آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
به نام قدرت مطلق الله
پنجمین جلسه از دوره سی و نهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60،نمایندگی پروین اعتصامی اراک،ویژه مسافران و همسفران با استادی کمک راهنمای محترم مسافر هادی،نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر محمد،با دستور جلسه ((وادی یازدهم و تاثیر آن بر روی من)) و همچنین برگزاری مراسم جشن به مناسبت تولد سومین سال رهایی کمک راهنمای محترم مسافر صابر،در روز پنجشنبه مورخ 27/04/1398 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.



سخنان استاد:
سلام دوستان هادی هستم یک مسافر؛
خداوند را سپاسگزار هستم که امروز توانستم در این جایگاه قرار بگیرم.تولد سه سالگی آقای صابر را خدمت اقای مهندس بنیان محترم کنگره و خانواده محترمشان و خدمت جناب آقای حکیمی و همچنین خدمت ایجنت و اسیستانت محترم شعبه و خدمت همسفر آقای صابر و راهنمای محترم ایشان و همچنین خدمت همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم.
چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند و جام های خالی و نیمه پر عاقبت پر خواهند شد.
من فکر میکنم که این وادی زندگی ما را بیان میکند و زندگی ما در این وادی گنجانده شده است و در این وادی از خلق انسان صحبت میکند از روزی که انسان به وجود می آید و از روزی که نیروی منفی سر به آشوب میکشد و از روزی که روشنایی آبستن تاریکی است و اهریمن از فرمان سرپیچی میکند و از اختیار انسان صحبت میکند.از اختیار و انتخاب راه صحبت میکند که انسان همیشه بر سر یک دوراهی است به خاطر این که خوبی و بدی در درون انسان تعبیه شده است و انسان همیشه بر سر یک دوراهی یعنی تاریکی و روشنایی است و خودش میتواند انتخاب کند که در چه مسیری حرکت کند
 در مسیر درستی یا راستی و یا در مسیر مقابل یعنی در مسیر منفی حرکت کند و نتایج این انتخاب هم به خودش برمیگردد.البته کیفیت انتخابش به آن دانشی که دارد و آن علم و آگاهی ایی که در درونش است به آن بستگی دارد در هر صورت انسان مسئول کارهای خودش است و عواقب کارهای خودش را چه بپذیرد و چه نپذیرد باید تاواناش را پرداخت کند حالا چه خوب باشد و چه بد باشد.ما به سبب این که من به عنوان یک انسان از فرمان سرپیچی میکنم و مسیر منفی را در پیش میگیرم و به اصطلا ح کنگره 60 تحت القا نیرو منفی و آن اهریمن قرار میگیرم و به ندای آن گوش میدهم و دعوت آن را می پذیرم و در ادامه عملکردی که انجام میدهم تابع همان تفکری هست که دارم و آن دعوتی که پذیرفتم باعث میشود که وارد تاریکی بشوم و مشکلات برای من به وجود می آید البته در طول زمان این اتفاق رخ میدهد انسان کم کم با انتخاب هایی که انجام میدهد با ان کارهایی که انجام میدهد و در مسیری که حرکت میکند تغییرات انجام میگیرد و بعد تبدیلات و انسان از یک نقطه ایی به یک نقطه دیگر و از یک مرحله به مرحله پایین تری سوق داده میشود و آنجا طبیعی است که مشکلاتی برای او پیش می آید مثل ما که مسیر منفی و مسئله مصرف مواد مخدر را در پیش گرفتیم و عاقبت به اعتیاد ختم شد و به تدریج این کار انجام گرفت و وارد تاریکی شدیم و بعد مشکلاتی برای ما پیش آمد که این حاصل همان انتخابی است که بر اساس اختیارمان بر اساس آن تفکر و اندیشه خودمان انجام دادیم.اما این که چطور باید از این تاریکی خارج شد و چطور میشود که انسان میتواند مشکلاتش را حل کند؟!همیشه انسان دنبال راه کوتاه میگردد برای این که نمیخواهد تلاش کند، برای این که نمیخواهد زحمت بکشد 


ولی باید این را هم بپذیرد که چون تغییرات به تدریج اتفاق می افتد و بدون تغییر تبدیلی انجام نمیگیرد و هر تبدیلی که بدون افزایش ظرفیت و افزایش دانایی اتفاق می افتد ناپایدار وبی فایده است و به قول آقای مهندس آش کشک خاله است و در هر صورت باید حتما این مسیر را طی کند چه بهتر که زودتر این کار را بکند.من در کنگره میخواهم درمان بشوم و راه را هم پیدا کرده ام و رهایی را هم دوست دارم ولی در مقابل جاذبه های دیگری هم هست و من تحت القا نیروهای دیگری هم قرار دارم و همیشه این ها هستند و وجود دارند اگر کشش به سمت نیروی منفی بیشتر بشود من منفی را انتخاب میکنم و اگر کشش به سمت نیروی مثبت بیشتر باشد مثبت را انتخاب میکنم و به خاطر همین است که خیلی ها به کنگره می آیند ولی همه ماندگار نمیشوند و همه کسانی که میمانند همه به رهایی نمیرسند و آن هایی هم که به رهایی میرسند تعدا اندکی هم مجدد به عقب برمیگردند.یک چیزی را یاد گرفتم که استاد امین فرمودند و آن هم این که نیروی منفی روی کسی اثر میگذارد که آن گیرنده را داشته باشد مثلا ما اگر کسی را قلقلک بدهیم اگر شخص قلقلکی باشد میخندد و اگر نباشد هر چقدر هم که او را قلقلک بدهیم نمیخندد برای همین نیروی منفی روی آن کسی اثر دارد که درونش ناخالصی باشد و آن پیام را جذب کند.چشمه بودن در جهت مثبت یعنی این که انسان ثمربخش باشد و انسان به اطراف خودش شادابی بدهد و در اطراف خودش طراوت ایجاد کند و این مسئله لازمه اش این است که آن تزکیه و پالایش اتفاق بیفتد و بعد ناخالصی ها از انسان جدا بشود و آن آب چشمه زلال بشود و آب حیات بشود و در ادامه باید اطلاعات و آگاهی بالا برود و جایگاه انسان تغییر کند و اختلاف ارتفاع ایجاد بشود تا بتواند جوشان و خروشان باشد و بعد تبدیل به رود خروشان بشود و به بحر و اقیانوس یا همان آرامش و آسایش منهی بشود.در کل انسان باید یک اثری از خودش به جا بگذارد و یک خدمتی را انجام بدهد و برای دیگران و خودش ثمر بخش باشد.


استاد محترم در خصوص مسافر فرمودند:
آقای صابر مشکلات خاص خودشان را داشتند البته اقای صابر مصرف قرص و اپیوم داشتند و یکسری مسائلی که مربوط به افراد مصرف کننده قرص است و اقای صابر هم این مشکلات را داشتند مثل استرس،اضطراب،افسردگی و...در نهایت اقای صابر در حدود دو یا سه ماه بدون این که کنگره را دریافت کند می امد ولی بعد در ادامه در او نقطه تفکر ایجاد شد و حرکت خودش را آغاز کرد و وقتی نقطه تفکر ایجاد شد آن حرکت را به صورت خیلی جدی در پیش گرفت و همسفر ایشان هم خوشبختانه وارد کنگره شد و در این مسیر به ایشان کمک کرد و آقای صابر و همسفر ایشان خیلی تلاش کردند و من به ایشان تبریک میگویم و برای خانواده شان آرزوی موفقیت میکنم و آرزوی بهترین ها را دارم و میخواهم بگویم همسفران در این حرکتی که ما انجام میدهیم و در این سفری که ما انجام میدهیم نقش خیلی مهمی دارند و همیشه از بچه هایی که وارد لژیون میشوند میخواهم که حتما همسفرشان را همراه خودشان بیاورند و حتما این کار را انجام بدهید و حتما این شرایط را فراهم کنیم چون حداقل این دو یا سه ساعتی که به کنگره می آیند حالشان خوب است و این مسئله را از آن ها دریغ نکنیم.

سخنان کمک راهنمای محترم مسافر صابر؛
سلام دوستان صابر هستم یک مسافر؛


بنده در ابتدا از جناب آقای مهندس و خانواده محترم شان تشکر میکنم.از دیده بان محترم شهرستان ها آقای حکیمی تشکر و قدردانی میکنم.از ایجنت و اسیستانت محترم شعبه تشکر میکنم.از راهنمای عزیزم اقای هادی تشکر میکنم از راهنمای همسفرم تشکر میکنم و همچنین از همسفر عزیزم تشکر میکنم و همچنین از همسفر کوچک خودم کژال عزیز تشکر میکنم و از تمامی خدمتگزان کنگره هم تشکر و قدردانی میکنم که خدمت میکنند تا یک انسان بتواند به رهایی برسد.
در مورد گذشته خودم بخواهم کوتاه صحبت کنم گذشته اکثر مصرف کنندگان شبیه هم است و تقریبا در یک حد است حالا شاید در صور آشکار متفاوت باشد ولی فکر میکنم در صور پنهان شباهت زیادی بهم دارند.من هم با انواع مصرف مواد مخدر وارد کنگره شدم و قبل از کنگره مواد مخدر بسیاری مصرف کردم،تریاک،قرص،متادون،هروئین،شیشه و همه این ها را مصرف کرده بودم ولی آنتی ایکس های اصلی من قرص،متادون و تریاک بود.
زمانی را که درگیر اعتیاد بودم و قبل از ورودم به کنگره بود را به سه قمست میتوانم تقسیم کنم؛یک زمان زمانی بود که شروع به مصرف مواد کردم و فکر میکردم که آن گمشده خودم را پیدا کردم و فکر میکردم مواد مخدر دقیقا همان چیزی است که میتواند باعث پیشرفت من بشود ولی مدت زیادی طول نکشید که به این نتیجه رسیدم که اشتباه کرده ام و مدام دنبال پیدا کردن راه درمان بودم و زمان بسیار زیادی طول کشید و شاید چیزی در حدود ده سال مدام به دنبال راه درمان بودم ولی راه را پیدا نمیکردم و انواع روش های درمان را استفاده کردم از داروهای گیاهی و عطاری و داروهای ماهواره ایی و ابوالفضل درمانی و سقوط ازاد و خیلی راه های دیگر که رواج داشت استفاده کردم ولی هر بار با تخریب بیشتری مجدد برگشت کردم و قسمت سوم آن زمان ناامیدی بود که دیگر از درمان نا امید شدم و در واقع شاید ماه های آخر مصرف مواد منبود که دیگر ناامید شده بودم و گفتم دیگر راهی نیست و تا پایان مرگ باید مواد مصرف کنم و دیگر هیچ راهی وجود ندارد تا این که به صورت اتفاقی در یکی از کلینیک ها که برای گرفتن دارو رفته بودم اسم کنگره 60 را شنیدم و بعد با سرچ نام کنگره در اینترنت آدرس کنگره را پیدا کردم و بعد به کنگره آمدم و من مصرف زیاد قرص های اعصاب و روان را داشتم و همیشه فکر میکردم که مشکل من یا عصبی است یا روانی است و از روانپزشک به روانشناس و از روانشناس به مشاور مراجعه میکردم و هر بار فقط قرص ا عوض میشدند یک قرص جدید اضافه میشد و حالم تا مدت کوتاهی خوب بود و بعد مجدد حالم بد میشد و مدام هم دز قرص ها بالاتر میرفت و درکنار آن ماده مصرفی هم افزایش پیدا میکرد و در نهایت خداراشکر که وارد کنگره شدم و با آن تخریب بالایی که داشتم تا چندماه اصلا متوجه نبودم که کجا آمده ام ولی یک چیزی من را در کنگره نگه داشت ایمانی داشتم که به من میگفت اگر تنها راهی وجود داشته باشد که تو بتوانی به نتیجه برسی فقط همین راه است و راه دیگری وجود ندارد چون همه راه ها را رفته بودم و در اوایل اصلا نه حرفی میزدم نه مشارکت میکردم و حتی یکی از دوستان هم به من میگفت که با آن حالی که من از تو دیدم اصلا فکر نمیکردم که به رهایی برسی ولی فقط این امید و ایمان بود که من را در کنگره نگه داشت و توانستم در نهایت به درمان برسم و هر تولد یک پیام دارد و یک پیامی که من تجربه کردم و برای سفر اولی ها میتواند مفید باشد این است که باید به روش درمانی کنگره ایمان داشته باشند،به راهنمایشان باید ایمان داشته باشند و وقتی که من میگویم به روش درمانی کنگره ایمان دارم یعنی این که هرچیزی که از من خواسته میشود ان را انجام بدهم و شاید من فکر کنم که آن چیزی که از من خواسته میشود نمیتواند حال من را خوب کند شاید آن روشی که هست به نظر خودم خوب نباشد ولی اگر ایمان داشته باشم آن کار را انجام میدهم و خیلی چیز ها هست که من نمیدانم ولی کسی که قبلا این راه را رفته است همه چیز را میداند و این ایمان بود که من را در کنگره نگه داشت و با همه آن حال خرابی و سختی ها من توانستم حرکت کنم و با ایمانی که به راهنمایم داشتم و انسان باید در کنگره چفت بشود و جفت بشود تا آن اموزش ها انتقال پیدا کنند و این چفت شدن من فکر نمیکنم که منظور این باشد رهجو با راهنمایش بگوید و بخندد و یا رابطه خاصی داشته باشد به نظر من از لحاظ حسی است اگر رهجو با راهنمایش بتواند آن رابطه حسی را برقرار کند آن آموزش ها انتقال پیدا میکند و پیامم برای رهجو ها این است که این رابطه را برقرار کنند و آموزش ها در این صورت انتقال پیدا میکنند و من تا جایی که در توانم بود در سفر اول این کار را انجام دادم و اگر همین الان هم راهنمای من بگوید که کفش هایت را در بیاورم تا سر قله کوه هم برود میروم و بعد برای سفر دومی ها پیامی که دارم من در سفر دوم آمدم و خدمت کردم و وارد سفر دوم که شدم خیلی از مشکلات همراهم بود و داشتم ولی در ادامه خیلی در سفر دوم به من کمک شد مخصوصا تخریب هایی که ناشی از مصرف قرص بود در مسئله جهانبینی توانستم این مشکلات را حل کنم و در آخر از همسفر عزیزم هم تشکر میکنم و ایشان خیلی جدی به آموزش ها میپرداخت و خیلی خوشحال هستم که در کنگره هستم و همه باهم در حال ادامه هستیم و این آموزش ها را باهم دریافت میکنیم و از همسفر کوچکم کژال تشکر میکنم که واقعا به من انرژی میدهد و با ما همکاری میکند و از ایشان هم ممنون هستم و از همه شما عزیزان هم سپاسگزار هستم.
سخنان کمک راهنمای گروه خانواده سرکار خانم فاطمه؛
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر؛

به نام خدایی که عاشقی اش دل میخواهد نه دلیل؛خداوند را سپاسگزار هستم که بار دیگر این جایگاه را تجربه کردم از کمک راهنمای خوب خودم کمال تشکر را دارم و تولد سومین سال رهایی اقای صابر و خانم اکرم را به خودشان و به کژال عزیزم صمیمانه تبریک میگویم به جناب اقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک میگویم خدمت ایجنت محترم و اسیستانت محترم تبریک عرض میکنم و یک تبریک و خداوقت ویژه خدمت اقای هادی عرض میکنم و خدمت همه شما عزیزان که در این جشن شرکت کرده اید تبریک و شادباش عرض میکنم.
تولد ها همه شبیه هم نیستند یک تفاوت هایی بین آن ها هست یک راز پنهان زیبایی درون آن ها نهفته است و آن تفاوت در خاطرات،مشکلات و کوله بار تجربیات افراد متفاوت است که این افراد در این جا این ها را بیان میکنند یک مسافر یا یک همسفر که تازه وارد کنگره شده است میتواند این افراد را الگوی خودش قرار بدهد و بداند که اگر کسی خواست قوی داشته باشد اگر کسی بخواهد تلاش کند و بخواهد مصمم باشد و بخواهد به آن راه و هدفش برسد میتواند.درست است که مشکلات زندگی بسیار است ولی مشکلات پایانت این راه نیست و این مشکلات هستند که ما را میسازند،این مشکلات هستند که ما را صیقل میدهند و تبدیل به یک تندیس میکنند و در نهایت ما را به آن مقصد و مسیرمان میرسانند و این که این آموزش ها این قدر زیبا در اختیار ما قرار میگیرد و میتوانیم بگوییم که کنگره همانند یک مهد است و این خود من هستم که چگونه به نحو صحیح از این آموزش ها میتوانم بهره مند بشوم و بتوانم استفاده کنم و باید در نظر داشته باشم که وقتی وارد کنگره شم مثبت اندیش باشم و امیدوار باشم و همیشه همان گونه که به خدای ایمان دارم به کنگره هم ایمان داشته باشم چون انسان اگر ایمان لازم را داشته باشد قطعا به هدفش خواهد رسید و این که چشمه جوشان باشم همان طور که یک چشمه جوشان خودش لذت میبرد و صفا میکند و حرکت میکند باید به افرادی هم که کنارش هستند به آن ها هم بهره را بدهد و اقای صابر و خانم اکرم نمونه بارزی از این چشمه جوشان و رود خروشان هستند و بسیار تلاش کردند تا به این نقطه رسیدند و این که چشمه با اب دستی هیچ وقت پر نمیشود و چشمه باید از خودش جوشش داشته باشد.یک همسفر و یک مسافر باید بداند که این جا شرایط و امکانات و بستر مناسب فراهم شده است و این خودش است که تنها با خواست و تلاشش میتواند به آن منزل و مقصودی که دارد برسد.اما در مورد خانم اکرم واقعا زبان کم می آورد در مقابل خوبی های ایشان،بعضی از رهجو ها این قدر خوب هستند و این قدر انرژی مثبت هستند و این قدر مصمم هستند که واقعا یک کمک راهنما میماند که در مورد آن ها چه بگوید.ایشان همسفری سرشار از انرژی و همیشه سی دی نوشته در لژیون حاضر میشد و به یاد ندارم که ایشان غیبت کرده باشند و ایشان هیچ وقت دست از تلاش برنداشتند و همیشه مصمم بودند و همیشه حرکت کردند و خداراشکر که هردوی این عزیزان با شال خوش رنگ کمک راهنمایی جشن سه سال رهایی شان را میگیرند و برای این عزیزان آرزوی بهترین ها را دارم.

سخنان همسفر اکرم؛

سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر؛
در ابتدا خداوند را شکر میکنم که امروز در این جایگاه هستم و واقعا خیلی حس خوب و قشنگی است و آرزو میکنم که سفر اولی ها به رهایی برسند و این لذت تولد را در سفر دوم تجربه کنند و این روز زیبا را خدمت مسافر عزیزم تبریک میگیوم و اصلا فکر نمیکردم که یک روز ایشان به درمان برسد.از کمک راهنمای خوب ایشان اقا هادی تشکر میکنم. آقای مهندس میگوید وقتی که ما همه به کنگره می آییم تنها هستیم و اینجا همه با هم در کنار هم با عشق و محبت این تنهایی مان جبران میشود و مسافر من هم واقعا تنها بود چون علاوه بر آن تخریب های اعتیاد هم برادرشان و هم پدرشان را از دست دادند و واقعا شرایط سختی داشتند ولی زمانی که وارد کنگره شدند آقا هادی در حق ایشان بسیار محبت کردند و واقعا کمکشان کردند و مسافر من هم واقعا یک فرمانبردار بسیار خوبی بود و به مسافر عزیزم واقعا خداقوت و تبریک میگویم چون واقعا خواسته اش را داشت و تلاش زیادی کرد چون به خاطر مصرف زیاد قرص تخریب های شدیدی را متحمل شده بود و یادم است که داروی OT را به سختی استفاده میکرد و حالت تهوع خیلی شدیدی داشت ولی با همه این مسائل ادامه داد و جواب تلاشش را هم در نهایت گرفت و مسافر من با آن عشق و ایمانی که داشت راهش را ادامه داد و به نتیجه رسید و از کمک راهنمای بسیار خوبم خانم فاطمه تشکر میکنم و ایشان برای من یک الگوی عشق و محبت بود و از ایشان بسیار ممنونم.ما همسفر ها همیشه میگوییم که ما به خاطر مسافر هایمان آمده ایم و خدا را شکر که مسافر هایمان اعتیاد دارند و ما توانستیم با کنگره آشنا بشویم ولی یک چیزی که از زبان تمام همسفر ها میخواستم بگویم درست است که ما به خاطر اعتیاد وارد شدیم و خدا را شکر میکنم ولی ان مصرف مواد مخدر ببینید که چه بلاهایی به سر یک همسفر می آورد چه سختی هایی در او ایجاد میکند و باعث ترس آن همسفر میشود و باعث آن ناامیدی همسفر میشود پس نیاز دارد که همسفر در کنگره باشد،نیاز دارد که آموزش ها را دریافت کند و یک چیز دیگر این است که آن مسافر هم باید انرژی لازم را به همسفر بدهد،و وقتی که یک مسافر سفر درستی ندارد آن انرژی را از همسفر میگیرد و برای این مسئله باید به همسفر ها انرژی بدهیم  و در کنار هم باشیم تا به هدفمان برسیم و از همه مخصوصا اقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر میکنم.

سخنان همسفر کژال؛
سلام دوستان کژال هستم همسفر بابام؛
از اقای مهندس تشکر میکنم از اقای هادی و از خانم فاطمه و از پدر و مادر عزیزم تشکر میکنم و منون از اقای مهندس که پدر و مادر من را به این جا رساندند.از همه شما دوستان هم تشکر میکنم

مرزبانان کشیک

رهایی لژیون پانزدهم








رهایی های لژیون دوازدهم






رهایی های لژیون یکم










رهایی لژیون هشتم







ادامه این روز زیبا در قاب تصویر





























































































خدمتگزاران جلسه














تایپ:مسافر مصطفی امینی
عکاس:مسافران عادل صادقی و عباس راهزانی 
تنظیم :همسفر میلاد عیدی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی، درمان وابستگی به مصرف سیگار(ویلیام وایت)، گزارش تصویری، مناسبت ها، رهایی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محسن بغدادی دوشنبه 31 تیر 1398 21:14
مبارک باشه هم تولد وهم رهایی ها
رضا خندابی شنبه 29 تیر 1398 18:49
با سلام تولد آقای صابر عزیز را به همه و راهنمای محترمشان تبریک میگویم و خداقوت عرض میکنم به عزیزان راهنمایی که رهایی داشتند و به خود رها یافتگان هم صمیمانه تبریک عرض میکنم و امیدوارم درخت آنها در سفر دوم به بار بنشیند
مسافر علیرضا نجف آبادی شنبه 29 تیر 1398 13:48
خدا قوت خدمت استاد - نگهبان و دبیر جلسه ؛ تبریك بابت سومینن سال رهایی كمك راهنمای محترم آقا صابر به خود آقا صابر راهنمای خوبش آقا هادی و خانواده محترمش و همینطور راهنمای گروه خانواده سركار خانم قائمی . تبریك بابت رهایی ها مبارك باشه ، تبریك به راهنماهای خوبشان ، خدا قوت به خدمتگزاران وبلاگ . سپاس .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: