آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
کارگاه آموزشی خصوصی روزهای یکشنبه ویژه مسافران
یکشنبه 24 شهریور 1398 ساعت 18:45 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله
جلسه اول  از دوره چهلم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60،نمایندگی پروین اعتصامی اراک،ویژه مسافران با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه ((وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من )) در روز یکشنبه مورخ 1398/06/24 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
در راس از خدای خودم سپس از مهندس و خانواده ی ایشان سپاس گذارم که اگر ایشان در گنگره نمانده بودن ماهم اینجا نبودیم.
در مورد وادی ۱۴من چه بگویم از عشق من خالی از عشق.
این وادی بسیار بزرگ و عظیم و در عین حال بسیار با عشق و دوست داشتنی است.
خیلی هم نباید سختش کنیم ،تیتر وادی میگوید آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست، یعنی هر چیزی که عشق و محبت درونش نباشد مثل ظرف تو خالی است.
به عقیده ی من و برداشتی که از این وادی داشتم در تمام ذرات هستی عشق موج میزند و نمیشود که چیزی را بدون عشق و محبت پیدا کرد.
من نمیخواهم زیاد ماورایی صحبت کنم  و همانطور که گفتم من از این عشق خالی هستم پس سعی میکنم در مقاطع پایین صحبت کنم که به درمان خودمان و مسائل زمینی مربوط باشد.
هیچ وقت فراموش نمیکنم که در ۳یا ۴سال آخر مصرف مواد عشق و محبت داشتم ولی مانند تصویر شماره ی یک یخ زده بود، خالی نبودم ولی خیلی کم داشتم وقتی میگویند عبور از منطقه ی منفی ۶۰درجه یعنی همین،میگن انسان نمرده است و احساس دارد ولی قادر نیست که آن را بروز دهد یا اگر هم بروز میدهد آن حس درست و حقیقت عشق در درون آن نیست..
من هیچ عشقی  به خانواده ام در آن لحظانت حس نمیکردم، یادم می آید بچه ام مریض بود و ۴۰درجه تب داشت ،همسرم من را از خواب بیدار کرد که پسرم را به دکتر ببریم ولی من گفتم باید مواد مصرف کنم ،اگر مصرف نکنم نمیتوانم از پله ها بالا و پایین بروم ،و این یعنی آن عشق وجود دارد ولی یخ زده و کمرنگ شده.
برای رسیدن به وادی۱۴من باید ۱۳وادی را بگذرانم تا به این وادی برسم و این یخ زدی پله به پله باز میشود و آرام آرام یخ ها آب میشوند و از همان آب سرسبزی به وجود می آید و عشق و محبت پدیدار میشود. این عشق وقتی پدیدار میشود که من خودم را دوست داشته باشم ،انسان باید اول یاد بگیرد که  به خودش عشق بورزد.
من زمانی که خودم را دوست ندارم چجوری میتوانم بگویم خدارا دوست دارم؟ چجوری میتوانم بگویم زن و بچه و جامعه و دیگران و هستی را دوست دارم؟ وقتی من دارم سیگار و موادمصرف میکنم و به جسمم آسیب میرسانم یعنی خودم را دوست ندارم پس چگونه میخواهم دم از عشق و محبت بزنم؟
آن چه عشقی بود که بچه ی ۴ساله ی خودم را میبردم توی ماشین که برایم سیخ نگه دارد؟ چه تصویری در ذهن این بچه هک میشود؟
من عشق را در همسفرم پیدا کردم،شخصا اگر همسفرم به جای من بود یک ثانیه هم نگهش نمیداشتم،چند سال ماندن و مصرف کردن و آب شدن ما را دیدن؟ ولی چه باعث شد که بمانند ؟آیا نمیتوانستن برن دنبال زندگی خودشان؟آیا ترسیدن؟؟ خیر ،هیچ واژه ای به جز عشق نمیشه برایش آورد . ماندند و ثابت کردند که انسان میتواند از تارقک ترین مکان ها به روشن ترین مکان ها برسد.
عشق و محبت همین جاست،همین کمک راهنماها ،مرزبان ها، ایجنت،اسیسنت کسایی که در اوتی خدمت میکنند و تمام  خدمت گذاران و شما عزیزان، شما برای چه اینجا هستید؟آیا غیر از این است که عشق شما را به اینجا میکشد؟وگرنه اوتی که در تمام کلینیک ها پیدا میشود.
کار دیده بان عزیزی مثل اقای حکیمی که ۱۸دور و نیم دور کره ی زمین چرخیده است و با هزینه ی خودش این کار را انجام داده است را میتوان به جز واژه ی عشق  توصیف کرد؟ آن هم در این روزگاری که طرف یک کیلو خیار را به۱۰برابر قسمت میفروشد.
چند نفر کیلومتر ها تا مشهد رفتند و آمدند تا یک نفر آنجا راهنما بشودکه الان ۳ شعبه به آن عظمت دارند؟ آن ۳نفر کسایی بودند که برای گرفتن دارو هر هفته با قطار میامدن و دارو میگرفتند و برمیگشتند و دلیل قوی بودن آن ها هم همین است.
گاهی اوقات عشق را اشتباه میگیریم، عشق فقط محبت الکی نیست،عشق فقط جانم و عزیزم نیست،گاهی اوقات عشق دافعه هم دارد،عشق مثل آمپول است که درد دارد،گاهی اوقات هم تنبیه راهنماست،برجک زدن است،بعضز اوقات راهنما میبیند کا رهجو به قهقرا میره باید یه جایی تنبیه کند و برجک بزند
در این وادی میگوید اضداد  تکانه هستند برای بیداری انسان ها،این قهرو آشتی باید همیشه باشد همیشه که نمیشود مهرو محبت و عزیزم و جانم جلسه دیر امدی اشکال ندارد،گریز زدی اشکال ندارد بگویم!.
عشق و محبت بالا و پایین دارد و درک کردنش کار بسیار سختی است اولین مرحله عشق مخلوق به مخلوق است،اول باید خودم را دوست داشته باشم و بعد خانوادم و بعد دیگران و بعد هستی ،تا بتوانم خدا را دوست داشته باشم.
عشق در وادی ۱۴ برای آفتاب و باران است،افتاب وقتی میتابد به این فکر نمیکند که چون در  این خانه فلان گناه انجام میشود پس به آن نمیتابم یا مثلا باران نمیگوید چون اینجا مشروب میخورن پس من اینجا نمیبارم ،برای رسیدن به این عشق باید اول خودت را دوست داشته باشی،عقل و عشق و ایمان در کنار هم هستند که جواب میدهند.
باید عقل را به کار بیندازیم تا از تاریکی و ظلمت خارج بشویم و سپس خودمان را که دوست داشته باشیم آرام آرام‌معنای عشق می آید و یخ ها از بین میرود و حس میکنیم.
من ندیده ام بچه های کنگره در طبیعت آشغال بریزند،درخت بشکنند،عشق دور نیست همین بغل است.
در اردوی کنگره ی ۶۰ پانصد نفر به مدت یک هفته کنار هم هستند بدون آن که یک فیلتر سیگار در طبیعت بریزند و این عشق است.
عشق را کسانی درک میکنند که از جنس عشق هستند،صدای پر پروانه را پروانه میشناسد من از اینجا که به تهران میرفتم بایک چشمک اقای مهندس  یک هفته انرژی داشتم،باید از این جنس باشی تا بفهمی آن چشمک یعنی چه،این عشق است که باید درک  شود.
شمایهایی که در جلسه هستید عشق رو درک کردید ،آنهایی که الان در خانه هستند درک کمتری داشتند.
انشاءالله که بتوانیم محبت واقعی را بشناسیم نه معامله و بده بستان را نه این که یک چیزی بدهم و در قبالش چیزی بخواهم.
عشق همینجاست همه ی شما تازه وارد ها، سفر اولی ها ،کمک راهنماها و... عاشق هستید و اگر عشق نبود هیچکدام از ما دور هم جمع نمیشدیم که به رایگان خدمت کنیم.
استاد رعد در یکی از صحبت هایش میگوید سلام بر دوستان محبت،همه ی ما دوستان محبت هستیم.
امیدوارم که بتوانیم به پله های بالای محبت برسیم.

مرزبان کشیک :مسافر محمد
کمک راهنمایانی که لژیون آنها ظرفیت پذیرش رهجو دارد

خدمت گزاران جلسه









عکاس و تنظیم :مسافر عباس راهزانی
تایپ مسافر حسام

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی، درمان وابستگی به مصرف سیگار(ویلیام وایت)، گزارش تصویری،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امیر رضا 14 سه شنبه 26 شهریور 1398 17:36
با عرض سلام واقعا عالی بود مرسی از بچه های سایت
مجتبی مرادبیگی دوشنبه 25 شهریور 1398 12:15
خداقوت خدمت استاد،نگهبان و دبیر عزیزشون،،آقارضا مثل همیشه صحبت‌هاتون پرازامید بود و انرژی،،و یک تبریک ویژه خدمت احمد و حامد عزیز بخاطر قبولی درآزمون کمک راهنمایی
مسافر علیرضا نجف آبادی دوشنبه 25 شهریور 1398 11:29
خدا قوت خدمت استاد عزیز آقا رضا ، خدا قوت خدمت احمد آقا و آقا حامد ، خدا قوت خدمت خدمتگزاران وبلاگ و جلسه .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: