این شخصی که الآن سرهنگ ، سرگرد ، سردار و یا امیر است یک روزی سرباز بوده و هر چیزی که فرمانده مافوقش به او دستور داده گفته چشم و همه این مسائل را تحمل کرده و از آن‌ها عبور کرده تا به این درجه رسیده است که الآن تعداد افراد زیادی از او حرف‌شنوی دارند و به او احترام می‌گذارند و او یک مسیری را رفته و پیچ و خم‌های آن را یاد گرفته که به خاطر همین است که از او فرمان‌برداری می‌کنند چون می‌دانند که این فرمانده قرار نیست که افراد را به مسلخ ببرد.

در صور پنهان هم این قضیه هست مخصوصاً در مصرف مواد مخدر. خود شخص من یک زمانی قبل از مصرف اختیارم دست خودم بود و هر کاری که دوست داشتم انجام می‌دادم و هر جایی که می‌خواستم می‌رفتم و فرمانده من قبل از مصرف موارد مخدر خودم بودم ولی با مصرف مواد مخدر نفس اماره وارد صور پنهان من شد و مثل همین سالن شعبه من در ابتدا یک اتاق کوچکی در یک گوشه به او دادم و آرام‌آرام شروع کرد به‌فرمان دادن و فرمانی که می‌داد در ظاهر نتیجه خوبی داشت و با مصرف مواد انرژی من بیشتر شد و کارهای عقب‌افتاده را انجام می‌دادم و ... و بعد از مدتی به آن اعتماد کردم و آرام‌آرام این اتاق بزرگ و بزرگ تر شد و یواش‌یواش فرماندهی را از عقل من گرفت و نفس اماره همه‌کاره شد و هر دستوری می‌داد من اطاعت می‌کردم و من دیگر فرمانده نبودم و کاری از دستم بر نمی‌آمد و بدون مواد نمی‌توانستم از جایم تکان بخورم. در این زمان فقط نفس و مواد دارند پیام می‌دهند.

حالا که من متوجه شدم فرماندهی از دست من خارج‌شده و دست مواد افتاده باید چه بکنم آیا به یک‌باره من می‌توانم این فرمانده را کنار بگذارم و یک فرمانده دیگر جایگزین کنم؟ اصلاً یک همچین چیزی محال ممکن است و حالا باید دوباره شروع به فرمان‌برداری کردن بکنم و چون عقل من درست کار نمی‌کند باید از یک مقام بالاتری فرمان‌برداری کنم از همان سردار یا امیری که قبلاً این راه را رفته و راهنما اینجا نقش همان سردار را دارد. وقتی دستور می‌دهد که سی دی گوش کن یا بنویس و سر وقت در جلسات حضورداشته باش باید بگویم چشم و این حرف‌ها را کنگره می‌گوید نه راهنما ، کنگره می‌گوید اگر می‌خواهی به درمان برسی و فرمانده شهر وجودی خودت شوی باید فرمان‌بردار باشی. کسی که نمی‌تواند صبح زود بیدار شود و به پارک یا کوه بیاید هنوز نتوانسته فرماندهی خودش را به دست بیاورد هر چند موادش هم در حال تیپر شدن باشد. پس باید یواش‌یواش فرمان‌برداری را یاد بگیریم و به حرف راهنما گوش کنیم و در نهایت در پایان سفر اول در قسمت مواد و سیگار این فرماندهی به من برگردانده می‌شود مثل بچه‌ای که تازه راه رفتن یاد گرفته است. در پایان سفر اول فقط یک برکه به ما نشان داده می‌شود و اقیانوس جای دیگری است. از چهار دست و پا راه رفتن تا دویدن خیلی فاصله هست و در سفر دوم هم باید هنوز فرمان‌بردار باشی . افرادی که الآن در کنگره حضور دارند فرماندهی را به دست آوردند و خیلی از افراد هستند که تازه ساعت 6 پیدایشان می‌شود و من به شما تبریک می‌گویم که این فرماندهی را به دست آوردید و قدر خودتان را بدانید و امیدوارم که در تمام بخش‌های زندگی بتوانیم آرام‌آرام فرمان‌برداری را یاد بگیریم که در نهایت فرماندهی هم یاد بگیریم و انشاالله شال کمک راهنمایی و شال مرزبانی و شال ایجنتی و راهنمای شال آبی گردن تک‌تک شما می‌افتد اگر فرمان‌بردار باشیم.

ممنون از اینکه به بنده وقت دادید.

مرزبان کشیک آقای محمد حیدری

 

کمک راهنمایانی که لژیونشان ظرفیت پذیرش رهجو دارد

 

خدمت گزاران جلسه







 

تایپ:مسافر مصطفی امینی  

عکاس:مسافر حمید وحیدیان

تنظیم:همسفر میلاد عیدی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر رضا سه شنبه 24 مهر 1397 18:13
سلام و خداقوت خدمت خدمتگذاران شعبه
مسافر علیرضا سه شنبه 24 مهر 1397 11:34
باسلام . خدا قوت میگم به استاد - نگهبان - دبیر و تمام خدمتگزاران جلسه - یك خدا قوت و خسته نباشید هم میگم به خدمتگزاران سایت.
حمید وحیدیان دوشنبه 23 مهر 1397 19:54
با سلام و خداقوت خدمت استاد نگهبان و دبیر عزیز و خداقوت ویژه خدمت کلیه خدمتگزاران کنگره 60
مسعودشعبانی دوشنبه 23 مهر 1397 19:30
باسلام خدمت همه ی خدمت گذاران .فقط قصدم تشکر از آقا مصطفی بود که زحمت تایپ با ایشون بود نه بنده که به اشتباه اسم حقیر آمده بود .مصطفی جان ممنونم خیلی لطف کردی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: