آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
به نام قدرت مطلق الله
جلسه یازدهم از دوره سی و نهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60،نمایندگی پروین اعتصامی اراک،ویژه مسافران و همسفران با استادی کمک راهنمای محترم مسافر بهنام،نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر محمد،با دستور جلسه ((از سایت کنگره 60 چگونه استفاده میکنم،مقاله نویسی)) و همچنین برگزاری مراسم جشن به مناسبت سومین سال تولد و رهایی کمک راهنمای محترم مسافر رضا،در روز پنجشنبه مورخ 14/06/1398 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان بهنام هستم یک مسافر؛
امروز بسیار خوشحال هستم که در این جایگاه قرار گرفته ام و امروز دو دستور جلسه داریم که یکی در خصوص سایت کنگره 60 است و دیگری هم تولد سومین سال آقای رضای عزیز است.
در ابتدا هفته سایت را خدمت همه عزیزانی که در سایت خدمت می کنند و در نشر اطلاعات کنگره در فضای مجازی کمک میکنند تبریک میگویم و برای این عزیزان آرزوی بهترین ها را دارم.
دستورجلسات کنگره به گونه ایی طراحی شده است که همه آن ها قطعا برای ما بسیار کاربردی و مفید هستند و تجربه شخصی خود من در ارتباط با دستور جلسه این است که خود من اولین جایگاه خدمتی که در کنگره تجربه کردم مسولیت وبلاگ نمایندگی اراک بر عهده من بود و در همان ابتدای سفر اول به صورت اتفاقی وارد این قضیه شدم و به خود من در روند سفرم بسیار کمک کرد.یکی از مهم ترین نکاتی که سایت به من کمک کرد این مسئله بود که من در جلسات کنگره نمیتوانستم مشارکت کنم و با مفاهیم و اصطلاحاتی که در کنگره به کار برده میشد اصلا آشنایت نداشتم و خیلی ایراد داشتم و این یک واقعیت است که یک فرد تازه وارد وقتی به کنگره می اید چون در حال فراگیری یک ادبیات جدید است شاید خیلی خوب نتواند در خصوص کنگره صحبت کند و من هم همین گونه بودم و اصلا نمیتوانستم چه در لژیون و چه در جلسه مشارکت کنم اما زمانی که شروع به خدمت در وبلاگ نمایندگی کردم باید سخنان استاد را ضبط میکردم بعد آن را گوش میدادم و بعد به صورت دستی مینوشتم و بعد شروع به ویرایش میکردم و بعد تایپ میکردم و روی وبلاگ میگذاشتم و وقتی کمی جلوتر آمدم با همین خدمت در وبلاگ اطلاعات من بسیار بیشتر شد و یک روز در جلسه مشارکت کردم و تازه آن جا متوجه شدم که چقدر خوب میشود مشارکت کرد و چقدر راحت است و در واقع همان تکرار مطالب یعنی نوشتن  و تایپ کردن مطالب رفته رفته به من کمک کرد که خیلی بهتر مسیر درمانمان را طی کنم و چون در وبلاگ مسولیت داشتم مجبور بودم که مرتبا به وبلاگ دیگر نمایندگی ها هم سر بزنم این که یاد بگیرم اصلا چگونه مطالب را بنویسم یا چگونه ویراستاری کنم و یا چگونه میشود مطلب را بهتر منتقل کرد ودر سایت کنگره هم که میرفتم بسیاری از اساتید بودند که شاید ما دسترسی به آن ها نداشتیم مثل دیده بان های عزیز یا خود اقای مهندس که روز های چهارشنبه صحبت میکردند و این مطالب روی سایت کنگره قرار میگرفتند و با توجه به فاصله زمانی که ما داشتیم و نمیتوانستیم در تهران باشیم ولی از تمام استاد هایی که در کنگره بودند من استفاده میکردم و مطالب آن ها را میخواندم و این مسئله خیلی میتواند در روند درمان به ما کمک بکند و جهانبینی کنگره باید از جایی به ما برسد و یک بخش مهم این مسئله همین فضای مجازی است که کنگره هم خیلی خوب در این زمینه فعالیت میکند یعنی فردی که در کنگره در حال سفر است مرتب به سایت مرکزی مراجعه کند قطعا میتواند با نظرات و دیدگاه ها،مسولیت ها و افراد مختلفی آشنا بشود و اطلاعات جمع آوری کند و بتواند صحبت کند و حتی راجع به موضوعات بتواند مقاله بنویسد و یک بخش از دستور جلسه هم راجع به مقاله نویسی است و باید از خودمان بپرسیم که اصلا مقاله نوشتن به چه درد ما میخورد؟!تجربه خود من این است که وقتی لژیون تشکیل دادم و برای این که در وبلاگ لژیون به صورت هفتگی مطلبی را قرار دهم یک سی دی را گوش میدادم و بعد آن سی دی را خلاصه نویسی میکردم و یک برداشت از آن نکات مهم سی دی با توجه به دیدگاه خودم ارائه میکردم و روی وبلاگ قرار میدادم و این کار سبب شد تا هنوز هم آن سی دی هایی که من خلاصه نویسی کردم و با استفاده از آن ها مقاله نوشتم و روی وبلاگ گذاشتم هنوز هم در ذهن من هستند.
یک وقت ما چیزی را گوش میدهیم،یک موقع یک چیزی را مینویسیم و یک موقع هم با دقت چیزی را مینویسیم،یک موقع راجع به یک مطلب فکر میکنیم و این ها هرکدام مراحل مختلف آموزش را میتوانند در بر داشته باشند و ما از هر کدام از این ها یک مقدار مشخصی را میتوانیم یاد بگیریم ولی برای خود من خیلی جذاب بود و من تمام مطالبی که در آن زمان نوشتم الان هنوز هم در ذهن من هستند چون هر کدام از آن مطالب شاید پنج یا شش بار برای من تکرار شده اند و همین موضوع سبب شد تا مطالب در ذهن من بمانند و هر کس باید خودش این مسئله را تجربه کند و تاثیر آن را در روند آموزشش احساس کند و به نظر من خدمت این گونه شکل میگیرد که ما بفهمیم خدمت کردن چقدر به درد ما میخورد و چه تاثیری روی کار ما دارد.
استاد محترم در ادامه در خصوص سومین سال تولد مسافر رضا فرمودند؛
شاید وقتی هر کدام از ما وارد کنگره میشویم و راهنما ها را میبینیم یا مرزبان ها را میبینیم و یا بچه های دیگر شاید با خودمان بگوییم که این اشخاص اصلا مصرف کننده نبوده اند یا خیلی کم مواد مصرف میکرده اند و از همان روز اول حالشان خوب بوده است و یک تصویر این شکلی شاید داشته باشیم و اصلا این تصویر تصویر درستی نیست و من وقتی رضای الان را نگاه میکنم با ان روزی که به لژیون من مراجعه کرد که سفر کند خیلی اختلاف دارند از نظر رفتار،از نظر ظاهری، از نظر صحبت کردن کاملا متفاوت است و اقا رضا ک امروز راهنما شده است رهجویی بود که اصلا حالش خوب نبود و مدام دنبال بهانه ایی بود که مواد مصرف کند ولی خب بلاخره برای هر کسی در یک جا آن جرقه زده میشود و برای آقا رضا هم این جرقه خورد و زمانی هم که این اتفاق افتاد واقعاغ سفر کرد و من یادم نمی آید که رضا تا الان غیبت داشته باشد و چه در سفر اول و چه در سفر دوم همه روز ها را کامل آمده است و امروز هم خیلی خوب در جایگاه های مختلف خدمت میکند و کمک اردوبان هم شده است و در قسمت ورزش هم فعالیت دارند و همیشه مرتب و منظم بوده است و همین مرتب و منظم بودن سبب شد تا کمک کند که سفر مشکل دار قبلی خود را اصلاح کند و در ادامه بتواند در جایگاه کمک راهنمایی قرار بگیرد و بنده این روز زیبا را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین خدمت خود اقا رضا و همسفر ایشان و راهنمای همسفرشان تبریک عرض میکنم و همسفر همیشه نقش خیلی پررنگی دارد و برای اقا رضا همسفر ایشان بسیار نقش مهمی داشتند و تمام سختی ها را تحمل میکنند و توانستند به این جایگاه برسند و اقا رضا بسیار آدم دوست داشتنی ایی است و برای ایشان و خانواده محترمشان بهترین ها را آرزومندم.

آرزوی کمک راهنمای محترم مسافر رضا؛
آرزوی من این است که در شهر اراک شاهد باشیم که تعداد شعبه های کنگره 60 بیشتر شود.
سخنان کمک راهنمای محترم مسافر رضا؛
خداوند زیبایی ها رو به خاطر تجربه چنین روز های زیبایی هزاران بار شکر؛
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر؛
رشته ورزشی من چون کوهنوردی است و همیشه به عزیزانی که با من به کوه می ایند این توصیه را میکنم که هیچ وقت به قله نگاه نکنید چون به مسیر پیش رویتان اگر نگاه کنید شاید ناامید بشوید و به پشت سر نگاه کنید و ببینید که چقدر راه آمده اید و این کمک میکند و امید میدهد که بقیه مسیر را با انرژی هر چه تمام تر حرکت کنید و خود من هم راه بسیار درازی را طی کردم تا اذن ورود به کنگره به من داده شد و من نزدیک به 13 سال نامزد اعتیاد بودم و من هیچ وقت زیر چهل روز مواد مصرف نمیکردم و با خودم میگفتم من هیچ وقت مصرف کننده نمیشوم و من بلد هستم که چگونه مواد بکشم و تنها هر چهل روز یکبار مصرف میکنم و اصلا نمیگذارم که وارد زندگی من بشود ولی سه سال آخر رسید و آن دوران نامزدی تمام شد و واقعا روزگارهای تلخی بود و تجربه های بدی داشتم و انواع و اقسام مخدر ها را جز شیشه و هروئین تجربه کردم و زمانی که اواخر با شیره و قرص متادکس گذران زندگی میکردم خیلی روز های سختی داشتم مخصوصا وقتی که قرص متادکس مصرف میکردم ولی واقعا همسفر من کوهی از صبر و استقامت بود و من اگر اینجا هستند علاوه بر لطف خداوند و اقای مهندس و خانواده محترم ایشان و راهنمای عزیزم یک قسمت اعظم از جایگاه امروزم را مدیون همسفر خوبم هستم که خیلی من به ایشان ظلم کردم و امیدوارم که من را ببخشد ولی ایشان با آن صبر و استقامتش در کنار من ماند،پافشاری کرد و در خیلی از جاها از من دفاع کرد و باعث شد که من ادامه بدهم و در نهایت من وارد کنگره شدم و بعد از سه جلسه مشاوره من بدون این که راهنماهای دیگر را حتی نگاه کنم همان لژیون اول را نشستم بدون این که با حس خودم راهنمایم را انتخاب کنم و در لژیون هشتم هفت ماه دور خودم میچرخیدم و اصلا سفری در کار نبود و فقط خودم را سرکار گذاشته بودم و وقتم داشت تلف میشد و هیچ انرژی ایی دریافت نمیکردم و هیچ سفری نمیکردم و در نهایت من موضوع را با راهنمای خودم درمیان گذاشتم و بعد هم به یک جهنم ناامیدی هدایت شدم که سکوی پرتاب برای امیدوار شدن من بود و بعد وارد لژیون پنجم شدم و راهنمایم را با حس خودم انتخاب کردم و واقعا این که میگویند راهنما را با حس خودتان انتخاب کنید بسیار مهم است و به نظر من سرنوشت یک مسافر در مشاوره سه روز اول تعیین میشود و یک مشاور واقعا باید هدایت درستی داشته باشد که شخص با حس خودش راهنمایش را انتخاب کند.
من اعتقاد دارم که اعتیاد به مواد مخدر میوه یکسری از ضدارزهای دیگر است یعنی یک درخت تنومندی است که ریشه و تنه آن دروغ و قضاوت و غیبت و تجسس و ضدارزش های خیلی بد است  و میوه و ماه عسل این ضدارزش ها است که مصرف مواد میشود و تا زمانی که این ضدارزش ها درست نشوند اعتیاد کنار نمیرود و من اشتباهم در آن هفت ماه اول این بود که همه چیز را در OT میدیدم و فکر میکردم که همه چیز OT است ولی متوجه شدم که اصلا این گونه نیست و مشکل از جای دیگری است و من دنبال چیز دیگری بودم و گره من در ضدارزش های دیگری بود و توانستم آنها را پیدا کنم و کمرنگ ترشان کنم و راحت درمان شدم و جرقه من برای سفر و درمان در زمانی اتفاق افتاد که تولد یکی از مسافر ها بود و صحبت های این عزیز روی من بسیار تاثیر گذار بود و به همین خاطر است که میگویند همیشه سعی کنید اول جلسات حضور داشته باشید و من پیامی که برای عزیزان دارم این است که همیشه حضور داشته باشند و خود من تنها در سفر دوم یک جلسه غیبت کردم به خاطر این که از کار اخراج شدم و وقتی این اتفاق افتاد من خیلی بهم ریختم و هیچ کار دیگری هم بلد نبودم ولی راهنمای من به من گفت در صراط مستقیم حرکت کن صد در صد درست میشود و در همان شرایط من توانستم سیگار خودم را درمان کنم و بعضی ها که میگویند
مثلا من بچه ام مریض شد یا ماشینم خراب شد و رفتم سیگار کشیدم اصلا برای من قابل درک نیست و من را از کار اخراج کردند و روی من خیلی فشار بود ولی به راحتی هرچه تمام تر سیگار من در کنگره درمان شد و آن مشکل واقعا برای من رحمت خدا بود و شاید در آن زمان درک نمیکردم و در همان زمان بیکاری من مطالعه زیادی داشتم و توانستم در آزمون نمره قبولی بگیرم و سیگارم را درمان کردم و بسیاری از ضدارزش های من پاک شد و شاید اگر در آن اداره میماندم سر از ناکجا آباد در می آوردم و از خداوند میخواهم تا زمانی که هستی هست من هم در کنگره باشم و خدمت کنم تا بتوانم ذره ایی از آن حال خرابی ها را جبران کنم و خسارت هایی که به خودم،خانواده ام و جامعه ام وارد کرده ام جبران کنم و امروز واقعا حس من خیلی خوب است و در پایان از اقای مهندس عزیز که اگر نمیماندند ومیرفتند هیچ کدام از ما اینجا بود و خانواده های بسیاری متلاشی میشد و در آن زمانه مردانه ایستادند و گفتند که درمان اعتیاد با خود تریاک است و با تمام شهامت این کار را انجام دادند و من صمیمانه سپاسگزار ایشان هستم و از خانواده محترشمان و تمام دیده بان های عزیز و ایجنت محترم شعبه و راهنمای خوب خودم و همسفرهای عزیزم و راهنمای همسفرم و تمامی خدمتگزاران کنگره 60 تشکر میکنم. 
سخنان همسفر کوروش؛
        
سلام دوستان کوروش هستم یک همسفر؛
من خیلی خوشحال هستم که پدرم تولد سه سالگی اش را جشن میگیرد و از خانم مهری و اقای بهنام و آقای مهندس تشکر میکنم.

سخنان کمک راهنمای گروه خانواده همسفر مهری؛
سلام دوستان مهری هستم یک همسفر

بسیار خوشحال هستم که امروز در کنار شما هستم و این روز قشنگ را به آقای مهندس و همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم.
روز اولی که خانم اعظم به کنگره مراجعه کردند من ایشان را مشاوره کردم و ایشان اولین نفری بود که من میخواستم مشاوره کنم و من هرچه که برای ایشان توضیح میدادم ایشان میگفتند که من همه این ها را خودم میدانم و میدانم که مسافر من درمان نمیشود و من می آیم تا ببینم چه میشود.و ایشان در نهایت حرکت کردند و به نظر من ما زمانی میتوانیم به حال خوش برسیم که در سختی ها کنار هم باشیم و همدیگر را یاری بدهیم 
آقای رضا و خانم اعظم هم روزهای سختی را در کنارهم گذراندند اما همدیگر را همان گونه که بودند پذیرفتند و به هم کمک کردند و دیگر بحثی نبود و تنها راهشان را رفتند و صبر کردند و نتیجه را امروز میبینید حالی که خوب است،بچه ایی که خوشحال است و لژیون هایی که پربار است. 


سخنان کمک راهنمای گروه خانواده همسفر اعظم؛
سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر؛
خداوند را شکر میکنم که در زمانه ایی زندگی میکنم که یک انسان بزرگ مثل اقای مهندس و خانواده محترمشان هستند و از این عزیزان تشکر میکنم از راهنمای خوبم خانم طاهری و خانم مهری تشکر میکنم از راهنمای مسافرم و خود مسافرم تشکر میکنم از ایجنت و اسیستانت محترم شعبه و تمامی خدمتگزاران شعبه تشکر میکنم.
وقتی من وارد کنگره شدم در کنار مسافرم که حالش خیلی بد بود شاید حال من بدتر از حال مسافرم بود و واقعا ما به یک بن بست رسیده بودیم تا این که وارد کنگره شدیم و من در ابتدای ورود به کنگره شاید اصلا امیدی نداشتم و من خیلی حالم بد بود و روزهای خیلی بدی را تجربه کردم و چیزی به عنوان زندگی مشترک نداشتیم و در اوایل مسافر من وقتی به کنگره می آمد تغییری نداشت و من تنها به عشق راهنمایم می آمدم،شاید دیر می آمدم و حالمم خراب بود ولی فقط بع عشق راهنمایم می امدم و تقریبا هفت ماه گذشت و کم کم دیدم که مسافرم دارد تغییر میکند و من هم یاد گرفتم که اگر به کنگره می ایم به خاطر حال خودم است و کاری به کار مسافرم ندارم و راهنمایم به من میگفت اگر میخواهی حال خودت خوب بشود و حل مسافرت خوب بشود باید تنها رهایش کنی و کاری به کار او نداشته باشی و من هم واقعا کاری به کار مسافرم نداشتم و زندگی من کم کم رو به ارامی رفت وبا وجود همه مشکلات زیادی که در زندگی داشتیم ارامش را من در کنار این طوفان حس میکردم و از مسافر خودم خیلی تشکر میکنم.یک همسفر میتواند بال پرواز باشد ولی یک مسافر میتواند برای یک همسفر یک سکوی پرتاب باشد مسافر من سکوی پرتاب من است از ایشان تشکر میکنم و خداوند را شکر میکنم که مسافر من مصرف کننده شد و من توانستم به کنگره بیایم و این آموزش ها را دریافت کنم و از پسر خودم کوروش تشکر میکنم و واقعا امروز حالمان خیلی خوب است و این روز زیبا یک باور در ناباوری است و اصلا فکرش را نمیکردم که ما یک روز به این جایگاه برسیم و شاکر خداوند است و به مسافر خودم افتخار میکنم. 
مرزبانان کشیک


رهایی ویلیام (درمان سیگار)لژیون چهاردهم





ادامه این روز زیبا در قاب تصویر








































































خدمت گزاران جلسه

















تنظیم :مسافر عباس راهزانی 
عکاسان مسافر عادل صادقی و عباس راهزانی 
تایپ مسافر مصطفی امینی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی، درمان وابستگی به مصرف سیگار(ویلیام وایت)، گزارش تصویری، مناسبت ها، رهایی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرمحسن یکشنبه 17 شهریور 1398 11:08
سلام و خداقوت تبریک وشاد خدمت آقارضا و آقابهنام وبابت تولد و رهایی محمدآقا به خاطر این همه محبت هم خدا راشکر می کنیم.تا باد چنین بادا
مسعودشعبانی شنبه 16 شهریور 1398 19:47
سلام رضاجان تبریک آزادمردیت
و به آقابهنام راهنمای خوبم ی خداقوت ان شاالله مجدد ایشونو درشعبه ببینیم
محسن بغدادی شنبه 16 شهریور 1398 19:14
تبریک وشاد باش به آقا رضا وخسته نباشی به آقا بهنام بابت پرورش همچون استادانی وخدا قوت به همه خدمت گزاران شعبه با تلاش وکوشش باعث به وجود آمدن این روزها می شوند
احمد کاظمی شنبه 16 شهریور 1398 14:50
آقا رضا برای این روز به شما تبریک میگم . امیدوارم در کنار خانواده محترم در صحت و سلامتی و خوشبختی باشید
مسافر علیرضا نجف آبادی شنبه 16 شهریور 1398 13:40
تبریك به محمد عزیز بابت دریافت نشان ویلیام وایت . تبریك و خدا قوت به آقارضا
مسافر علیرضا نجف آبادی شنبه 16 شهریور 1398 13:37
سومین سال رهایی آقا رضا رو خدمت خود آقا رضا و خانواده محترمش و كوروش عزیز و همینطور استاد عزیزم آقا بهنام تبریك میگم.
مسافر علیرضا نجف آبادی شنبه 16 شهریور 1398 13:36
خدا قوت خدمت استاد - نگهبان و دبیر جلسه .خدا قوت خدمت همه خدمتگزاران جلسه و وبلاگ.
شنبه 16 شهریور 1398 12:40
با سلام و خدا قوت، سه سال رهایی تون تبریک میگم
آقا رضا شما اگه با کمک راهنماتون هم حس نبودید بعد از دو ماه لژیونتون عوض نکردید
رضا خندابی شنبه 16 شهریور 1398 11:18
با سلام خدمت همه عزیزان ...از همه شما دوستان محبت ممنونم که این روز زیبا را برای ما رقم زدین ..عباس جان ممنون بابت ثبت زیبای لحظات به روایت تصویر
عباس راهزانی شنبه 16 شهریور 1398 10:07
رضا جان مبارکت باشه انشاالله همیشه موفق باشی.
تبریک به آقا بهنام عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: