آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
کارگاه آموزشی پنج شنبه+پنجمین سال آزادمردی آقای احمد غروی
شنبه 27 بهمن 1397 ساعت 17:05 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

چهاردهمین جلسه از دوره سی و هفتم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60،نمایندگی پروین اعتصامی اراک،ویژه مسافران و همسفران،با استادی ایجنت محترم آقای منصور غفاری،نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر آرش،با دستور جلسه ((وادی ششم و تاثیر آن روی من)) و همچنین به مناسبت پنجمین سال رهایی و جشن تولد مرزبان حترم،مسافر احمد غروی،در روز پنجشنبه،مورخ 25/11/1397 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان منصور هستم یك مسافر ....

خداوند را شكر می‌کنم كه توفیقی حاصل شد كه در خدمت شما عزیزان باشم ، امروز روز پایانی دستور جلسه با عنوان وادی ششم است و در ادامه جلسه جشن تولد پنج‌سالگی و آزادمردی مرزبان محترم آقای احمد را داریم خواهش می‌کنم تشویقشان كنید .

همه عزیزان عنوان وادی ششم را می‌دانند ؛ حكم عقل را می‌خواهیم در قالب یك فرمانده کاملاً اجرا كنیم . ما باید به تک‌تک واژه‌های وادی‌ها دقت كنیم در این وادی چرا گفته‌شده کاملاً می‌توانست بگوید حكم عقل را در قالب فرمانده اجرا كنیم یا واژه دیگری استفاده می‌کردند . نتیجه این وادی این است كه تمام هم‌وغم علم كنگره دانش كنگره و تفكر آقای مهندس منابع آموزشی كنگره به خاطر یک‌چیز است و به عقیده من راه گریزی وجود ندارد جزء توسل به دعای كنگره ، كلید تمام منابع آموزشی در همین دعای كنگره است و بنا به فرموده آقای مهندس نهایت تكامل یك انسان این است كه یا به‌فرمان عقل رسیده باشد یا به‌فرمان عقل نزدیك شده باشد و چه قدر به‌فرمان عقل نزدیك شده باشد بستگی به خود آن فرد دارد و تمام هدف ما در كنگره این است كه كمی به‌فرمان عقل نزدیك شویم در انسان یك نیرویی است یك نجوایی است و به فرموده آقای مهندس خیلی‌ها نتوانسته‌اند یك تعریف جامعی از عقل داشته باشند بنا بر علم تجربی بعضی از متفكرین می‌گویند كه عقل همان مغز است ، از این وادی باید متوجه شویم كه عقل چه هست و چه‌کار می‌کند و مکانیسم آن چیست و به چه درد ما می‌خورد ؛ این‌ها مسائلی هستند كه خیلی مهم‌اند این را ارتباط بدهیم با درمانمان كه فوق‌العاده اهمیت دارد – اگر میگوییم ساعت 2.5 تا 4.5 حتماً باید به كلینیك مراجعه كنید این ندای درونی ما ، آن نیرو به ما می‌گوید كه باید سر این تایم داروی خودمان را بگیریم یك ندایی هم می‌گوید حالا زیاد هم مهم نیست نرفتی هم نرفتی ؛ تشخیص این‌ها خیلی مهم است ، گرچه حس اولین قوه شروع به‌کارگیری قوه عقل است ، من شماها را می‌بینم این حس بینایی من كمك می‌کند كه من عقلم به كار بیفتد مثلاً میگویم آقای رضا بلافاصله تمام خصوصیات آقای رضا به یادم می‌آید .

ما میگوییم شو باید بشود ، همیشه آقای مهندس این مثال را میزند كه کیسه‌زباله را باید ساعت 10:00 بیرون بگذاریم ولی وقتی همسفرم به من می‌گوید میگویم حالا وقت هست این شوها هرچه به شود برسد به همان اندازه به‌فرمان عقل نزدیك شده‌ایم باید از كارهای جزئی و كوچك شروع كنیم .

و اما جشن تولد مرزبان محترم آقای احمد ؛ من بازهم عقیده خودم را میگویم كه تولد در یک‌سالگی در سه‌سالگی و در پنج‌سالگی و در هفت‌سالگی و در ده‌سالگی ، 14 و 20 سالگی هرکدام از این‌ها پیام خاص خودشان رادارند و پیام اولین سال آزادمردی پیام دیگری دارد و می‌گوید این شخص از قیدوبند اعتیاد آزادشده است 5 سال گذشته است ما به عظمت روش D.S.T پی می‌بریم كه شخصی پنج سال است به تعادل رسیده و خوشا به حالش كه خدمتگزار باشد و همچین كسی احترام به متد D.S.T گذاشته و ارزش قائل شده برای رهایی و درمان خودش و تمام این تولدها را مدیون آقای مهندس هستیم و تولدها بهانه‌ای می‌شود تا از آقای مهندس و خانواده معظم ایشان تقدیر و تشكر كنیم عملكرد هر فردی پیام تولد خود شخص است آقای احمد دو دوره مرزبان بوده‌اند ، همسفرشان به‌عنوان كمك راهنمای گروه خانواده است و از زمانی كه وارد سفر دوم شده‌اند هردو به شایستگی خدمت کرده‌اند و گوشه‌ای از كار كنگره را گرفته‌اند مباركشان باشد این تولد و تولدها بهانه‌ای هستند تا به نشانه محبت دورهم جمع‌شویم از رهایی – تعادل و روش درمانی صحبت می‌کنیم ؛ در این پنج سال چه قدر خدمتگزار بوده‌اند چه قدر دستگیری کرده‌اند پاداششان محفوظ است ، خیروبرکتشان به خانواده‌هایشان برسد انشاالله موفق باشند ، بعد از اتمام دوره مرزبانی انشاالله در آزمون كمك راهنمایی شركت كنند و بازهم خدمتگزار باشند به جناب آقای حكیمی تبریك می‌گوم ، یك تبریك هم به آقای میرزایی میگویم جای ایشان هم در بین ما سبز است ایشان راهنمای سفر اول آقای احمد بودند و آقای احمد باید قدردان و سپاسگزار ایشان باشد و من این را از آقای مهندس یاد گرفته‌ام كه :   چو به گشتی طبیب از خود میازار ، به آقای میرزایی و به یكایك شما عزیزان هم تبریك میگویم .

 به‌افتخار خودتان دست بزنید .... متشكرم .

آرزوی مسافر احمد....

  

آرزو می‌کنم تمام كسانی كه درگیر بیماری اعتیاد  هستند چه عزیزانی كه در سفر اول هستند و عزیزانی كه پیام كنگره را دریافت نکرده‌اند و خارج از كنگره هستند امیدوارم همه این عزیزان روزی آرامش خروج از تاریكی و اعتیاد را تجربه كنند .

صحبت‌های مسافر احمد

سلام دوستان احمد هستم مسافر .....

احساس خیلی خوبی دارم خصوصاً این لحظه كه آوا خوانده می‌شد و امروز احساسم به آوای كنگره و به همه‌چیز كنگره متفاوت است و این احساس خیلی عالی است و امیدوارم همه شما این لحظه را تجربه كنید .

تشكر می‌کنم از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان – جناب آقای احمد حكیمی و ایجنت شعبه آقای منصور و ممنونم بابت پیام بسیار زیبایی كه برای تولد من دادند . تشكر و قدردانی می‌کنم از جناب آقای میرزایی واقعاً امروز جای ایشان سبز است تا آخرین لحظه هم چشم‌انتظار ایشان بودم و امیدوارم هرجایی هستند موفق و پیروز باشند . تشكر می‌کنم از همسفرم به خاطر زحمت‌هایشان ممنونم از همسفران كوچكم آقای طاها و خانم رایا تشكر می‌کنم و زمانی كه من در سفر اول بودم خانمم طاها را باردار بود و مسیر سخت و طولانی را طی كرد . از سركار خانم دهستانی و سركار خانم خوشدل تشکر می‌کنم قدردان زحمات ایشان هم هستیم از همكاران عزیزم در واحد مرزبانی هم تشكر می‌کنم.

خوب در مورد قبل از ورود به كنگره و بیماری اعتیاد تقریباً همه ما مسائل مشابه ای داشته‌ایم  من هم این درگیری‌ها را داشتم و با توجه به شرایط كاری و روشی كه مصرف می‌کردم ( مصرف تریاك با وافور ) خیلی برایم سخت و دشوار بود و بعد از تایم كاری یك نوبت می‌توانستم مصرف كنم و تقریباً كل روز را حال بدی داشتم و به خاطر حساسیت شغلی كه داشتم فقط سعی می‌کردم چشم‌هایم روی‌هم نرود و چرت نزنم خوب توسط برادر همسفرم با كنگره آشنا شدم و در كنگره مشاوره شدم و قصدی برای ماندن و درمان بیماری اعتیادم نداشتم ، آمدم و آقای میرزایی را به‌عنوان راهنما انتخاب كردم و در وضعیتی بودم كه خنده را فراموش كرده بودم و خیلی به‌ندرت خنده روی لب‌هایم می‌آمد و این به شكلی بود كه بعد از گذشت چهار ماه اولین خنده من را كه آقای میرزایی دید گفت بچه‌ها احمد را تشویق كنید . سفر اول من انجام شد و وارد سفر دوم شدم و ازاینجا برای خود من و برای همه ما مهم است و این نیست كه با نیت 10 یا 11 ماه درمان به كنگره بیاییم باید بمانیم و به عقیده من درمان در ابعاد دیگر درماندن و خدمت كردن انجام می‌شود و من الآن در این فكرم كه بعد از دوره مرزبانی چطور بمانم و در كجا خدمت كنم و در این تولد این پیام را داشته باشید كه در هر جای كنگره كه می‌توانید بمانید و یك خدمتی را انجام بدهید و خودتان را به كنگره متصل نگه‌دارید وصل باشید به كنگره در انتها از همه شما تشكر می‌کنم بابت پیام‌های محبت‌آمیزی كه در مشارکت‌های زیبای تن گفتید خیلی از شما انرژی گرفتم و از همه شما سپاسگزارم و ممنونم .

سخنان کمک راهنمای  همسفر سرکار خانم خوشدل

سلام دوستان نسرین هستم یك همسفر .....

خداوند را شكر می‌کنم برای حضورم در كنگره تبریك میگویم این تولد را به آقای مهندس و خانواده ایشان و تبریك میگویم به دیده‌بان محترم آقای حكیمی و ایجنت شعبه آقای غفاری و همین‌طور آقای میرزایی و تبریك میگویم به خانم ریحانه كمك راهنمای سفر اول خانم مهری عزیزم ، یادم میاید اولین برخوردی كه باخانم مهری داشتم در مشاوره تازه واردین بود و من مشاور بودم ، خانم مهری باردار بودند و یك غم بزرگی در ایشان بود و ارتباطی با كسی برقرار نمی‌کردند و همه سكوت و غم  و امیدوار بودم كه مسیر كنگره را ادامه بدهند خدا را شكر ایشان ماندند و خانم ریحانه را به‌عنوان كمك راهنما انتخاب كردند و واقعاً كنگره را درك كردند در شعبه قبلی همیشه خانم مهری طاها به بغلشان بود و گاهی طاها گریه هم می‌کرد ولی خانم مهری هیچ موقع خسته نشد و ادامه داد ، من همیشه برای همسفرانی كه بهانه می‌آوردند ایشان را مثال می‌زدم كه با توجه به اینكه شاغل بود و بچه كوچك داشت راهش را ادامه داد . ما در كنگره یاد گرفتیم كه خوبی دیگران را باید دید و به قول آقای حكیمی باید از اشتباهات دیگران گذشت كنیم و رد بشویم و این هست كه باعث می‌شود ما در كنگره در كنار هم لذت ببریم خیلی خوشحالم امروز و این سعادتی بزرگ برای من است كه شاهد این تولد باشم ، تبریك میگویم به خانواده خانم مهری كه واقعاً ایشان را حمایت كردند و می‌کنند و این حمایت یك حمایت معنوی است و این پیام را به آن شخص می‌دهند كه خیالت راحت ما همیشه در كنارت هستیم ، تا جایی كه می‌توانی روبه‌جلو حركت كن و به آرزوهایت برس ؛ من واقعاً خوشحالم و به همه شما تبریك میگویم . ممنونم كه به حرف‌هایم گوش دادید .

صحبت‌های همسفر مهری

سلام دوستان مهری هستم یك همسفر ....

این روز قشنگ را به همه شما تبریك میگویم تبریك میگم به آقای مهندس و خانواده گرامی و محترم ایشان ممنونم از آقای غفاری – از خانم نسرین تشكر می‌کنم از مسافرم ممنونم و به همه شما عزیزان تبریك میگویم و از همه شما ممنونم كه در این جشن شركت كردید از خانم ریحانه عزیزم و خانم طاهری و خانم جودكی عزیزم تشکر می‌کنم و من امروز خیلی خوشحالم كه در بین شما نشسته بودم از مادرم ، پدرم و برادرم ممنونم ؛ تشكر می‌کنم از مرزبانان عزیز توی خانه فكر می‌کردم یك آدم‌هایی هستند كه یادمان می‌رود ازشان تشكر كنیم همسفر و مسافرانی كه سالن را برای تولد تزئین می‌کنند و یك خدمتی انجام می‌دهند كه هم پنهان است و هم نه ، اگر اشتباه نكنم خانم بهار و آقای حسین از ایشان ممنونم ، من در یك وضعیتی وارد كنگره شدم كه صبح‌ها كه هنوز دغدغه‌های آدم شروع نشده وقتی رانندگی می‌کردم مقصد را فراموش می‌کردم و از جایی دیگر سر درمی‌آوردم و راه را گم می‌کردم و هیچ‌چیزی را نه می‌شنیدم و نه می‌دیدم نه خانواده و نه همكاران و همه متوجه این موضوع بودند به‌جز خودم یك روز یكی از همكارانم از من پرسید حالت خوبه ؟؟؟ گفتم آره ، گفت نه خوب نیستی مدتی به صفحه مانیتور خیره شدی و اصلاً متوجه نیستی كه كجایی ، یادم میاید باردار بودم و همه‌چیزها را درون خودم می‌ریختم و از آن روزها فقط اشك یادم میاید و هیچ خاطره‌ای از آن روزها به‌جز یك صورت خیس و احمد كه در حال چرت زدن بود ندارم و چون جلوی من مصرف نمی‌کرد و دیوار حاشا هم كه خیلی بلند بود هیچ حرفی هم نمی‌شد زد . در لژیون خانم ریحانه تا مدت‌ها با كسی حرف نمی‌زدم و حال بدی داشتم من از زمانی كه اسم خودم را یاد گرفتم مواد مخدر را هم شناختم اعتیاد برادرم را دیدم آب شدن آن‌ها رادم یك موقعی می‌خاستم دعا كنم می‌گفتم خدایا خودت بگو برای كدامشان دعا كنم خوب ازدواج كردم و باز دوباره یك شوهر مصرف‌کننده داشتم و فكر می‌کردم كه مشكل من هستم و من هر جا بروم اعتیاد هم با من میاید و تخریب‌ها همین‌طوری بود تا برادرم میثم كنگره را به من معرفی كرد با كنگره آشنا شدیم و از این بابت خدا را شكر می‌کنم یك جمله از استاد امین توی CD  پادر زهر گفت كه این یك جمله تأثیر عجیبی روی من گذاشت و حال من را خوب كرد " آدم‌هایی كه زهر بیشتری دارند ، پادزهر بیشتری هم دارند " و همین یك جمله باعث شد كه بلند شدم و شروع كردم به حركت این را میگویم تا به تأثیر سی‌دی‌ها پی ببریم یا در یك سی دی دیگر گفتند " بچه‌هایی كه در اعتیاد بزرگ می‌شوند مثل بچه‌هایی هستند كه در سایه بزرگ می‌شوند و بچه‌هایی كه نرمال بزرگ می‌شوند در آفتاب بزرگ می‌شوند " از همه شما ممنونم و از داشتن شماها  همیشه خدا را شكر كردم و از همین‌جا آرزو می‌کنم تولد پانزده‌سالگی را هم در كنار شما باشم  و باهم جشن بگیریم زندگی من فصل جدیدی از زندگی من در كنگره رقم خورد امیدوارم تولدهای پی‌درپی در كنار هم بگیریم . از اینكه به صحبت‌هایم گوش دادید از همه شما سپاسگزارم .

مرزبانان کشیک خانم لیلا و آقای محمد



 

رهایی‌ها







همچنین انتخابات نگهبانی برگزار و مسافر بهزاد به عنوان نگهبان روزهای پنجشنبه انتخاب شد

خدمت گذاران جلسه








 
  
  

ادامه این روز زیبا

  

   


   
  
 
  
    
  
   
  

  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
 
  

  

  

  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
 

تایپ:مسافر علیرضا نجف‌آبادی

عکاس:مسافران حمید وحیدیان و عباس راهزانی

تنظیم:همسفر میلاد عیدی

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
بهنام نوری سه شنبه 30 بهمن 1397 01:57
مبارک باشه
مسافر مصطفی امینی یکشنبه 28 بهمن 1397 11:47
رهایی اقا بهزاد و احمد اقا از بند نیکوتین رو به خودشون و راهانمای عزیز اقا هادی تبریک میگم و همچنین انتخاب اقا بهزاد به عنوان نگهبان روز های پنجشنبه رو هم تبریک میگم و از اقای رضا نگهبان دوره قبل صمیمانه سپاسگزارم.
مسافر مصطفی امینی یکشنبه 28 بهمن 1397 11:45
سلام و خداقوت خدمت استاد و نگهبان و دبیر عزیز از بیانات عزیزان استفاده کردم و این آزادمردی را خدمت احمد اقای عزیز و خانواده محترمشون تبریک میگم و براشون بهترین ها رو آرزو دارم و همچنین از اقا علیرضای عزیز بابت تایپ مطالب و اقای عباس و حمید عزیز و اقا میلاد عزیز کمال تشکر و سپاسگزاری رو دارم.
حمید کلنیک حامی یکشنبه 28 بهمن 1397 09:45
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
احمد عزیز مبارکتون باشه
مسافر علیرضا یکشنبه 28 بهمن 1397 08:21
با سلام - احمد آقا، سركار خانم شجاعی ، رایا و طاها مباركتون باشه . تبریك به احمد عزیز و بهزاد عزیز از بند نیكوتین ، تبریك و خدا قوت به آقا هادی ، خدا قوت به آقا میلاد ، حمید آقا و عباس آقا .
یکشنبه 28 بهمن 1397 02:36
احمدعزیز سلام .چقد برازنده ی آزادمردی هستی .من به شخصه ممنونتم چراکه اگه برخورد خوب تو نبود من امروز این حال خوب رو نداشتم درود به شرفت و پاینده و سرافراز باشی به همسفرمحترمت هم تبریک میگم
عباس راهزانی شنبه 27 بهمن 1397 18:29
سلام ،احمدآقا ،خانم شجاعی آزادمردیتون مبارک
آقا میلاد گل خداقوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو