آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
کارگاه آموزشی عمومی(لژیون سردار)
شنبه 13 مهر 1398 ساعت 10:00 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله
نهمین جلسه از دور اول سری کارگاه های خصوصی مسافران و همسفران  لژیون سردار شعبه پروین اعتصامی اراک با استادی دیده بان محترم جناب آقای زرکش و نگهبانی مسافر محمد و دبیری همسفر سارا با دستور جلسه ترس از خدمت مالی به دست آوردن یا از دست دادن روز پنج شنبه در تاریخ 98/07/11راس ساعت 15:00آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر
خیلی خوشحال هستم که توفیقی داده شد در خدمت شما بزرگواران شعبه پروین اعتصامی و سایر عزیزانی که از شعب ملایر و خمین وقم آمده اند باشم.زمانی که چیزی مهم میشود از اهمیت خاصی برخوردار می شود فرقی نمیکند چه چیزی باشد در جامعه،کشور،خانواده،کارخانه و...ما سعی میکنیم راجب آن تفکر کنیم و با یکدیگر مشورت کنیم و تجربیات را در اختیار هم قرار بدهیم زمانی که این کارها انجام میشود تبدیل به دانایی می شود زمانی که تبدیل به دانایی شد انسان ها نمیتوانند چیزی را که میدانند اجرا نکنند.زمانی که چیزی را میدانید نمی توانید خلاف دانسته خود اجرا کنید.آقای مهندس می فرمایند:اگر ما بدانیم که بدی بد است و خوبی خوب است هیچ وقت بدی نمیتوانیم کنیم یا هیچ گاه از خوبی کردن دست برنمیداریم.چون ما کلیات را نمی دانیم برای همین نمی توانیم درست رفتار کنیم  و من این را در کنگره یاد گرفتم.یک تشکیلات قوی،سازمان قوی،مملکت قوی،خانواده قوی،شعبه قوی،لژیون قوی و...نیازمند یک تعداد اشخاصی است که قرار نیست همه آنها همه کاری انجام بدهند ولی قرار است از یک تعدادی یک صنف های خاصی بیرون بیاید تا این چرخ بگردد.یک شهر شهردار،مهندس،پزشک،راننده،خواننده و...همه نوع انسانی دارد زمانی که همه نوع انسانی هست این چرخ درست می چرخد ولی وقتی نقص داشته باشد این چرخ در چرخش خود دچار مشکل می شود.بحث لژیون مالی و سردار است در انتخابات می خوانند سرنوشت هیچ قومی را تعقیر نمی دهند مگر آن قوم خواسته های نامعقول خود را کنار بگذارد نمیخواهم بگویم معقول است یا نامعقول ولی واقعیت امر این است که کنگره شعبه ها را مثل یک سرزمین می بیند میگوید این یک قوم است،اراک یک قوم است،ملایر یک قوم است که تازه تشکیل شده است این خانواده و این قوم باید توانایی را داشته باشد که خودش خود را تغذیه کند هم از نظر مالی و هم علمی.ما شهرستان هایی داریم مثل سمنان،کرج و...که پول آنها نمی رسد ساختمان بسازندآقای مهندس فرمودند:ما به هیچ وجه هیچ پولی نمی دهیم خود آنها باید کمک کنند شاید به ظاهر از دور نگاه کنید و منظره قشنگی نتوانید تصور کنید ولی آینده نشان می دهد که این درخت برگ می دهد یا خیر.آقای مهندس بسیار انسان باهوش و توانمندی است ایشان مهندس هستند و طراحی میکنند محصول را میبینند و خرید محصول هم میبینند.آقای مهندس می فرمایند:یک شعبه باید خودش را تغذیه کند و حرکت کند و بسازد،این یک حکمتی دارد وگرنه برای کنگره کاری ندارد ۲۰۰میلیون بدهد به شعبه تا کار آن شعبه راه بیفتد ایشان مطمئن هستند که این کار را انجام دهند انسان هایی که در آن شعبه فعالیت میکنند قوی نخواهند شد و اگر شعبه و افراد ضعیف عمل کنند کنگره ضعیف میشود.به همان اندازه که یک راهنما،ایجنت،مرزبان و...در شعبه مهم هستند به همان میزان هم اعضا لژیون سردار مهم هستند.
نمی خواهم بگویم فرق دارند یا فردی که عضو لژیون سردار است فخر بفروشد یا تفاوت قائل شویم با بقیه افراد خیر اصلا اینطور نیست ما همه در یک خط ایستاده ایم و همه در یک جهت حرکت میکنیم ولی شعبه ای که لژیون سردار توانمندی ندارد آن شعبه رو به جلو حرکت نمی کند.در کنگره افراد خودشان را باهم مقایسه میکنند من هیچ گاه خودم را با آقای مهندس مقایسه نمیکنم اما با لژیون اطرافم قیاس می کنم اینکه چند رهجو دارم،فرد دیگر چند رهجو دارد،چند کمک راهنما تحویل داده است و...لژیون من ۳۰ راهنما تحویل داده است،۶ایجنت تحویل داده است،کلی مرزبان و ورزش بان و...تا چندسال پیش فکر میکردم لژیون کاملی دارم و توانسته ام به عنوان مسئول یک لژیون انسان ها را تفهیم کنم.اما فکر کردم در لژیون من خدمت گزار مالی ندارم این را جدی میگویم فردی که از لژیون خود راهنما،خدمت گزار،مرزبان و...بیرون نیامده است این راهنما باید یک بازنگری به نوع آموزش خود کند،آن راهنمایی که از لژیون خودش عضو لژیون سردار و خدمت گزار مالی بیرون نمی آید باید یک بازنگری در لژیون خود کند.این را بدانیم که مادر کنگره رهجو برای خود پرورش نمی دهیم رهجو برای کنگره پرورش می دهیم تمام تلاشم را میگذارم تا افراد آدم کنگره باشند نه آدم من.وقتی در شعبه ای یک همسفر عضو مالی است حتما میشود از هر لژیون خانواده یک عضو مالی باشد در مسافرها هم همینطور.در شعبه آکادمی جشن گلریزان پارسال آقا مهندس استاد بودند و یک راهنما ۷ نفر عضو لژیون سردار معرفی کرد و یک  راهنما یک نفر عضو لژیون سردار نداشت این قضیه ربطی به نفرات شعبه ندارد تقسیم می شوند نمی شود گفت لژیون من تمام اعضا پول دار هستند و در لژیون دیگری همه بی پول یا همه در لژیون من باسواد هستند در لژیون دیگر همه بی سواد خیر چنین چیزی نیست من در جایگاهی نیستم که دو راهنما را قیاس کنم ولی به عنوان یک راهنما نسبت به خودم فکر کردم که چقدر یک راهنما توانایی دارد میتواند یک مسئله را به رهجویش بفهماند مثلا انقدر بفهماند که یک پنجم موادش را کم کند یا عضو سردار شود و...این توانایی را راهنما به رهجو منتقل می کند.
زمانیکه رهجوی او در گلریزان شرکت میکند و رهجوی من شرکت نمیکند این عدم توانایی من در انتقال علم کنگره به رهجو است.اگر من به رهجو آموزش ندهم نتواند ببخشد نتوانسته ام کاملا کنگره را به او انتقال دهم.من در اوایل سفر دوم خودم هفته راهنما تا دو هفته به کنگره نمی آمدم تا پاکت ندهم و میگفتم کنگره پولی نیست اما اکنون اولین نفر در شعبه من به راهنمایم پاکت می دهم به هر بهانه ای شده به جناب مهندس پاکت می دهم می دانید چگونه این اتفاق افتاد؟چون فهمیدم اگر بخشش،گذشت و شاکر بودن را کسی نیاموزد هیچ چیزی نیاموخته است.اگر رهجو به من پاکت ندهد من ناراحت میشوم بابت اینکه من نتوانستم به او بفهمانم که تو باید تشکر کنی،برای من مهم نیست مبلغ درون پاکت ولی برای تو مهم است چقدر در پاکت بگذاری.برای من به عنوان ایجنت مهم نیست چقدر در پاکت بگذاری ولی مهم است در شعبه ای که خدمت میکنم بچه های آن شعبه گذشت کردن و شاکر بودن را فهمیده باشند.رهجوی من زمانی که این کار را میکند من میفهمم که این آدم نه تنها رهایی او دوام ندارد بلکه قوام هم پیدا نمیکند یعنی نه تنها حفظ نمیشود بلکه زوال هم پیدا میکند.وادی ۱۴ میگوید بگذر اگر من به رهجو وادی ۱۴ را آموزش ندهم این زنجیر ناقص میشود.زنجیر گردن بند را اگر دیده باشید حلقه اول در حلقه آخر می افتد و محکم میشود ۱۴وادی اولی آن تفکر و آخری بخشش است اصلا نمیشود شمابگویید من عاشق هستم ولی نمیبخشم اگر من گذشت را به رهجویم منتقل نکنم من بزرگ خوبی نبودم من راهنما و مرزبان و ایجنت خوبی نبودم.ما اینجا هستیم در کنگره که توانمندی یکدیگر را بالا ببریم،اگر علم و مال نباشد هیچ چیزی ارزش ندارد اگر مال نباشد باید آن علمی که دارید را به مبلغ ناچیزی بفروشید و زمانی که فروختید دیگر آن علم شما نیست و او که خریده است میتواند با آن علم همه کاری کند.اگر آقای مهندس تفکر و علم کنگره را میفروخت دیگر به این صورت نبود،ما آمده ایم به کمک آقای مهندس که بار از دوش ایشان برداریم نه بار بگذاریم.کنگره نیازمند گام های بلند است و این گام های بلند پول کلانی می خواهد و این پول های کلان از جیب من و شما است و با افتخار باید بگذاریم.اگر من به عنوان راهنما نتوانم باتمام توانم خدمت مالی کنم از رهجوی خود هیچ انتظاری نمیتوانم داشته باشم.رهجو تمام مسائل راهنما را در نظر میگیرد و بعد قضاوت میکند من راهنما انقدر قدرت دارم که به او تفهیم کنم که من از نظر علمی و مالی دانش اعتیاد از تو خیلی قوی تر هستم وقتی این را ثابت کردم رهجو تسلیم من میشود.رهجو نگاه کند میفهمد راهنما چقدر خدمت مالی میتواند کند دو میلیون،سه میلیون یا دویست میلیون و...راهنما هم میفهمد رهجو چگونه است.
لزومی ندارد بپرسم چقدر؟اگر روز گلریزان اگر من آدم دو یا سه میلیونی بودم  با تمام توانم یک میلیون،۵۰۰هزار تومان مشارکت کنم  آن رهجو که میخواهد صد میلیون مشارکت کند دیگر جرات جلو آمدن ندارد چون میگوید راهنما من با این عدد آمده است با وجود تواناییش!من میگویم زیر خودتان را با آتش روشن کنید نه زیر رهجو را.زیباترین خدمت،خدمت کامل است همه چیز دو جزئی است آنهایی که خدمت علمی میکنند این علم متعلق به آقای مهندس است به من اجازه داده شده که بتوانم این علم را انتقال بدهم این انتقال توسط من باعث ارتقا من میشود اگر من بتوانم با تمام توانم خدمت مالی کنم آن دوجزئی کامل میشود،یعنی هم خدمت مالی و هم خدمت علمی.تا زمانی که به رهجو بگویم کنگره را ازدرون من ببین او یک مشت ناخالصی میبیند ما باید به رهجو کنگره را آموزش بدهیم چون رهجو پای خود را جای پای راهنما میگذارد اگر راهنما سی دی ننویسد رهجو نمینویسد،اگر خدمت مالی نکند رهجو خدمت مالی نمیکند اینگونه نیست ما حرف بزنیم و انتظار داشته باشیم عمل کنند چون حس است متوجه میشوند.به راهنمایی میگویم چرا ۶رهجو داری بیشتر بگیر؟میگوید:من توانم سالی ۶نفر است بیشتر شود لژیون بهم میریزد این ظرفیتش را خودش میداند و زیبا هم خدمت میکند،من توانم در خدمت مالی صدهزار تومان است یا در گلریزان توانم ۶میلیون است و...این اعداد رویایی نیست در آینده نه چندان دور کسانی خواهند آمد که با رقم بالای مالی مشارکت مالی کنند.برای پرتاب کنگره به بیرون از خاک ایران ما نیاز به چنین پول های رقم بالا هستیم.من یک شعبه میروم تفکر راهنما و ایجنت و...به من بدهید،یک شعبه تفکرش ما می دهیم برای خودمان و شعبه دیگری تفکرش این است ما سیر هستیم می دهیم به شعبه دیگر.خیلی جالب است شعبه بهشهر میگفتند ما پول میریزیم به حساب کنگره تا شعبه دیگر در جای دیگری تاسیس شود.سعی کنید دنور داشته باشید دنور یعنی بخشنده صفتی است که جناب مهندس به هرکسی نمی دهند به ۵۰میلیون به بالا این صفت را می دهند.دنور ها مثل میخی هستند که شعبه ها را به زمین میخکوب کرده اند.من نمیگویم همه عضو لژیون سردار شوند خیر هرکس میتواند عضو شود ولی در هفته گلریزان همه موظف هستند شرکت کنند یکی با ۵۰هزار تومان و یکی با ۵۰میلیون تومان.باید بتوانیم مال را رها کنیم.
تنظیم و عكاس :مسافر عباس
تایپ :همسفر سارا
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محسن یکشنبه 14 مهر 1398 07:35
با سلام وخدا قوت به همه عزیزان وراهنمای خودم اقا رضا وتبریک به خاطر عضو شدن در لژیون سردار مبارکت باشه.ممنونم مسافر محسن۱۱.
مسافر علیرضا نجف آبادی شنبه 13 مهر 1398 14:45
خدا قوت خدمت استاد - نگهبان و دبیر جلسه - ورود آقارضا خندابی را به لژیون سردار تبریك میگم .
رضا خندابی شنبه 13 مهر 1398 10:35
خداقوت خدمت دیده بانان عزیز و سپاس از خدمتگذارن شعبه بسیار استفاده کردیم از سخنان استاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: