آدرس: اراک، سردشت، سمت راست، میدان بسیج، جنب بلوار دانشگاه علوم پزشکی، ساختمان عبدی تلفن: 34173491-086
گفتگو با مرزبان شعبه مسافر علی رضا
پنجشنبه 18 مهر 1398 ساعت 10:17 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )
 یه مرزبان خوب این نیست که همه از او راضی باشند و همه او رادوست داشته باشند مرزبان خوب در راستای قوانین و حرمت کنگره 60 حرکت میکند
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، گفتگو،

دل نوشته : جایگاه مرزبانی؛ خدمت همراه با عشق و محبت
یکشنبه 14 مهر 1398 ساعت 08:48 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )

یک مرزبان زمانی می‌تواند، در کارش موفق باشد که با عشق وایمان کارش را انجام دهد نه از سر وظیفه. در این صورت است که کارش را به بهترین شکل و از صمیم قلب انجام می‌دهد.



ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، مناسبت ها،

لینک های مرتبط: سایت مرکزی،

گفتگو با دیدبان امور مالی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 علیرضا زرکش
چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت 09:14 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )

لطفاً ابتدا خودتان را به‌رسم کنگره معرفی نمایید.

سلام ‌ علیرضا هستم یک مسافر. آخرین آنتی ایکس مصرف تریاک و شیره ۹ ماه و ۱۵ روز سفر کردم راهنمای خوبم آقای محمد صداقت رشته ورزشی راگبی، ایروبیک و شنا مدت رهایی ۱۴ سال.

 لطفاً کمی در مورد جایگاه دیدبان لژیون سردار برایمان توضیح دهید؟

همه آدم‌ها یک جای برای خدمت کردن دارند، دیدبان لژیون سردار جایگاهش برای من نیست ولی خدمتش برای من ماندگار است. جایگاهی که کنگره برای خدمت به آدم‌ها می‌دهد فکر می‌کنیم که ما هستیم که خدمت می‌کنیم درصورتی‌که ما به‌تنهایی نمی‌توانم خدمت کنیم یک‌زمانی بار آن‌قدر سنگین است که این بار را چند نفر باید به دوش بکشند در جایگاه لژیون سردار من تنها نیستم من هستم و تمام همسفرها و مسافرهای کنگره 60 چون آن‌قدر بار بامعنا، سنگین و وزین است که تمام کنگره این پرونده را به عهده گرفته و در حال حرکت است.

توصیه شما به کسانی که می‌خواهند در لژیون سردار شرکت کنند و تردید دارند چیست؟

کار درست را باید انجام داد در کار درست انسان خردمند تردید نمی‌کند، هیچ جای وجود ندارد که من وادی چهاردهم را کامل اجرا کنم ولی درکنگره می‌شود و مطمئن هستی چه اتفاقی می‌افتد برای حرکت مالی تردید نباید کرد. مردد بودن باعث شک می‌شود. توصیه من به کسانی که می‌خواهند خدمت کنند حتماً بروند و کارت بکشند تردید آن‌ها از بین می‌رود با انجام ندادن تردید از بین نمی‌رود با انجام دادن انسان اطمینان پیدا می‌کند توصیه من این است که با انجام دادن مطمئن شوید.

 لژیونر سردار چه پیامی برای کسانی که درکنگره هستند دارد؟

درکنگره ما رایگان درمان می‌شویم ولی این بدان معنا نیست که هیچ‌کس هزینه درمان ما را نداده است ما هرکدام بیست میلیون هزینه درمان داریم و هزینه درمان من را یکسری از آدم‌های دیگر متقبل می‌شود کسانی که قبل از من اینجا بودند و کسانی که این فضا را تهیه‌کرده‌اند، آقای مهندس، راهنما، مرزبان و کل سیستم کنگره، لژیون سردار می‌گوید یکسری آدم‌ها هستند که دوست دارند در شادی دیگران شریک باشند برای همین هزینه می‌کنند کار را گردن می‌گیرند و کسانی که مسائل خود را گردن می‌گیرند انسان‌های کمی نیستند، انسان‌های بزرگی هستند آدم‌های که غیر از مسائل خود، مسائل دیگران را گردن می‌گیرند بخشنده هستند و واقعیت امر در لژیون سردار این چند نفر دارند حرکت بزرگی انجام می‌دهند.

 در زندگی شخصی وادی چهاردهم چه تأثیری دارد؟

ما زندگی شخصی نداریم زندگی ما با کنگره عجین شده است واقعیت امر این است که انسان نمی‌تواند بگوید اینجا می‌گذارم و آنجا نه استفاده می‌کنم.

ما درکنگره مثل زمین ورزشی در حال تحرک هستیم چیزهای که درکنگره یاد می‌گیرم بیرون بکار ما می‌آید و ناچار به انجام آن هستیم ولی سخت است و به قول مهندس سهل است.

کلام پایانی:

تمام انسان‌ها با هر تفکر و اندیشه و دینی یکسری اسطوره دارند این اوسطورها رفتار و کردارشان برای انسان‌ها ارزشمند می‌باشد و از آن‌ها تأثیر می‌گیرند هر بار نام آن‌ها خوانده می‌شود و سرنوشت آن‌ها تعریف می‌شود انسان‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهند و خونشان به جوش می‌آید و شرایط خاصی برای آن‌ها پیش می‌آید یکسری واقعی هستند و یکسری غیرواقعی، یکسری از آدم‌ها ازخودگذشته هستند مثل امام حسین و هر موقعِ که در مورد این بزرگوار صحبت می‌کنیم هرکدام از ما ایرانیان که شیعه هستیم حسی داریم نسبت به ایشان و خون ما به جوش می‌آید.

همه ما دوست داشتیم در آن فضا و مکان بودیم و حمایت می‌کردیم با تمام وجود و هست و نیست خود، از این واقعه سال‌ها گذشته است ولی یک پیام دارد برای تک‌تک ما، الآن یک تفکر دارد شکل می‌گیرد که انسان‌ها را می‌تواند سیراب کند. اگر این آب جاری شود خیلی از آدم‌ها که از تشنگی دارند تلف می‌شوند سیراب می‌شوند، خیلی از مصرف‌کننده‌ها که اعتیاددارند و درگیر مواد مخدر هستند، این آب را باید جاری کرد در ایران خیلی‌ها کنگره را نمی‌شناسند و همین‌طور کشورهای اطراف و ما نسبت به اعتیاد وظیفه‌داریم و آدم‌های بزرگی که در صحرای کربلا ایستادگی کردند و جنگیدن برای آزادی و آزادگی و تا پایان جان خود بر حرف خود ایستادند، حال من و تو وظیفه‌ داریم علم کنگره را جاری سازیم برای جاری شدن نیاز به مال فراوان است و انرژی زیاد این انرژی زیاد را باید من وتو تأمین کنیم زمانی نرسد که بگوییم کاش می‌توانستیم کاری بکنیم و نکردیم اینجا شعبه دانیال اهواز است و خیلی‌ها در اهواز نمی‌دانند کنگره 60 وجود دارد چه کسی باید به آن‌ها بگوید ما باید اطلاع‌رسانی کنیم و این کار با علم و مال میسر می‌شود و همه باید همسفر و مسافر در این کار کوشا باشند.

از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید از شما سپاسگزارم

من هم تشکر میکنم و برای تک تک اعضا ارزوی موفقیت دارم.

منبع :سایت مرکزی

دانیال اهواز

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، مطالب آموزنده، گفتگو،

لینک های مرتبط: سایت مرکزی، دانیال اهواز،

دلنوشته ای از همسفر ژاله
یکشنبه 31 شهریور 1398 ساعت 08:42 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )
عشق و محبت کلمه ای که کاملا با آن بیگانه بودم

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

لینک های مرتبط: فردایی روشن،

خدمت کردن زمان و مکان ندارد و همه ما اعضای یک خانواده هستیم به نام کنگره 60
شنبه 30 شهریور 1398 ساعت 20:32 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )
خدمت کردن زمان و مکان ندارد و همه ما اعضای یک خانواده هستیم به نام کنگره ۶۰
گفتگو با مسافر محمد عضو لژیون سردار

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش تصویری، دلنوشته، مطالب آموزنده، مشارکت های مکتوب، گفتگو،

گفتگو با همسفر مهری عضو لژیون سردار
یکشنبه 10 شهریور 1398 ساعت 10:49 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )
به نام اولین عاشق که اوست

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش تصویری، دلنوشته، گفتگو،

مصاحبه با دیده بان محترم آقای کامران
چهارشنبه 23 مرداد 1398 ساعت 10:05 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )
 گفت‌وگویی دوستانه و کوتاه با یکی از دیده‌بان های جمعیت احیای انسانی کنگره 60 جناب آقای کامران در رابطه با خدمت های ایشان در این سازمان مردمی نهاد و دستور جلسه ای این هفته ی کنگره 60 در ادامه ی متن به همراه خواهیم داشت.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش تصویری، دلنوشته، گفتگو، مطالب آموزنده،


لینک های مرتبط: نیک آباد،

دل نوشته ای از همسفر ژاله
یکشنبه 20 مرداد 1398 ساعت 16:03 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )
"بنام خدایی که از شدت حضور ناپیداست"

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

لینک های مرتبط: وبلاگ لژیون نهم همسفران،

مصاحبه با دیده‌بان محترم؛ آقای امین دژاکام
یکشنبه 13 مرداد 1398 ساعت 11:06 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش تصویری، دلنوشته، مطالب آموزنده،

گفتگو با آشپز مراسم افطاری مسافر فرامرز
چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت 10:43 | نوشته شده به دست عباس راهزانی | ( نظرات )

گفتگو با آشپز مراسم افطاری مسافر فرامرزعسگری

با سلام لطفا خودتان را معرفی کنید.

سلام دوستان فرامرز هستم یک مسافر




ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش تصویری، دلنوشته،

شعر در وصف همسفر
سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت 21:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )

شعر در وصف همسفر

مسافر در سفر باید کنارش همسفر باشد

ز خلق و خوی همراهش کمی هم باخبر باشد

بدون همسفر شاید به آزادی رسی امّا

رها با همسفر شیرین تر از قند و شکر باشد


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

دلنوشته؛از اوج ورزش تا قعر اعتیاد
سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت 06:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

سلام دوستان ، حبیب هستم یک مسافر

روزهای بسیار سختی بود . بزرگ شدن در خانواده‌ای که پدر خانواده مصرف کننده بود از یک طرف و وضعیت بد مالی از طرف دیگر ، فشار زیادی را به من وارد می‌کرد . به همین دلیل تصمیم گرفتم در سن نوجوانی در کنار تحصیل سر کار هم بروم .

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

دلنوشته؛لذت زندگی بدون سیگار
پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت 06:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )
به نام خالق زیبایی ها

با سلام ، احمد هستم مسافر سیگار.

قبل از هر چیزی خداوند را شکر می‌کنم که به من کمک کرد تا بتوانم به درمان برسم و از راهنمای درمان سیگارم جناب آقای غفاری سپاسگزارم.

قبل از شروع درمان ، به دلیل مصرف زیاد سیگار ، پوستم تیره ، لب‌هایم کبود و اکثر دندان‌هایم خراب شده بود و روی زبانم یک لایه جرم گرفته بود ، طعم غذاها را حس نمی‌کردم و از غذا خوردن لذتی نمی‌بردم ، گلویم درد می‌کرد و به‌شدت سرفه می‌کردم و ریه‌ام دچار مشکل شده بود .

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: درمان وابستگی به مصرف سیگار(ویلیام وایت)، دلنوشته،

دلنوشته؛دعای مادر...
دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 06:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )
به نام حضرت دوست


می‌توانم بگویم که زندگی خوب و متعادلی داشتم و در زندگی مشکل خاصی نداشتم. اما بعد از مدتی خواسته‌ای که در درونم وجود داشت و من از وجود همچین خواسته‌ای در درون خودم اطلاعی نداشتم، با قرار گرفتن در شرایطی که برایم پیش آمد با ناآگاهی خودم و داشتن منیت این خواسته شروع به شکوفا شدن می‌نمود و من ذره‌ذره در حال وارد شدن به تاریکی بودم. تاریکی که من در حال تجربه کردن آن بودم چیزی نبود جز استفاده از مواد مخدر و تشکیل دادن ساختاری قدرتمند به نام اعتیاد!
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

دمی در لژیون نهم
یکشنبه 12 دی 1395 ساعت 06:00 | نوشته شده به دست لژیون سوم | ( نظرات )

به نام خالق زیبایی ها

سلام دوستان محدثه هستم یک همسفر

قبل از اومدنم به کنگره ، مسافرم تا حدودی سعی کرد مرا با این مکان مقدس آشنا کند.اما اطلاعاتی که به من می‌داد زیاد نبود و مشتاق بودم تا بدانم این مکان چگونه جایی است!!!

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

دلنوشته؛کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره
سه شنبه 7 دی 1395 ساعت 06:00 | نوشته شده به دست میلاد عیدی | ( نظرات )

به نام حضرت دوست


خیلی وقت بود که دلم می‌خواست دل نوشته‌ای بنویسم ولی بهانه‌ای برایش پیدا نمی‌کردم تا اینکه دستور جلسه این هفته بهانه‌ای شد برای من تا قسمت کوچکی از آنچه که باید بگویم را بگویم.دستور جلسه‌ای با این عنوان:

 کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

دلنوشته:صحنه های زندگی من
یکشنبه 5 دی 1395 ساعت 06:00 | نوشته شده به دست لژیون سوم | ( نظرات )
"به نام پدید آورنده ی قلب های پاک"


نمیدونم چرا هروقت به این دستور جلسه می رسیم،حالم عوض میشه.نمیدونم چرا یه بغضی توی گلوم گیر کرده که فقط های های گریه آرومم میکنه!شاید بخاطر یه حس مادرانه است که اینجوری میشم.من یه مادرم و میخوام امروز از دنیای یه مادر به این دستور جلسه نگاه کنم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

دلنوشته:مفهوم خوشبختی
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 07:00 | نوشته شده به دست لژیون سوم | ( نظرات )
"به نام خدایی که هرچه دارم از اوست..."


از پله ها بالا رفتم جلوی درب ایستاده بودم،ضربان قلبم ده برابر تندتر شد،یک آن ترسیدم از این که این ها همه خواب باشند.ترس وجودم را فرا گرفت.تمامی روزهای حضورم در کنگره همانند فیلمی از جلوی چشمانم رد شد.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

دلنوشته:ترس... غلبه یا فرار؟
یکشنبه 24 مرداد 1395 ساعت 08:00 | نوشته شده به دست لژیون سوم | ( نظرات )
"بسمه تعالی"



آیا بایداز چیزی که می ترسیم فرارکنیم تا با آن مواجه نشویم ویا این که خود را در موقعیت آن قرار دهیم و راه های مقابله با آن را بیاموزیم تا برای همیشه آن موضوع رعب آور برای ما حل شود ؟


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

عشق به نوشتن...
پنجشنبه 7 مرداد 1395 ساعت 07:01 | نوشته شده به دست لژیون سوم | ( نظرات )
"اول دفتر به نام ایزد دانا"


در ایستگاه راه آهن منتظر آمدن قطار بودم،موقع سوار شدن آن قدر عجله داشتم که چمدان احساسی غریب را جا گذاشتم.قطار به راه افتاد.آن چمدان هر لحظه در نظرم کوچک و کوچک تر می شد تا جایی که در خم جاده پشت کوه ها و دشت ها آن را برای همیشه از دست دادم.قطار زندگی مجالی نداد برای بازگشتن و یافتن آن...
چمدان های دیگر را باز کردم و تا رسیدن به مقصد با آن ها سرگرم شدم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،



 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: