آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
به نام قدرت مطلق الله
هفتمین جلسه از دوره سی و نهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60،نمایندگی پروین اعتصامی اراک،ویژه مسافران و همسفران،با استادی ایجنت محترم مسافر منصور و نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر محمد،با دستور جلسه ((از فرمانبرداری تا فرماندهی))  و در ادامه برگزاری جشن تولد سومین سال رهایی کمک راهنمای محترم مسافر احمد،در روز پنجشنبه مورخ 1398/05/17 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود
سخنان استاد:
سلام دوستان منصور هستم یک مسافر؛
خداوند را سپاسگزار هستم که امروز توفیقی حاصل شد و در خدمت شما عزیزان هستم و قبل از هر چیز خدمت جناب آقای حکیمی بزرگوار و همراهان ایشان خیرمقدم عرض میکنم و امیدوار هستیم که از فرصتی که بدست آمده است از حضور ایشان بهره کافی را ببریم.
در خصوص دستور جلسه که از فرمانبرداری تا فرماندهی است،هر کدام از ما که به عنوان یک تازه وارد وارد کنگره شدیم در نوشتار قوانین کنگره 60 یک مسئله را برای ما مطرح میکند که شرط عضویت در کنگره 60؛یعنی اولین فرمانی که کنگره 60 برای من تازه وارد صادر میکند،پذیرفتن اصول سیستم است و باید اصول این سیستم را بپذیرم و قوانین و مقررات این مجموعه را بپذیرم و بعد در ادامه تمایل به رهایی از اعتیاد را مطرح میکند.پس اولین فرمانی که این سیستم صادر میکند پذیرفتن اصول این سیستم است و این اولین فرمان است و ما باید این را بپذیریم.
پیام بعدی این دستور جلسه این است که ما از چه کسی میخواهیم فرمان بگیریم؟!از یک فرمانده میخواهیم فرمانده بگیریم؛آن فرمانده چه کسی است؟!اگر باز به نوشتار ها دقت کنیم آمده است که این کننگره بر اساس اصل پذیرفته شده،کمک فرد رها شده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر متشکل شده است و تشکیل کنگره به خاطر این است که یک فردی که از دام اعتیاد در این کنگره رها شده است میخواهد به فرد دیگری که در حال مصرف مواد مخدر است کمک کند.این کمک چگونه شکل میگیرد؟!این کمک چگونه میخواهد تحقق پیدا کند؟!من دستم را دراز میکنم و یک نفر هم دست من را میگیرد ولی چگونه دست من را میگیرد!آن شخص فرمانده است و من باید فرمانبردار او باشم چون آن شخص رها شده است و به کمک آن من میتوانم از دام اعتیاد رها بشوم و مثل خود او بشوم و اگر فرمانبرداری نکنم من قطعا نمیتوانم به درمان برسم.پس این جا مشخص میشود که این موضوع چقدر اهمیت دارد و من از آقای حکیمی یاد گرفتم که کلید حل مسئله فرمانبرداری که یک نفر میخواهد به درمان برسد و گوش به فرمان فرمانده اش باشد چشم گفتن است.اگر ما میخواهیم به درمان برسیم و از فرمانبرداری به فرماندهی برسیم باید چشم گفتن را یاد بگیریم و این چشم گفتن از سر آگاهی و دانایی است و آن کسی که دست ما را گرفته است هیچگاه فرمان غلط صادر نمیکند و ما به همه چیز این سیستم ایمان داریم پس آن فرمانده در یک درجه ایی از دانایی و شعور و فهم و معرفت و دانش هست که هیچ وقت فرمان غلط صادر نمیکند.
در مقوله درمان اعتیاد و چهارچوب قوانین کنگره هرآنچه که میگویند ما باید بگوییم چشم و رمز موفقیت در درمان همین گفتن چشم است.پس پیام اصلی این دستور جلسه این است که ما تا فرمان نبریم فرمانبردار نخواهیم شد و وقتی  که فرمانبردار شدیم میتوانیم فرمانده بشویم و فرمانده فرمانی را صادر میکند که قابل اجرا باشد و خودش آن را انجام داده باشد و این مسئله مهم است و در کنگره از مجری چیزی را میخواهند که قابل اجرا باشد و ما باید روی درمان خودمان متمرکز باشیم و در خصوص درمان هرآنچه که به ما گفتند باید چشم بگوییم و در کنگره اگر موفقیتی حاصل شده است یکی از رمزهای آن همین مسئله فرمانبرداری است.

استاد در خصوص تولد سومین سال مسافر احمد فرمودند؛
بنده این تولد را خدمت خود آقای احمد و خانواده محترمشان و خدمت بنیان محترم کنگره و خانواده محترمشان و همچنین خدمت دیده بان های عزیز و تمامی خدمتگزان  و اعضای کنگره تبریک عرض میکنم.
تولد برای سفر اولی ها است،اگر یک نفر در سفر دوم جشن میگیرد و در هر جایگاهی که هست چندتا پیام را میخواهد بدهد و اولین پیام آن این است که اعتیاد در کنگره 60،با روش DST و با داروی OT و با یک روش خاصی و یک فرآیند خاصی با هر نوع ماده مخدر مصرفی قابل درمان است و این بزرگترین پیام یک تولد است و شخص میگوید من به عنوان یک الگو اینجا در برابر شما ایستاده ام،پس اعتیاد درمان دارد و پیام دیگر آن این است که شخص میگوید من تغییر کرده ام و تبدیل به چیز دیگری شده ام و من همانی هستم که دست من را گرفتند به توسط فرد رها شده از دام اعتیاد و من در حال مصرف مواد مخدر بودم و به من کمک کردند و من الان تبدیل به یک انسان مفید شده ام و به این سیستم درحال خدمت هستم و من برای مثلث درمان اعتیاد برای کشف روش DST توسط آقای مهندس دژاکام احترام و ارزش قائل شده ام و ارزش رهایی ام را با هیچ چیزی حاضر نیستم معاوضه کنم و اندازه اش هم به هیچ عنوان قابل اندازه گیری نیست و من برای این تولد گرفته ام ارزش قائل هستم.
ما سرباز های کنگره هستیم و یکی از وظایف ما این است که بعد از درمان با آموزش هایی که گرفته اییم خدمتگزار باشیم و یکی دیگر از راه های خدمت کردن گرفتن تولد است که خودش به نوعی خدمت است و همین تولد ها باعث جذب بسیاری از تازه واردین میشود.
یک ویژگی مهم آقای احمد در نوشتن سی دی بود و به اعتقاد من احمد اگر در این جایگاه هست تمام تجربه و دانش و اندوخته او را اگر یک طرف بگذاریم در طرف دیگر سی دی های او است و ایشان تا زمانی که در لژیون من بود بنده همیشه دفتر سی دی های ایشان را برای دیگران الگو قرار میدادم چرا که بسیار زیبا سی دی ها را مینوشتند و سی دی ها را مو به مو مینوشتند و همین باعث شد که ایشان جایگاه کمک راهنمایی را کسب کنند.




اعلام سفر کمک راهنمای محترم مسافر احمد؛
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر؛
آنتی ایکس مصرفی تریاک روش درمان DST داروی درمان OT  مدت سفر 11ماه و 10 روز
نام راهنما آقای منصور مدت رهایی 3 سال و 4 ماه
آنتی ایکس مصرفی سیگارروش درمان DST با آدامس نیکوتینمدت سفر اول 10 ماه 7 روز
نام راهنما آقای بهنام  مدت رهایی 3 و 2 ماه رشته ورزشی فوتبال
آرزوی مسافر احمد؛
آرزو و خواسته من از خداوند تنها آگاهی است و امیدوار هستم که همیشه در من جوشش داشته باشد.
سخنان مسافر احمد؛
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر؛
قبل از هرچیز شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که امروز در این جایگاه قرار گرفته ام و از کنگره 60 و آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر و قدردانی میکنم از راهنمای بسیار خوبم آقای منصور و همچنین راهنمای درمان سیگارم آقای بهنام بسیار تشکر میکنم و از تمامی خدمتگزارن کنگره از جمله دیده بان ها،مرزبان ها و تمامی اعضا تشکر و قدردانی میکنم و واقعا این همه محبت و خدمت را با حرف و زبان نمیشود جبران کرد.
بنده از راهنمای عزیزم درس های بسیار زیادی گرفتم و من در ایشان چیزی جز عشق و محبت ندیدم و شاید در لژیون بین ما دیالوگ زیادی رد و بدل نمیشد ولی همین نگاه من به تلاش و خدمت آقای منصور سبب میشد که من جواب سوالاتم را دریافت کنم و من واقعا مدیون ایشان هستم و برای ایشان آرزوی بهترین ها را دارم.
من به یاد دارم که قبل از این که وارد کنگره بشوم در دنیای تاریکی ایی که در آن قرار داشتم آسیب های بسیار زیادی را به بار آوردم و به نظر من وقتی یک انسان درگیر اعتیاد و تاریکی میشود اطرافیان آن شخص از جمله پدر و مادر بیشتر عذاب و زجر میکشند.در ده سالی که من مواد مصرف کردم واقعا شاید مادر من ده شب راحت نخوابید و در آن مقطع من از صبح تا شب را با دوستان خودم مواد مصرف میکردم و و قتی که شب به خانه می آمدم میدیدم که مادرم هنوز بیدار است و با این که من اصلا به روی خودم نمی آوردم یک لبخند هم روی لب داشتم ولی مادرم من را زیر چشمی نگاه میکرد و اصلا حال خوبی نداشت و من با خودم میگفتم مادرم کلا حالش خراب است و درک نمیکند که من چقدر حالم خوب است و از نظر خودم میگفتم مادرم دیوانه است یا پدر وبقیه اعضای خانواده ام را هم به همین چشم میدیدم و نشئه بودم و اصلا چیزی برایم مهم نبود و واقعا نمیدانم که چگونه میشود که انسان این همه بد میشود و نسبت به این گونه مسائل بی تفاوت میشود و این موضوع تا جایی ادامه پیدا کرد که حس های من کامل بسته شد و مدام در اتاق خودم بودم و همیشه درب اتاقم قفل بود و سیگار روی بدنم خاموش میشد و من اصلا متوجه نمیشدم و در همان وضعیت میشنیدم که مادرم در پشت درب اتاق من در حال گریه کردن است چون آن وضعیت بد من را میدید که به چه وضعیت بدی دچار شده بودم و خودم اصلا متوجه نبودم که دارم چه کار میکنم و واقعا این که خدا من را سنگ نکرده است از او شاکر هستم و واقعا خدمتگزارهای کنگره دعای بسیار زیادی پشت سرشان است 
من وقتی که وارد کنگره شدم در شرایط بدی قرار داشتم و اصلا امیدی نداشتم که به درمان برسم و در ابتدای ورودم اصلا چیزی را متوجه نمیشدم و تنها خودم را قبول داشتم و به شدت مغرور بودم و به شدت در مقابل آموزش مقاوم بودم و نکته مثبتی که در کنگره وجود دارد کسی که واقعا به سطوح آمده باشد و نخواهد دو تا شمشیر را در یک غلاف کند کنگره جایی است که راه درویی برای فرار از درمان ندارد و وارد جو کنگره که شدم علاقه مند شدم که وارد بازی بشوم و حرکت کنم و تا جایی ادامه پیدا کرد که کم کم شروع به سی دی نوشتن کردم و همچنان مشکلات وجود داشتند و یک چیزی را من متوجه شده بودم که اگر مشکلی هم هست مربوط به کنگره نیست که مثلا با خودم بگویم چون من به کنگره آمده ام این مشکلات هم آمده اند و کم کم سی دی ها روی من تاثیر گذاشت و واقعا من هزینه درمان خودم را در سفر اول دادم و توانستم به درمان برسم و من در یکسال سفر اولم به هیچ عنوان رفیق بازی نکردم و این قدر سرگرم سی دی نوشتن و جلسات و آموزش بودم رفیق بازی برایم جایی نداشت و وارد سفر دوم شدم شروع به خدمت کردم و قطعا میدانستم که اگر من در سفر اول دنبال رفیق بازی میرفتم و همچنان شرایط سابق بود قطعا نمیتوانستم به درمان برسم و من واقعا همیشه سر جلسات به موقع حاضر میشدم و سی دی های آموزشی را همیشه کامل مینوشتم و با همه سختی ها و مشکلات همیشه کنگره را انتخاب کردم و همیشه حضور داشتم و من در سفر اول در آن شرایط سخت یک درس بزرگ را از آاقای حکیمی گرفتم که هیچ وقت این حرف را فراموش نمیکنم و ایشان فرمودند که هر فردی که به کنگره می اید اگر منظم و مرتب در جلسات حضور داشته باشد قطعا بعد از گذشت یک سال به رهایی قطعی از اعتیاد و به آن درمان واقعی میرسد و من آن لحظه حالم بد بود ولی به خودم قول دادم یک روزی حتما پیش آقای حکیمی میروم و میگویم که نشد یعنی واقعا تا چند ماه کنگره می آمدم و میرفتم که به آقای حیکمی ثابت کنم که میتوانی بیایی و زحمت بکشی ولی نشود ولی من آمدم و این کارها را انجام دادم و وقتی نگاه کردم متوجه شدم که در سفر دوم هستم و خبری از اعتیاد نیست و کاملا از ان شرایط سابق خودم خارج شده ام و همینجا جا دارد که از تمامی این عزیزان و بزرگ مردان تشکر کنم و من امروز بیشترین وقت خودم را با خانواده خودم از جمله مادر خودم میگذرانم و همچنین بیشترین ساعتم را با پدرم میگذرانم که حضور فیزیکی ندارند و خیلی ایشان را اذیت کردم و همیشه از خداوند میخواهم که بتوانم یک روز آن عذاب هایی که به خانواده خودم دادم و بدی هایی که به مردم کردم بتوانم جبران کنم و این ها یک بار روی دوش من است چون دنیای تاریکی انسان را وادار میکند که دست به اعمالی بزند که در آن زمان متوجه اعمالش نیست و امیدوار هستم که در مسیر ارزش ها آن کارهای ضدارزشی گذشته را جبران کنم.
همچنین از دو رهجوی خوب لژیون پنجم اقای ایرج و آقای علی و همه شما عزیزان تشکر و قدردانی میکنم.

مرزبانان کشیک


رهایی لژیون سوم





ادامه این روز زیبا در قاب تصویر




























































خدمتگزاران جلسه












تنظیم :مسافر عباس راهزانی 
عکاسان مسافر عادل صادقی و عباس راهزانی 
تایپ مسافر مصطفی امینی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی، درمان وابستگی به مصرف سیگار(ویلیام وایت)، گزارش تصویری، مناسبت ها، رهایی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر علیرضا نجف آبادی یکشنبه 20 مرداد 1398 11:54
خدا قوت به استاد - نگهبان و دبیر جلسه . سومین سال رهایی احمد عزیز را به خودش و خانواده محترمش و بچه های لژیون پنجم استاد گرامی آقا منصور تبریك میگم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: